به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 فروردین 94 [ 13:51]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    250
    سطح
    4
    Points: 250, Level: 4
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 49.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 6 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا به من گفتید کارآگاه؟
    همون احساسی که به شما دست داده بود

    ناراحت شدم. من تلاش زیادی کردم که نگاه کارآگاهیم را تغییر بدم و موفق بودم. پستم هم اصلا کارآگاهی نبود و روانشناسی بود
    از دید من به موضوع نگاه کنید در برخورد با پاسخ خودتون

    همین که ناراحت شدید، نشون می ده اون ته ته های ذهنتون علامتهای مثبتی از این موضوع هست.
    اگر کسی حرف نامربوطی به ما بزنه معمولا ناراحت نمی شیم. مگر این که تهش رگه هایی از حقیقت ببینیم. مثل الان که شما به من گفتید کارآگاه و بهم برخورد.
    باز هم دارید اشتباه فکر میکنید دوست عزیز حتی یک درصد فکرشم نکن ناراحتی من بخاطر علامتهای مثبت بوده باشه
    بخاطر این بود که داشتید موضوعی رو از دیدگاه اشتباه قضاوت میکردید همین

    تاپیک شما در حالت عادی اینقدر بحث و فکر نداره. این خانم دو سال از شما بزرگترند که مشکل چندان عجیبی نیست یا شاید اصلا مشکل نیست.
    5 سال هم هست می شناسیدش و رابطه دارید و علاقه دارید و ... سوالتون چیه؟ نگرانیتون چیه؟ برید ازدواج کنید دیگه.
    آها به این میگن راهنمایی...

    واقعیت اینه که این خانم قبل از شما مسیر طولانــــــــــی را طی کرده.
    یکی از مواضع بحث ما همینه

    زندگی متاهلی و طلاق داشته. هر دوی اینها (ازدواج و طلاق) فاصله درک و سن و فهم و نگرش ایشون را با یک دختر بدون این تجربیات اما همسن خودش، زیاد می کنه.
    یک دختر 20 ساله مطلقه خیلی با دختر 20 ساله ای که صبح مامانش صبحانه اش را داده رفته دانشگاه و عصر برگشته خونه فرق داره.
    دقیقا همینطوره و همین تجربه ها باعث علامت سوال میشن.

    اینجا فقط صحبت سن نیست.
    صحبت تفاوت تجربیات و درک شما دو نفر از زندگی هست.
    دو سال بزرگتر نیست. همونطور که آقای پژمان هم می گه من مثل یک پسر 30 ساله تجربه دارم (چون زندگی متاهلی و بچه داره)
    اون دختر خیلی از شما بزرگتره بخاطر تجربیاتی که داشته.
    نگران کننده شد.

    اما ببنید من از شما پرسیدم چرا قبل تر خواستگاری نکردید گفتید الان متوجه شدید که اون موقع حس دو طرفه بوده ! من واقعا متعجب شدم از کجا ممطئن هستید؟ این خانم همون طور که به دوست شما ابراز علاقه کردند خب به شما هم میشد یه جورایی نشونه بدند...من بگم منظوری داشتم که خانم شیدا در نظرشون اشاره کردند و امیدوارم که واقعا چنین نباشه و گر نه بهتره از این ازدواج صرفه نظر کنید
    نشد دیگه گفتم که به من اگه ابرازی نکرده چون 1- اوایل اصلا ما هم نمیشناختیم تا یه مدت 2- خب طبیعی بوده چون ذهنش درگیر بوده

    همانطور هم که اشاره کردم اون زمان که ایشون به سمت من صوق پیدا کرد من تو شرایطش نبودم که پیشنهاد بدم اصلا به ازدواج فکر نمیکردم.

