به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 58
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    بابا جان چرا حرف تو دهن من ميذارين؟ من كى گفتم بيا برو واسه من ماشين سيصد ميليونى بخر؟ سو تفاهم براى اون پيش اومده، براى شما هم، بحث اصلى من سر حجاب بود، من گفتم آدمى نيستم كه محجبه بشم، الان مى بينم عجب غلطى كردم، دلخورى من بابت ماشين از اينجا پيش اومد كه دختر عموى بنده كه حدود چهل سال دارن از همسرشون كه اونم چهل و خورده اى سالشه و پونزده ساله ازدواج كردند ماشين هديه گرفتن، حالا من نميدونم ماشين به اسم دختر عمومه يا نه، ولى فقط اون سوارش ميشه، من خيلى ساده انگارانه اينو مطرح كردم، اون فكر كرد الان من چشمهام چهارتا شده كه دارم اينو مطرح مى كنم به خودش گرفت، گفت فكر نكنى تو زندگى با من از اين خبرهاست ها من داشته باشم هم نمى خرم، حماقته، اون آقا اشتباه كرده بيسار كرده، كسى ماشين گرون قيمت مى خره كه ميخواد پز بده، واسه خيابونهاى ايران همين پژو هم زياديه بعد من ساده ى بدبخت عوض اين كه بگم منظورم اين نبود گذاشتم به حساب خسيسى كه يعنى چى داشته باشم نمى خرم، به نظر من آدم داشته باشه بايد خرج كنه، بعد اون مريضى پدرشو بهونه كرد كه نميدونم چه عملى بوده هفتاد ميليون هزينه ش شده، بعد گفت ببين خانم تو زندگى هزار تا مشكل پيش مياد آدم بايد به جاى پز به فكر پس انداز باشه واسه روز مبادا، ديگه يكى من گفتم يكى اون، حساس شد به حرفهام، من الان مى بينم چقدر كودكانه حرف زدم ، ديگه ديشبم كه كلا منو شست گذاشت كنار حالا من مى بينم عوض اين كه واقعا حرفهاى دلمو بزنم برگشتم رو لج و لجبازى هى جواب بهش دادم كه كم نيارم، چى كار كنم! امروز كه كلا اصلا باهام چشم تو چشم نشد، الانم كه اومدم خونه زنگ زدم به يه آقايى كه استاد عرفانه، گفتم اينجورى شده و ....
    گفت خانم تماس بگير بگو سو تفاهم شده ، منتها غرورم اجازه نميده زنگ بزنم، يعنى ميگم كسى كه منو دوست داره بايد به خاطر به دست آوردن من بجنگه، بابا به خدا پولشو نميخوام چرا همدردى اينجورى شده؟ الان من چه جورى برم بهش بگم؟ قلبم داره مياد تو دهنم خيلى ناراحتم كه منو اشتباهى شناخت، من اصلا اون چيزى كه اون از حرفهام برداشت كرد نيستم، فقط مشكلم اينه كه آقاى محترمى كه ميگى يه ساله شمارو زير نظر دارم خب مگه نديدى منو روز اول چرا الان ميگى پيرسينگ بينى تو در بيار و روسرى تو بكش جلو؟ خب نديدى سه ساله پيرسينگ به بينى منه؟ الان ميگى در بيار؟ نديدى آرايش مى كنم اهل مهمونى هستم، نديدى با آقايون راحت برخورد مى كنم؟ الان يادت افتاده؟ الان نصيحتت گرفته؟ مگه كلاس معارفه؟
    بچه ها چى كار كنم؟ دوسش دارم، اصلا اين مدل سرد و بى تفاوتشو دوست دارم، دلم ميخواد برم بهش بگم منظور من اينها نبوده، واقعا ميخواستم بدونم دليل انتخاب من چى بوده در حالى كه دختر زيباى مومن و حرف گوش كن هست، من آذر ماهيم، لجبازم، به زور خوشم نمياد كسى چيزى بهم تحميل كنه، ولى الان كم مونده اشكم بياد، من همه چى رو رعايت مى كنم، مشكلم روسرى سر كردن تو مهمونى و خارج از كشوره خب اونم ميذارم، وگرنه كه اينجا جمهورى اسلاميه و حجاب واجب، عجب غلطى كردم باهاش اينجورى حرف زدم حالا غرورم نميذاره برم درستش كنم، الان عكس وايبرمو كلا برداشتم كه اگه رفت نگاه كرد بفهمه قصد لجبازى ندارم

