فکر کردن به ازدواجو کم کردم ، دیگه پذیرفتم که شرایطم خوب نیست ، چسبیدم به ورزش ،حالم بهتره ، خدا رو شکر همه چی خوبه ، سرکار خوبه ، پایان ناممو هم لاکپشتی دارم انجام میدم ، قبول کردم که کاری نمیشه کرد باید تنهاییو تحمل کنم ، یه موقع هایی دختر پسرارو میبینم با هم خیلی احساس بی عرضگی میکنم که چرا من کسیو پیش خودم ندارم ولی وقتی به دستاوردای زندگیم فکر میکنم به خودم افتخار میکنم . زندگی همینه دیگه خدا رو شکر ، تنهایی خیلی سخته ولی با تنهایی هم میشه خوشبخت بود.
به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
هر چه گویم من از این سوز دلم
به خدا بازم کمه بازم کمه
چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم
علاقه مندی ها (Bookmarks)