سلام
متاسفانه دومورد هست منو خیلی نارحت میکنه. که بی ارتباط با تاپیک شما نیس
اول اینکه دختر خانوما تا 22-23 سال سن دارن قصد ازدواج ندارن! نمیخوان مسئولیت قبول کنن و دوس دارن راحت باشن. وقتی که سنشون رسید نزدیک 30 تازه یادشون میفته باید ازدواج کنند و اونوقته که میگن چرا ما خواستگار نداریم. یکی نیست بگه خب شما خودت خواستگاراتو پر دادی حالا منتظر شاهزاده سوار بر اسبی. من که دلم از این دسته دخترا پره دعا میکنم همیشه مجرد و تنها بمونن تا بدونن تو این دنیا از هر دستی بدی از همون دست میگیری (به نظر میاد شما جزو این دسته نیستید)
مسیله بعدی هم درمورد دوستی. یه زمانی از این دوستیها با اسم عشقهای خیابانی یاد میشد و طوری تبلیغ میشد که این ازدواجا به طور حتم محکوم به شکتن. هنوزم خیلی از مشاورای مذهبی چنین جهت گیری در مورد این دوستیها دارن و در افکار مذهبیها(چه دختر و چه پسر) تاثیر گذاشته. اما خب چه بپذیریم چه نپذیریم واقعیت اینه که الان ازدواجهایی که آغازش دوستی بوده کم نیستن و هر روز هم بیشتر میشن و در بینشون ازدواجهای موفق هم کم نیستن. من هیچوقت موافق این دوستیها نبودم و در خودم توان و انگیزه این کار رو هم ندیدم. درکش برام سخت بود و الان هست که دو نفر با هم دوست باشن بدون اینکه ازدواج کنن! اگر عشقی هست چرا ازدواج نمیکنن و اگر نیس چرا دوستن! یا اینکه برام قابل درک نیست دو نفر 4 سال با هم دوست باشن و بعد راحت بگن خب ما به درد هم نمیحوریم خداحافظ! بعضی از دوستام بهم میگن دوستی خوبه از طرف شناخت پیدا میکنی خواستی ازدواج میکنی نخواستی جدا میشی! ولی من این چیزا رو نمیفهمم مگه میشه آدم به کسی علاقه نداشته باشه و مدت زیادی باهاش دوست باشه؟ مگه میشه به همین راحتی بگی حالا که به شناخت رسیدیم خداحافظ! من همه این افکار رو داشتم و دارم ولی نتیجه چی شد؟
نتیجه این شد کسی رو میشناسم که 5 سال با دختری دوست شد در حالی که نه سربازی رفته بود نه دانشگاهشو تموم کرده بود نه کار داشت . حتی پول تو جیبیشو از باباش میگرفت و الان بعد 5 سال دوستی به تازگی ازدواج کرده آنهم با دختری از خانواده بسیار سرشناس که حتی خوابشم نمیدید درحالی که الان هم کار داره خونه داره سربازی و تحصیلشو تموم کرده و منی که به دوستی اعتقاد ندارم با شرایطی به مراتب بهتر از 5 سال پیش اون فرد دوساله متظرم مادر محتره یک فرد مناسب برام پیدا کنه که حاضر باشه شرایط فغلی شغلی و مالی منو قبول کنه! نمیدونم متوجه حرفام شدید؟ من اگه بیام اینجا بنویسم میخوام برم خواستگاری درحالی که نه کار دارم و نه پول .سربازیم مونده و تحصیلاتمم تموم نشده چند نفر بهم میخندن چن نفر مسخره م میکنن چن نفرم میگن دیونه شدی و در مودبانه ترین حالات ممکنه مدیر محترم همدردی بیان بگن وقت ازدواج شما نیست! اما با همین شرایط میتونم برم یه دوست ختر پیدا کنم که بخاطرم نه دوسال بلکه 5 سال صبرکنه. نمیتونم؟ حالا شما بهم حق میدین برم دنبال دوستی؟ حق میدین حتی افرادی مثل من که اعتقادی به این دوستیها نداشتن چاره ای جز انتخاب این راه نبینن؟ یه نظرتون مشکل کار کجاس؟ مشکل جز متوقع بودن دخترا و خودنواده هاشون از خواستگار و در عین حال بی نوقعی از دوست پسر محترمه؟
من خودم پس از دوسال تلاش بی نتیجه خسته شدم واقعا خسته شدم و دارم آخرین تلاشهامو میکنم تا به صورت سنتی و تحت نظر خانواده ها ازدواج کنم(چون اعتقادم اینه) اما اگه این آخرین تیرمم به سنگ بخوره عطای ازدواج رو به لقایش خواهم بخشید و علی رغم میل باطنیم سمت دوستی خواهم رفت.
اگر راهی غیر این هست به منم بگین.
موفق باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)