RE: حس مي كنم تمام آرزوهام به باد رفته
bivafa عزیز لطفا به حرف های بی اساسی که از طرف کسانی که خودشون هم مشکل دارند عنوان شد اهمیت نده.
دوست عزیزم مطمئن باش اگه همسرتو آزاد بذاری بهت خیانت نمی کنه. جایی نوشته بودی : فکر می کنم اگه تا حالا بهم خیانت نکرده واسه اینکه دارم کنترلش می کنم "
دوست خوبم برای اینکه بازم اشتباه نکنی باید دیدگاهتو عوض کنی عزیزم. ببین ذات انسان اینکه اگه 1000 تا چشم هم دنبالش باشه اگه بخواد کاری بکنه می کنه. حالا چه زن. چه مرد. پس خیال نکن اگه همسرت بهت خیانت نکرده به خاطره توه.
دوما چرا خیانت ؟؟؟ عزیزم اون انقدر تو رو دوست داشته که با تمام گذشته ات باز هم قبولت کرده و به دور از چشم خانوادش باهات ازدواج کرده.
سوما چرا انقدر ضعیف و بی اعتماد به نفس برخورد می کنی؟؟؟ بارها گفتم باز هم می گم : مردها حذب زن های قدرتمند و طناز می شوند.
می دونی چرا همسرت انقدر قبلا دور و ورت بود ؟ چون آویزونش نبودی ولی حالا ...
دوست گلم محکم باش. مطالعت رو زیاد کن. سعی کن کم کم خودتو پیدا کنی. عزیزم تازه 28 سالته. بشین برای زندگیت برنامه ریزی کن.
اگه موقعیت اجتماعی بالایی داشتی ایا پس از جدایی دومت بازهم اطرافیانت بهت سرکوفت می زدن ؟ مطمئنا خیلی کمتر بود.
سعی کن از یک موجود وابسته به یک موجود مستقل تغییر شخصیت بدی. تا کی می خوای چشمت منتظر محبت یک مرد باشه ؟؟؟ محکم باش. انقدر که همسرت در مورد تو نگران باشه نه تو در مورد همسرت.
عزیزم به نظر من اون به خاطر تو خیلی گذشت ها کرده. حالا نوبته توئه که به خاطر اون و زندگی جدیدت خودتو بسازی و دست از اه و ناله برداری.
می تونی از قدم های کوچک شروع کنی تا به قدم های بزرگتری برسی. از همین امروز مطالعه ات رو شروع کن. به خودت برس. سرتو گرم کن و سعی کن کمتر سر به سر همسرت بذاری.
بی وفای عزیز محکم باش. سعی کن خودتو بسازی . خودتو دوست داشته باش. توی اینه به خودت لبخند بزن. مستقل شو عزیزم و با یک انرژی جدید برای شروع تازه ات قدم بردار. سعی کن از اشتباهات گذشته ات درس بگیری خانمی .
روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...
هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)