به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 آبان 94 [ 20:31]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,035
    سطح
    17
    Points: 1,035, Level: 17
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 20 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    من نظر شخصی خودم را راجع به اختلاف سنیتون می گم. شاید اشتباه باشه.

    من تو این سایت مثلا مواردی را دیدم که به دلیل اختلاف سنی هم دیگرو درک نمی کردند. البته شاید تو این سن باز مشکلی نباشه ها! یعنی هردوتون از خط بلوغ فکری رد شدین. بیشتر مواردی بوده که خانم بچه بوده و یه سری انتظارات بچه گانه داشته ولی آقا بزرگانه فکر می کرده..

    اما شاید باز هم همین مشکل برای شما هم پیش بیاد.. 4 سال دیگه شما 40 سالتون میشه و میانسال. خانومتون 30 ساله... ممکنه شما شور و نشاط نداشته باشید ولی خانومتون...

    حتی اگر شور و نشاطتون مثل خانومتون باشه ممکنه این موضوع در ذهنش جا افتاده باشه که همسر من پیر شده ولی من جوانم. کاش می ذاشتم خواستگارای دیگرم را بررسی می کردم....
    مگر اینکه عشقی بین شما باشه!
    پس بدون اینکه اون خانم به شما علاقه داشته باشه به این ازدواج فکر نکنید... چون بعدا هضم برخی تفاوتها بینتون سخت می شه...
    صرفا احتمالات را گفتم.

    در ضمن یه دیدگاهی هم ممکنه از سوی دختر خانم باشه که باید رفع بشه...
    مثلا این آقا با این سن آیا با جنس مخالف قبل من رابطه داشته (چه دوستی؛چه صیغه)؟!!
    حالا واقعا شما چنین ارتباطاتی داشتین یا خیر؟
    خب من قبلا با جنس مخالف در حد دوستی رابطه داشتم.همینطور که این دختر خانم هم مطمینم که در حد معمول داشته .البته دختر خیلی سنگین و با ایمانی هستش که اینها هم از ویژگی هایی بود که منو به ایشون ترغیب کرد.من یک سال پیش از ایشون خواستگاری کردم از طریق خواهرم .خواهرم بهشون تلفن زد و ایشون تلفنی گفت که براش اختلاف سنی مهمه و باعث میشه حرف همدیگه رو نفهمیم.
    من مشکلم اینه که تو برخوردام باهاش ازش احساس اینکه از من بدش بیاد نمیکنم.یعنی قاطع یه رفتاری نمیکنه که من بیخیال شم .چون من خودم ادم اویزونی نیستم.
    شایدم نمیخاد دل من شکسته شه.احساس میکنم یه مقدار منفعل هستش.سر از کارش در نمیارم!!

    بعضی وقتهااحساس میکنم از من خوشش میاد بعضی وقتا فکر میکنم بی تفاوته.خودمم ادمی نیستم پاپیچش شم.میترسم ازش رک بپرسم و جواب رد بده.فعلا دارم سعی میکنم خودمو اگه بتونم تو دلش جا کنم.شاید فرجی شد .ولی فوق العاده براش احترام قایلم.
    چطور میتونم خودمو تو دلش جا کنم ؟؟؟
    دارم به شدت از نظر مالی پیشرفت میکنم .ایا این میتونه امتیاز بزرگی باشه واسه من ؟تا دو سه ماه دیگه شعبه جدید میزنم و درامدم بازهم بیشتر میشه. اینو در جواب خارپشت مینویسم .پس اندازم خوبه.از نظر مالی نسبت به خانواده اونا بالاترم.
    ویرایش توسط مهدی سبز95 : سه شنبه 04 فروردین 94 در ساعت 01:20

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهدی سبز95 تشکرکرده است .

    meysamm (سه شنبه 04 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.