    ببنید راجب سن هم این جا هم توی نت کلی تاپیک و نظر هست و متاسفانه بحث دوستان وتاپیک رفته روی این بحث که اخرش مثل همه ی بحث های بی نتیجه می مونه..مشکل مهم شما این هست میخواید با خانمی بزرگتر از خود ازدواج کنید که سابقه ازدواج نا موفق داشته ! و گر نه که خود بحث سن بود که مشکلی نبود و این قدر بحث نمی خواد و نداره و مهم این هست توی همه چیز شما به توافقی خیلی خوب برسید اون وقت دیگه سن توش گم میشه.و به نظرم توی بحث دوستان اصلا مشکل شما گم شده بود
    دوست عزیز من هم به همین نتیجه رسیدم هر چی بیشتر بحث شه نتیجه کمرنگتر میشه...

    ایشون هنوز با اون اقا بودند با شما در تماس بودند !!!! واقعا این خودش خیلی نکته ی منفی هست !!
    متوجه نشدم

    دوست من فکر نمیکنم خانم شیدا قصد پیدا کردن مجرم داشته باشند شاید بحنشون تند بوده ولی همین که این جا نظر دادند قصدشون کمک بوده باور کنید اگه از این چیزا الان ساده بگزرید روزی میشه که ممکنه پشیمون بشید و من در ادامه این صحبت نظر شخصیمو راجب شما و اون خانم میدم
    من هم از ایشون تشکر کردم دستشون هم طلا ولی خب یه جورایی تند بود از نوع گارآگاهیش

    ببنید شما گفتید تا مشاوره اون خانم گفتند تو ته دلت قرص نیست..این شاید درست باشه...ولی ببنید شما میخواید یک ازدواج موفق داشته باشید پس مشاوره حتما لازمه این که ایشون گفته ته دلت قرص نیست کمی برام عجیب بود و خیلی مهمه چرا ایشون این نظرو داده...اونم بعد این تجربه...فکر نمی کنم از روی بی تجربگی بوده باشه و دلیل دیگش رو هم نمی دونم...
    نه واسه اینکه موضوع روشنتر شه توضیح میدم من پیشنهاد دادم و از ایشون پرسیدم نظر شمادر مورد ازدواجمون چیه آیا ما همینطور خوب میمونیم که هستیم و آیا فلان میشه... به همین خاطر اینو گفتند و حق داشتند و من باید قاطع تر میگفتم دلیل دیگه ای هم نداره.

    شما اشاره کردید دوستتون از اون شخصیت هایی بوده که کار رو به اسم خودش بزنه و..
    ببنید من میگم شما ادم خیلی خوبی هستید اصلا(تا خوبو چی معنا کنیم ولی کلا) ولی هر خوبی که برای ازدواج با یکی مناسب نیست...حس میکنم خانم مد نظر شما از تیپ شخصیت هایی مثل دوستتون خوشش می اومده...حالا در اثر تجربه یا هر چی و بعد اون اتفاق و بعد فهمیدن ابراز علاقه ی شما ایشون دیدن شما هم مورد بدی نیتید شاید و ایشون میخواد از چیزایی مطمئن بشه...از طرفی حس میکنم شما هم اولش بنا به هر دلیلی (البته من نمیگم و نمی خوام همه ی واقعیت رو این جا بگید ولی با خودتون صادق باشید لطفا) میدونستید یا حس کردید جواب این خانم به شما بله نیست شاید..ولی الان فرصتو مناسب تر دونستید...
    میتونم بگم دقیقا برعکس...

    هیچکس به اندازه شما نمیتونه تشخیص بده اون خانم وافعا برای شما مناسب هست یا نه.از اینکه یک مرتبه ازدواج کردند و ناخودآگاه ممکنه مقایسه برای ایشون پیش بیاد و شما فاقد همچین تجربه ای هستید تا مدت زمان لازم برای تجدید روحیه ایشون چون وارد یک رابطه دیگه شدن به این سرعت ممکنه پناه آوردن به شما باشه و همین سن شما که به نظر من دو سال چیزی نیست.
    ممنونم از شما وقتی همه پست ها رو میخونم به همین نتیجه میرسم ممنونم ازت

    اما
    یکی از عواملی که می تونه حداقل در مورد زندگی مشترک تاثیر گذار (با ضریب تاثیر بالا) باشه، داشتن تجربه قبلی در این مورد هست.
    اما میشه از این تجربیات در جهت مثبتش استفاده کرد....

