به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Hybrid View

  1. #1
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    شما از ابتدا با عدم تناسب همدیگر را انتخاب کرده اید . اما وقتی انتخاب کردید می باسیت با مهارت به زندگی ادامه می دادید . شوهر شضما مشکل ضعف اعتماد به نفس و عدم کنترل خشم را دارد و شما هم با روشهای اشتباه بخصوص ساپورتهای بیجا این وضعیت را تشدید کرده اید . مداخله در مسئولیت هایی که به مرد مربوط است اگر چه در ظاهر خوش بحال مرد می شود اما در باطن چون در مردانگی و نیاز به قدرت در او خلل ایجاد می کند باعث اختلا رفتار هم می شود . شما با انفعال و ساپورت غلط وضعیت و خطاها و ضعف های وی را تشدید کرده اید .
    از همان ابتدا در مسئولیت هایی که برای برگزاری عروسی به عهده وی بوده شما نباید وارد می شدید و باید اجازه می دادید ایشان بتواند خود روی پای خود بایستد و لزومی هم نداشته شما انتظار از خانواد هاش را به رخ او می کشیدید و وقتی هم حرکت کافی از او نمی دیدید به عنوان یک سرنخ در خصوص مسئولیت پذیری باید بررسی و در جهت حل گام بر می داشتید نه اینکه ساپورت کنید . در هر اینها اینها گذشته .اکنون و در این وضعیت چه باید بکنید .

    به همسرتون پیام بدهید که من ترا دوست دارم اما شرایطی که دز رندگیمون بوده دیگه از ظرفیت و توان من بیشتر بود و نمی توانم ادامه دهم مگر اینکه تغییر ایجاد شود برای همین هم حاضرم یک فرصت دیگر به زندگیمون بدهم اما شرط دارد و اون هم این است که هردو نزد مشاور برویم و اشتباهات و جایگاهمون را در زندگی مشخص کنیم و اشتباهاتمان را اصلاح کنیم . هر وقت مشاور اعلام کرد اکنون آماده ایم برای ادامه زندگی و ادامه زندگی ما بدون مشکلات حاد خواهد بود من حاضر به ادامه زندگی هستم . دقت داشته باشید به کمک مشاور جایگاه خود را به عنوان زن روشن کنید و در مسئولیتهای مالی و هر چیز دیگر همسرتان وارد نشوید .





  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Dreams end (پنجشنبه 20 فروردین 94), اقای نجار (سه شنبه 26 اسفند 93), بارن (سه شنبه 26 اسفند 93), رها68 (پنجشنبه 28 اسفند 93), سوده 82 (جمعه 05 تیر 94), شیدا. (چهارشنبه 27 اسفند 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 96 [ 12:40]
    تاریخ عضویت
    1393-11-18
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    2,800
    سطح
    32
    Points: 2,800, Level: 32
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 52 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از فرشته مهربان که برایم نظرتون رو گذاشتین چشم حتما اینکارو میکنم .واقعا درست گفتین شوهر من مشکل کمبود اعتماد بنفس داره باورتون نمیشه اون فقط زورش بمن میرسید حتی به یک بچه تو خیابون نمی تونست حرف بزنه اگه مثلا مدیر ساختمون در رو میزد و مثلا شارژ ساختمون رو میخواست نمی تونست در رو باز کنه و باهاش حرف بزنه یا باید من باز میکردم در رو یا باید انقدر در میزد کسی باز نمی کرد میرفت یا حتی تلفن هاشو جلوی من مثلا صاحبکارش زنگ میزد جواب نمی داد نمی تونست باهاش حرف بزنه ولی برای من شیش متر زبون داشت تا صبح میزاشتی داد و بیداد میکرد و بد و بیراه میگفت و خونوادمو مقصر جلوه میداد ولی با یک نفر نمی تونست درست و حسابی حرف بزنه اگه باهم میرفتیم بیرون نباید جلوی مردم تو مترو یا خیابون باهاش حرف میزد بدش میومد باید لال میرفتم و لال میومدم .همونور که گفتین خشمشو نمی تونست کنترل کنه کتکم زده بود میدونست یکبار رفتم پزشکی قانونی برگه گرفتم چند دفعه میخواست جلوی خودشو مثلا بگیره قاطی میکرد و داد میزد دستاشو از پشت میگرفت محکم که مثلا منو نزنه ولی داد میزد بعد که طاقت نمیاورد دوباره میزد میگفت میزنمت حالا برو پزشکی قانونی نامه بگیر ببینم چه غلطی میتونی بکنی.یا بیرون که نباید باهاش حرف میزدم پارسال عید یک هفته خونه پدر مادرش بودیم سال تحویلنم اونجا رفتیم کلی به خواهرش و مادرش عیدی داد بعد یک هفته میخواستیم بریم عید دیدنیخونه پدر من تو راه بهش گفتم به خواهر و برادر منم عیدی میدی ؟ گفتم ندارمو قسط دارمو این حرفا بعد من خیلی با نرمی بهش گفتیم چرا پس به خواهرات دادی گفتم خوب بیا من پولشو بدم تو بهشون بده ناراحت میشن البته برای مادرم خودم عیدی گرفته بودم یواشکی داده بودم چون میدونستم نمیخره .خواهر و برادرم آخه از من عیدی نمی گرفتن فکر میکردن شوهرم راضی نیست منم گفتم تو بهشون بده بخدا خیلی با آرامش تازه خودمو براش لوسم کردم نمیدونید اینو که گفتم تو مترو چطوری کتکم زد با مشت و لگد کل مترو و مسافر داشتن نگاهمون میکردن حتی یکی از کارمندای مترو سرش دادم با اون حال و وضع عید منو برد خونه پدر و مادرم.موقع سال تحویل که داشتیم میرفتیم پیش پدر و مادرش میگفت خونه خیلی مرتبه ولش کن فقط حاضر شو وسایلو بردار بریم خیلی مهربون شده بود اما بعد از یک هفته که داشتیم میرفتیم خونه پدر و مادر من از صبحش غر میزد خونه بهم ریخته است و هیچ کاری نکردی و این حرفا دور از جون مثل ...... شده بود در حالیکه همون خونه ای بود که گذاشتیم رفتیم اون موقع میگفت تمیزه .توراهم که گفتم چیکار کرد و چطوری منو برد آخرشم عیدی نداد به خواهر و برادرم.منم فکر میکنم که مشکل داره و تا درمان نشه نمیشه با همچین آدمی زندگی کرد .

  4. 2 کاربر از پست مفید مینا 66 تشکرکرده اند .

    mohi (پنجشنبه 28 اسفند 93), شیدا. (چهارشنبه 27 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 اردیبهشت 95, 17:36
  2. خانمم هنوز خواستگاری قبلیشو دوست داره و میخوام ازش جدا بشم
    توسط mohammad2012 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 102
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مرداد 92, 02:39
  3. برادرم هنوز زنش رو طلاق نداده دوست دختر پیدا کرده
    توسط saraamini در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 اردیبهشت 92, 01:10
  4. خانمم یک روز میگه بیا طلاقم بده یک روز میگه دوست دارم (شاخ در آوردم)
    توسط نیست در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 21 اردیبهشت 92, 11:56
  5. چرا نمي توانم احساسم را بروز بدهم؟(دوست داشتن)
    توسط لاريسا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 09:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.