به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 31 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 303
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    bloom عزیزم، باید با همسرت صحبت کنی، ازش بخواه که به آینده تون فکر کنه و بفهمه که راهی که پیش گرفته راه درستی نیست، ببین عزیزم، امکان داره همسر شما، با این قهرش و فشار غیراصولی که روی خانواده اش میاره اونها رو مجبور به جلو اومدن بکنه، اما بعد از ازدواج خانواده همسرت موضع بدی نسبت به شما خواهند گرفت و اون طور که شایسته شماس، به شما احترام نخواهند گذاشت، پس از همسرت بخواه که به شما ثابت کنه با درایت خودش راه حل مناسبی برای این قضیه پیدا کنه، همسرت باید سیاست به خرج بده و همونطور که santatian گفتن، شروع به درست کردن ذهنیت خانواده در مورد شما بکنه، در ضمن برای اینکه روی این روش وقت و انرژی بذاره، بهتره طبق گفته نازنین، تاریخ مشخص کنی و ازش بخوای به بهترین شکل ممکن از شما خواستگاری کنه (یعنی همراه با خانواده و البته نه به اجبار)...
    من مطمئن هستم که خانواده همسرت اگه با اخلاق خوب شما آشنا بشن، دلیلی برای مخالفت نمی بینن.
    راستی عزیزم توی این مدت 4 سال شما با خانواده اش رفت و آمد نداشتی؟؟


  2. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    نازنین عزیزم ممنون از راهنماییت
    من خودمم به این نتیجه رسیدم که باید تحت فشار قرارش بدم ولی چطوری نمی دونم

  3. #23
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    آقای santatian متشکرم
    می دونید مشکل اینه که اونا با خود من مشکلی ندارن و تا حالا نتونستن بگن من و نمی خوان سعی می کنن بهانه تراشی کنن مثلا می گن دختر خوبیه ما هیچ عیبی روش نمی زاریم ولی چون مامانش مهر اون یکی رو بالا گرفت ما برا این یکی اقدام نمی کنیم با این که 4 سال پیش هم می دونستن مهر خواهرم بالا بوده (مهر خواهرم 1000 سكه بود)
    یا مثلا اگه مامان من زنگ بزنه و برای مسافرت دعوتشون کنه شمال میگن اینا می خواستن ویلاشونو به رخ ما بکشن ولی باور کنین قصد مادرم فقط رفت و آمد بوده
    یا مادرم هر مناسبتی زنگ میزنه و تبریک میگه میگن نقشش این بوده که مارو جلو پسرامون خراب کنه و بگه دیدن من زودتر زنگ زدم
    شما بگین من چیکار باید بکنم وقتی از هر حرفی شر درست میشه و متاسفانه آرش اصلا سیاست نداره

  4. #24
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    shad عزیزم سلام
    رفت و آمد مون اوایل زیاد بود ولی به تدریج کم شد یعنی هر بار که مامانم دعوت می کرد یه بهانه ای می آوردن حتی یه بار مادرم تدارکم دیده بود ولی یه روز مونده زنگ زدن که مارو جایی دیگه دعوت کردن
    حالا جالبه با همه ی این بی ادبی ها اونا 2 قورتو نیمشون باقیه جالبه خونه ی خواهرم زیاد نمیرن می گن چون این خونه رو باباش براش خریده ما توش راحت نیستیم نمی خوایم منت رو سر پسرمون باشه
    منم همین یه خواهرو دارم و خیلی هم بهم وابسته هستیم فکر کنین مادرش برا اینکه خانواده ی من بکشن کنار به خواهرم زنگ زده گفته آرش دست بزن داره تو که نمی خوای خواهرتو دست یه همچین آدمی بدی
    با این که تو این 4 سال یه تلنگرم به من نزده دعوامون می شه ولی دست بزن نه
    من و برادر دیگه ی آرش با هم همکاریم اون کامل از حقوق و در آمد من با خبرن و جالب ایجاست که میگن ما یه دختر خانه دار می خوایم و این در صورتیه که تمام حقوق آرش میره برای قستای بانک و من اگه دارم کار می کنم فقط برای زندگی خودم و گرنه من تو خونه ی پدرم اصلا به کار کردن نیازی ندارم حتی مادرو پدرم نمی زارن من از حقوقم استفاده کنم و من هر ماه 1 ریال هم از اون پولو خرج نمی کنیم چون پدر اعتقاد داره این پولو باری آینده احتیاج دارم نه الان
    همه ی اینارو می دونن ولی فکر می کنن پدر مادر من برای پوز زنی این کارا رو می کنن یعنی هر محبتی از طرف خانوادم یه جوره دیگه ای برداشت میشه

  5. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    عزیزم من کاملا متوجه هستم چی می گی. متاسفانه از این نوع ادم ها زیاد هستند.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  6. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    دوست من با این اوصافی که گفتی فقط خود ارش می تونه با خانوادش کنار بیاد. عزیزم یک تاریخی رو مشخص کن براش. شرایط پیش از ازدواجت در خیلی موارد مثل منه . هیچ کس نتونست خانواده همسرم رو قانع کنه جز خودش.

    اینم اضافه کنم با توجه طرز فکر این خانواده به آرش بگو خیلی ازت تعریف نکنه. می دونی می خوام بگم حساس ترشون نکنه. بگو طوری حرف بزنه که مادرش فکر نکنه اگه با ازدواج تو هم موافقت کنه ، شما دو تا خواهر پسراشو از چنگش در می یارید.
    آرش بهترین کسی هست که می تونه با زبان خودشان باهاشون حرف بزنه و قانعشون کنه عزیزم.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  7. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    تو فامیلشون کسی نیست باهاشون صحبت کنه؟
    بزرگتری که حرفشو قبول کنند؟
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  8. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    آره نازنین جون
    باهاش دیشب صحبت کردم بهش گفتم که با خانوادش بشینه درست حسابی حرف بزنه ازش خواهش کردم دعوا نکنه و با آرامش حرفشو بزنه
    البته اگه بتونه آروم باشه هر رفتاری که آرش تو خونه می کنه از چشم من می بینن

  9. #29
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    الینا جون مرسی از پیگیریت
    نه عزیزم اینا از هیچکی حرف شنوی ندارن هر کسی هم تا حالا با هاشون حرف زد با هاش قطع رابطه کردن

  10. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    انشااله هر چی که خیر و صلاحته برات پیش بیاد عزیزم.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...


 
صفحه 3 از 31 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.