    در آخر دست همتون درد نکنه دوستان.

  2. کاربر روبرو از پست مفید colonel تشکرکرده است .

    پژمان (چهارشنبه 12 فروردین 94)

  3. #22
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط NoTimeToDecide نمایش پست ها

    اما میشه از این تجربیات در جهت مثبتش استفاده کرد....
    گاهی اوقات این فاصله حتی اگر طرف مقابل برتر (آگاهتر) باشه آزاردهنده است
    زندگی را سخت می کنه

    چرا ما با والدینمون اینقدر اختلاف نظر داریم؟ چرا وقتی به سن نوجوانی و بعد جوانی می رسیم دیگه زندگی کنارشون کم کم سخت می شه؟
    اونها با تجربیاتشون می خوان مانع بعضی رفتارهای ما بشن
    ما به اقتضای سن و شرایطمون می خوایم تجربه کنیم و هیجان داریم
    وگرنه کی به ما نزدیکتر و دوست تر و هم فرهنگ تر و هم ژن تر و شبیه تر از والدینمون؟

    اگر همسر من هم تراز من نباشه، حتی اگر خیلی جلوتر باشه (نه عقب تر) فاکتور مثبتی برای زندگی من نیست.
    خیلی از چیزهایی که برای من تجربه و اکتشاف و هیجانه، واسه اون خاطره است ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    colonel (سه شنبه 11 فروردین 94), مصباح الهدی (سه شنبه 11 فروردین 94)

  5. #23
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    فدایی یار البته از شیدا پرسیدی اما منم جواب بدم :)

    کلا هر شرایط و وضعیت جدیدی باعث میشه ادم تجربیات جدیدی پیدا کنه و وقتی ادم تجربه پیدا می کنه خوب طبیعتا پخته تر میشه
    دختری که ازدواج می کنه با دامنه ی وسیع تری از ادم ها برخورد داره. با ادمهایی مثل اقوام همسر محترم که باید ازمون خطا و هر طوری که هست با اون ها کنار بیاد. پس مجبور میشه فکر کنه اشتباه کنه به اشتباهاتش فکر کنه درس بگیره و به مرور پخته تر میشه نسبت به دختری که ازدواج تکرده

    زنی که بچه دار میشه یه دنیای دیگه به دنیاش اضافه میشه. به بچه نیازهای بچه رسیدگی می کنه اصلا بچه باعث میشه که دوستان جدید از دنیاهایی متفاوت داشته باشه مثلا مادر بچه های دوستان بچه. و تجربیات دیگه ای که زنی که ازدواج کرده و بچه نداره نداره. پس پخته تر میشه.

    ادمی که میره سفر ادمای زیاد تری می بینه ادمای مختلف از فرهنگ ها ی مختلف با مشکلات مختلف. در وضعیت های متفاوت تری قرار می گیره. پس این ادم پخته تر از کسی میشه که سفر نمیره.

    و ....

    البته این به نظر من بد نیست. من خودم دوست دارم با یه مرد پخته زندگی کنم. ازش خیلی چیزا رو میشه یاد گرفت. اما شرطش اینه که منو دوست داشته باشه وگرنه اعصابش خورد میشه از فاصله ی زیاد.
    ویرایش توسط meinoush : دوشنبه 10 فروردین 94 در ساعت 18:36

  6. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    colonel (سه شنبه 11 فروردین 94), فدایی یار (دوشنبه 10 فروردین 94), مصباح الهدی (سه شنبه 11 فروردین 94), شیدا. (دوشنبه 10 فروردین 94)

