سلام ازاد جان
از نوشته هات مشخصه که خیلی خیلی ناراحتی
اول از همه اینکه اروم باش
دوم اینکه چیزی رو که میگم من دقیقا توی اطرافیانم دیدم که چنین چیزی بوده
با توجه به نوشته هات شوهر شما بیشتر تحت تاثیر خانوادش هست
پس باید این برطرف بشه
سعی کن با خواهر شوهرت و همچنین مادرت رابطه خوبی داشته باشی ،بهشون نزدیکتر شو تا بدونن از خودشونی ،متوجه بشن که دوستشون داری
سعی کن به شوهرت ابراز علاقه بیشتری کن ،این احترام به شوهرت هم از طرف خودت و هم از طرف خانوادت باشه
اگر پدرت بتونه رابطه صمیمی تری بهاش برقرار کنه به تو هم کمک کرده
مثلا تو و خانوادت در مورد مسایلتون ازش نظر بخواین
اون رو متوجه این کن که براتون خیلی محترم هست
بعد از اینکه رابطه کمی بهتر شد دقیقا زمانی که با هم خوب هستی خواسته هات رو بگو :
مثلا بگو دوس داشتم نظرمو بپرسی ،بگو چون برام مهمتر از هر کسی هستی توقعم میشه ، ناراحت میشم این که نظر منو نخواستی ......
سعی کن زیاد اعتراض نکنی
کم کم با محبت و احترام این چیزا رو ازش بخواهی
باور کن من ادم هایی اطرافم میشناسم که از این رو به اون رو شدن
فقطم با احترام و محبت
امیداورم که همه چیز درست بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)