سلام دوست محترم.
ببنید شما دو موضوع پیش رو دارید 1- ایا اون خانم مورد مناسبی هستند برای ازدواج با شما با داشتن این شرایط اولیه خاص(یا نه کلا به این دلایل خاص رد میشند پس اگه با این شرایط رد نشدند بعدش بازم مثل همه ی موارد دیگه که برای هر پسری پیش میاد باید سایر موارد هم در ایشون بررسی بشه)
2- اگه اون خانم مورد مناسبی هستند چه کنید ایشون رو جذب خودتون کنید
تا وقتی جواب سوال اول منفی باشه هیچ لزومی نداره به دومین سوال شما پرداخته بشه و برای همین منم در پست اولم توصیه خاصی نکردم ولی بهتون بگم که اگه جواب سوال یک مثبت بود برای پرسش دوم شما خانم مصباح الهدی بسیار توصیه های کاربردی گفتند و همون طور عمل کنید خوبه به شرطی که واقعیت رو بگید نه فرضیات مثلا در مثال ایشون راجب نگرش مادر راستشو بگید نکه بگید من نشنیدم مامانم برای بقیه بد بگه...باید دید نظر مادر شما راجب شخص اقا پسر گلشون که شما هستید چی هست بعدش شما به اون خانم تضمین بدید که مامانتون راجب ایشون فکر بدی میکنه یا خیر
.
.
.
اما ببنید من از شما پرسیدم چرا قبل تر خواستگاری نکردید گفتید الان متوجه شدید که اون موقع حس دو طرفه بوده ! من واقعا متعجب شدم از کجا ممطئن هستید؟ این خانم همون طور که به دوست شما ابراز علاقه کردند خب به شما هم میشد یه جورایی نشونه بدند...من بگم منظوری داشتم که خانم شیدا در نظرشون اشاره کردند و امیدوارم که واقعا چنین نباشه و گر نه بهتره از این ازدواج صرفه نظر کنید
شما گفتید که اگه ایشون اون گواهی رو نداشت شما بیش تر به ایشون وابسته میشدید !! ببخشید متوجه نشدم... یعنی خدایی ناکرده با ایشون رابطه ی نزدیک تری برقرار می کردید؟!!!!!!
ببنید راجب سن هم این جا هم توی نت کلی تاپیک و نظر هست و متاسفانه بحث دوستان وتاپیک رفته روی این بحث که اخرش مثل همه ی بحث های بی نتیجه می مونه..مشکل مهم شما این هست میخواید با خانمی بزرگتر از خود ازدواج کنید که سابقه ازدواج نا موفق داشته ! و گر نه که خود بحث سن بود که مشکلی نبود و این قدر بحث نمی خواد و نداره و مهم این هست توی همه چیز شما به توافقی خیلی خوب برسید اون وقت دیگه سن توش گم میشه.و به نظرم توی بحث دوستان اصلا مشکل شما گم شده بود !!!!
ایشون هنوز با اون اقا بودند با شما در تماس بودند !!!! واقعا این خودش خیلی نکته ی منفی هست !!
دوست من فکر نمیکنم خانم شیدا قصد پیدا کردن مجرم داشته باشند شاید بحنشون تند بوده ولی همین که این جا نظر دادند قصدشون کمک بوده باور کنید اگه از این چیزا الان ساده بگزرید روزی میشه که ممکنه پشیمون بشید و من در ادامه این صحبت نظر شخصیمو راجب شما و اون خانم میدم
ببنید شما گفتید تا مشاوره اون خانم گفتند تو ته دلت قرص نیست..این شاید درست باشه...ولی ببنید شما میخواید یک ازدواج موفق داشته باشید پس مشاوره حتما لازمه این که ایشون گفته ته دلت قرص نیست کمی برام عجیب بود و خیلی مهمه چرا ایشون این نظرو داده...اونم بعد این تجربه...فکر نمی کنم از روی بی تجربگی بوده باشه و دلیل دیگش رو هم نمی دونم...
شما اشاره کردید دوستتون از اون شخصیت هایی بوده که کار رو به اسم خودش بزنه و..
ببنید من میگم شما ادم خیلی خوبی هستید اصلا(تا خوبو چی معنا کنیم ولی کلا) ولی هر خوبی که برای ازدواج با یکی مناسب نیست...حس میکنم خانم مد نظر شما از تیپ شخصیت هایی مثل دوستتون خوشش می اومده...حالا در اثر تجربه یا هر چی و بعد اون اتفاق و بعد فهمیدن ابراز علاقه ی شما ایشون دیدن شما هم مورد بدی نیتید شاید و ایشون میخواد از چیزایی مطمئن بشه...از طرفی حس میکنم شما هم اولش بنا به هر دلیلی (البته من نمیگم و نمی خوام همه ی واقعیت رو این جا بگید ولی با خودتون صادق باشید لطفا) میدونستید یا حس کردید جواب این خانم به شما بله نیست شاید..ولی الان فرصتو مناسب تر دونستید...
به علت این که شما از همه ی گذشته یان خانم خبر دارید و... باعث شده موضوع بیش از پیش حساس تر بشه...توصیه میکنم بی گدار به اب نزنید...به خانم بگید باید برید پیش مشاوره حضوری اگه قبول کردن چه بهتر(و بهشون این تضمینو بدید اگه واقعا تشخصی داده بشه شما برای هم مناسب هستید هیچ حرفی نمی مونه دیگه اعم از بحث رضایت خانواده و...) و اگه بنا به هر دلیلی قبول نکردن بهتره از این ازدواج منصرف بشید.
البته بازم واقعا نمیشه یک نسخه پیچید...این که شما در چه سطح زندگی هستید...چه دخترانی واسه ازدواج شما مناسب هستند یا نه... و این خانم که شما در نظر گرفتید مثل ایشون برای شما زیاده یا نه و... که اینا توی مراجعه حضوری به مشاوره و گفتن همه ی حقایق مشخص میشه... و این که از نظر ذهنی واقعا با گذشته این خانم کنار بیاید..
نکه مثلا سه سال بعد رسیدن به این خانم و طبیعی شدن امر ازدواج برای شما یادتون بیاد گذشته این خانم و..(هر چند لزما بد نیست گذشته ایشون دارم میگم از نظر شما و ذهن شما) و باعث درگیری بین شما بشه.
بازم سوالی بود در خدمتم.
.
.
خانم شیدا لطفا اگه این پست منو خوندید ممنون میشم به این سوالم جواب بدید چرا شما اینو گفتید که
یک دختر 20 ساله مطلقه خیلی با دختر 20 ساله ای که صبح مامانش صبحانه اش را داده رفته دانشگاه و عصر برگشته خونه فرق داره.
منظورتون دقیقا چه فرقی بود و چرا؟
ممنون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)