  7. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    آقای NoTimeToDecideگرامی (راستی لطفا این پست را بخونید #55)
    به نظر من شیدا راهنمایی های خوبی کرد. صرف نظر از اینکه این ها چقدر با شما تطابق داره یا نداره (اصلا بگیریم تطابق نداره) ولی به نظرم ممکنه همچین چیزهایی از ذهن دختر مورد نظر شما هم رد شه.
    یعنی یه همچین چیزهایی که نکنه شما از روی دلسوزی و حس فردین بازی به ایشون رو آورده باشید و نه خود ایشان.
    یا چون الان بدست آوردنشون راحت شده موضوع خواستگاری را مطرح کردین.
    یا الان وابسته یا احساساتی شدید ولی بعد ممکنه پشیمون بشید.همچنان که خودش هم از انتخاب قبلیش پشیمون شده و نگرانه نکنه شما هم.
    یا اینکه پیش خودش بگه مگر من(منظورم دختر مورد نظر شما) چه خصوصیات خاصی در کنار این پارامترهای منفی دارم که بتونه برای یک عمر فردی با فلان برتری ها کنارم بمونه و بعدا پشیمون نشه.خلاصه ممکنه طلاقش یک حس بدبینی هم براش ایجاد کرده باشه.
    یا پیش خودش بگه من سنم بیشتره و پخته ترم و یک بار در زندگیم تجربه اشتباه داشتم دیگه نباید بذارم تجربه اشتباه دیگری به زندگیم اضافه بشه و مسئولم چون این آقا که به اندازه من باتجربه نیست...

    دقت کنید من نمی گم این ها با شما چقدر مطابقت داره یا نداره( خودتون بهتر می دونید) ولی می گم این موارد در ذهن دخترخانم هم به احتمال زیاد خواهد گذشت.و باید صادقانه حل بشه.
    و یه احتمال هم داره که ایشون به شما راغب باشند ولی به خاطر اینها احتیاط می کنند. شاید هم الان خیلی وابسته شما شده باشند و اگر مثلا یه مدت شما را نبینند و یا متوجه بشن که خودشون باعث شدند تو شما تردید ایجاد بشه و ممکنه شما را از دست بدن متوجه وابستگی روحی خودش نسبت به شما بشه.

    در مورد بحث سن هم از شیدا خیلی تشکر می کنم چون من خودم همش برام جالب بود که چرا فرض بعضی پسرها را بچه می دونم و نمی تونم مرد ببینمشون ولی بعضی پسرها یا خواستگارام را پخته. با اینکه مثلا ممکنه سنشون هم یکی باشه یا اونی که پخته تره کوچیک تر!
    بعد اون پسرهایی که پخته تر بودند تو زندگیشون سختی های بیشتری کشیده بودند و خانوادشون از نظر مادی اصلا بالا نبودند. این تکرار برای من یه جوری شده که من اتومات تو ذهنم از پسرهای خانواده پولدار خوشم نمیامد و دوست داشتم همسر آیندم سختی کشیده باشه... (از نظر حسی این طوری شدم متاسفانه)
    البته نظر شخصی من به عنوان یه دختر اینه که دوست دارم حتما همسرم از من پخته تر باشه! حتی اگر خیلی پخته تر باشه... ولی من نه. تو تجربم هم (نمی دونم بر مبنای اتفاق یا اینکه قاعدش این جوره) دو مورد دیدم خواستگارهایی که خیلی سختی کشیدند و خانوادشون سطح مالی متوسط پایین بوده (حتی هم سن من بودند) پخته تر از من بودند .مرد تر بودند و من از این جهت بیشتر آنها را می پسندیدم.

    موفق باشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  8. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    colonel (سه شنبه 11 فروردین 94), فدایی یار (چهارشنبه 12 فروردین 94), شیدا. (سه شنبه 11 فروردین 94)

  9. #25
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    تازه متوجه شدم چرا به من گفتید کارآگاه !!!!!

    واقعا که !!!!!

    شنبه صبح اولین کاری که می کنی برو یه وقت روانشناس بگیر.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  10. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    ببخشید چی شده ؟!

    میشه دلیلش و بگید ما هم بدونیم چرا گفتن کارگاه؟


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.