روز مادر را دوست ندارم.
وقتي روز مادر ميشود دلم ميگيرد براي تمام فرزنداني که مادرشان سفر کرده به جايي دور.جايي که نميشود ديدشان،بوسيدشان و در آغوش کشيدشان.
دلم ميگيرد براي تمام زناني که هيچ گاه نميتوانند لذت مادر شدن را بچشند.هيچ خاطره اي از بوي فرزندشان ندارند.و هيچ دستي نيست تا دور گردنشان حلقه بندد و مادر خطابشان کند.
دلم ميگيرد براي تمام مادراني که فرزندشان از خاک سفر کرده اند.تمام مادراني که ديگر نميتوانند فرزندشان را ببوسند و گرماي وجودش را حس کنند.
آخر ميداني مادر فرق دارد.رابطه اش،احساسش،وزن حضورش و شور بودنش با هر آنچه خوب ميدانيم فرق دارد.
جنس نگاهش را در هيچ نگاهي نميبيني و بخشش بي دريغش را در هيچ کس سراغ نداري.
مادر يک موهبت است که سنجش قدرش ممکن نيست.
یاحق








علاقه مندی ها (Bookmarks)