رابطش با پسره تا چه حدشو نمیدونم اما نزدیک دو سال ظاهرا رفیق بودن. دلیل جدایی پسره ولش کرده با بهونه ی بیماری گفته که احتمال داره من بمیرم دختره هم میگه پسره زیاد مشروب اینا میخورد برا همین کات کردیم! خانوادشون کامل در جریان نبودن. منم با گذشتش کاری ندارم میتونم کنار بیام ازدواج هم شرایطشو حداکثر تا یک سال دیگه پیدا میکنم. اساسی ترین مشکل من همینه که طرفشو فراموش نکرده و ب احساساتم پاسخ درست حسابی نمیده در واقع یجورایی فقط برا تنهایی خودش با من میحرفه منم که دوسش دارم شدید. دیروز اعتراض کردم اینجوری نمیشه ادامه ندیم بهتره ولی قبول نکرد میگه که گذر زمان همه چی رو حل میکنه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)