سلام
ضمن اینکه نظر دوستان مبنی براینکه این خانم فعلا در شرایط روحی مناسب برای تصمیم گیری نیستند را تایید می کنم این نکات را خاطر نشان می کنم:
از نگرانی های این خانم سوال بپرسید و صادقانه پاسخ دهید. صادقانه پاسخ دادن بسیار مهمتره.چون طرف مقابل می فهمه به خاطر اینکه ازدستش ندین دارید پاسخ می دین یا از روی صداقت. و مسلما اگر از روی صداقت باشه اعتماد ایشون به شما جلب میشه.
احتمالا این خانم نگران این هستند که بعدا مادر شما مثلا نگه چرا با یه دختر مطلقه ازدواج کردی؟
چرا سن دختر ازت بیشتره ووو
یکی یکی اینها را براش شفاف کنید.مثلا بگید نه من فلان شناختها را از مادرم دارم و این جوری نمیشه. یا مثلا مادرم شخصیتشون این جوریه.
یا مثلا براشون توضیح بدین که نگرش شما نسبت به سن چگونه هست و...
در نهایت وقتی نگرانی هاشون رفع بشه کم کم نسبت به شما راغب می شن.
ممکنه بعضی نگرانی هاشون درست باشه.شما باید برای اون نگرانی راهکار بدین... بگید بله درسته ولی با چنین راهکاری این نگرانی را حل می کنیم. مثلا پیشنهاد مشاوره را بدهید.که پیشنهاد بسیار خوبی هم هست.
در زمینه اختلاف سن نظر شخصم را می گم:
این برای زن مهمه:
مرد تکیه گاه باشه و پخته رفتار کنه... حالا باید ببینید شما سوای سن می تونید این حس را در ایشون به وجود بیارید یا نه. بعضی آقایون در سن زیاد هم هنوز پخته نیستند.
بعضی وقتها خانم این مساله سن تو ذهنش همین جوری جا میفته و دیگه براش سخته تغییر بده. یا حتی ممکنه نگران حرف مردم باشه.
برای مرد هم این مهمه:
زنش از نظر جنسی و زیبایی هم سطح خودش باشه.گاها برخی خانمها ذاتا جوانتر از سن خودشون می مانند!و به اصطلاح بی بی فیس هستند. حتی خیلی خانمها خیلی هم گرممزاجند.
البته گاهی برخی آقایون در کل چهره پخته تر می پسندند و البته سلیقه ای است.
گاهی مرد حالت سلطه گری را دوست دارد و می خواهد همسرش 10 سال(!) ازش کوچکتر باشه ولی خب برخی آقایون دوست دارند هم فکر هم باشند. که هم فکر بودن را باید دید تو چه سنی بیشتر مشابهند. ممکنه واقعا یه آقا باید خانومش سنش کمتر باشه تا هم طراز او قرار بگیره.
در کل نمیشه برای همه یک نسخه واحد پیچید و باید بررسی بشه.







بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای

علاقه مندی ها (Bookmarks)