با سلام
شما از ابتدا با عدم تناسب همدیگر را انتخاب کرده اید . اما وقتی انتخاب کردید می باسیت با مهارت به زندگی ادامه می دادید . شوهر شضما مشکل ضعف اعتماد به نفس و عدم کنترل خشم را دارد و شما هم با روشهای اشتباه بخصوص ساپورتهای بیجا این وضعیت را تشدید کرده اید . مداخله در مسئولیت هایی که به مرد مربوط است اگر چه در ظاهر خوش بحال مرد می شود اما در باطن چون در مردانگی و نیاز به قدرت در او خلل ایجاد می کند باعث اختلا رفتار هم می شود . شما با انفعال و ساپورت غلط وضعیت و خطاها و ضعف های وی را تشدید کرده اید .
از همان ابتدا در مسئولیت هایی که برای برگزاری عروسی به عهده وی بوده شما نباید وارد می شدید و باید اجازه می دادید ایشان بتواند خود روی پای خود بایستد و لزومی هم نداشته شما انتظار از خانواد هاش را به رخ او می کشیدید و وقتی هم حرکت کافی از او نمی دیدید به عنوان یک سرنخ در خصوص مسئولیت پذیری باید بررسی و در جهت حل گام بر می داشتید نه اینکه ساپورت کنید . در هر اینها اینها گذشته .اکنون و در این وضعیت چه باید بکنید .
به همسرتون پیام بدهید که من ترا دوست دارم اما شرایطی که دز رندگیمون بوده دیگه از ظرفیت و توان من بیشتر بود و نمی توانم ادامه دهم مگر اینکه تغییر ایجاد شود برای همین هم حاضرم یک فرصت دیگر به زندگیمون بدهم اما شرط دارد و اون هم این است که هردو نزد مشاور برویم و اشتباهات و جایگاهمون را در زندگی مشخص کنیم و اشتباهاتمان را اصلاح کنیم . هر وقت مشاور اعلام کرد اکنون آماده ایم برای ادامه زندگی و ادامه زندگی ما بدون مشکلات حاد خواهد بود من حاضر به ادامه زندگی هستم . دقت داشته باشید به کمک مشاور جایگاه خود را به عنوان زن روشن کنید و در مسئولیتهای مالی و هر چیز دیگر همسرتان وارد نشوید .









علاقه مندی ها (Bookmarks)