چرا به من گفتید کارآگاه؟
ناراحت شدم. من تلاش زیادی کردم که نگاه کارآگاهیم را تغییر بدم و موفق بودم. پستم هم اصلا کارآگاهی نبود و روانشناسی بود 
همین که ناراحت شدید، نشون می ده اون ته ته های ذهنتون علامتهای مثبتی از این موضوع هست.
اگر کسی حرف نامربوطی به ما بزنه معمولا ناراحت نمی شیم. مگر این که تهش رگه هایی از حقیقت ببینیم. مثل الان که شما به من گفتید کارآگاه و بهم برخورد.
تاپیک شما در حالت عادی اینقدر بحث و فکر نداره. این خانم دو سال از شما بزرگترند که مشکل چندان عجیبی نیست یا شاید اصلا مشکل نیست.
5 سال هم هست می شناسیدش و رابطه دارید و علاقه دارید و ... سوالتون چیه؟ نگرانیتون چیه؟ برید ازدواج کنید دیگه.
واقعیت اینه که این خانم قبل از شما مسیر طولانــــــــــی را طی کرده.
زندگی متاهلی و طلاق داشته. هر دوی اینها (ازدواج و طلاق) فاصله درک و سن و فهم و نگرش ایشون را با یک دختر بدون این تجربیات اما همسن خودش، زیاد می کنه.
یک دختر 20 ساله مطلقه خیلی با دختر 20 ساله ای که صبح مامانش صبحانه اش را داده رفته دانشگاه و عصر برگشته خونه فرق داره.
اینجا فقط صحبت سن نیست.
صحبت تفاوت تجربیات و درک شما دو نفر از زندگی هست.
دو سال بزرگتر نیست. همونطور که آقای پژمان هم می گه من مثل یک پسر 30 ساله تجربه دارم (چون زندگی متاهلی و بچه داره)
اون دختر خیلی از شما بزرگتره بخاطر تجربیاتی که داشته.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : دوشنبه 10 فروردین 94 در ساعت 16:46
علاقه مندی ها (Bookmarks)