    - - - Updated - - -

    مامانم هى مياد ميره بهم سركوفت مى زنه ميگه اخلاقت بده، خوب شد جونشو برداشت در رفت، تو هم تا آخر عمرت موندى رو دستم

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array
    پیرسینگو کجای دلم بذارم؟

    دوست عزیز
    دیگه هیچ اقدامی نکن
    بذار زمان بگذره
    هم شما و هم طرف مقابلت باید بیشتر فکر کنین

    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما
    چونانکه بایدند
    نه بایدها . . .

    هر روز بی تو
    روز مباداست!



  3. 6 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    sasha (یکشنبه 24 اسفند 93), مصباح الهدی (یکشنبه 24 اسفند 93), آزرم (یکشنبه 24 اسفند 93), بارن (یکشنبه 24 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 24 اسفند 93), صبا_2009 (یکشنبه 24 اسفند 93)

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    ساشا جان خیلی عجله می کنی...
    نمی دونم چه جوری این قدر سریع تصمیمت عوض میشه...
    یکم آرام تر باش... (به نظر من این کنار کشیدن این آقا برات باعث جذابیتش شده.یه جذابیت کاذب)

    الان شما این مساله حجاب برات حل شده؟
    روش فکر کن. ببین حجاب فقط یه روسری نیست ها! پشتش یه عقیده است...
    رو بحث اعتقادات فکر کن. ببین می تونی واقعا به قول اون آقا رو افکارت واقعا تجدید نظر کنی؟
    می تونی؟

    تا فردا روش درست فکر کن. به مسائلی که تو زندگی پیش میاد فکر کن. ببین بعدا حس خفگی بهت دست نده. فردا مثلا الان که می گه پیرسینگ نذار فردا بهت بگه فلان مانتو را نپوش می تونی؟ یا نمی دونم ساق دست بپوش می تونی؟
    این ها را با خودت حساب کتاب کن. به دور از احساس... چون این مساله همیشه یه عمر باهات همراه میشه
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  5. 12 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (دوشنبه 25 اسفند 93), Ar@sh (دوشنبه 25 اسفند 93), meysamm (یکشنبه 24 اسفند 93), sasha (یکشنبه 24 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 14 فروردین 94), کامران (دوشنبه 25 اسفند 93), آزرم (یکشنبه 24 اسفند 93), اثر راشومون (دوشنبه 25 اسفند 93), بارن (یکشنبه 24 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 24 اسفند 93), صبا_2009 (یکشنبه 24 اسفند 93)

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    مصباح الهدى جان فكر مى كنم مساله ى ما آن قدر حاد نبود، وقتى راجع به حرفهايى كه در اين زمينه زدم فكر مى كنم احساس مى كنم چقدر ميتونم به نظرش سطحى و احمق اومده باشم، حالا هم از دست خودم عصبانى هستم هم از دست اون. احساسى دارم كه انگار دلم نميخواد هيچ وقت دوباره ببينمش، خب ايشون اگه هر اشتباهى داشته باشه (كه قطعا داره) يك خوبى داره و اونم داشتن مقدار زيادى عقل سليمه و خيلى خوب بلده منو سر جام بنشونه!
    با شناختى كه ازش دارم اگه حلوا حلوا هم بشه پا پيش نميذاره كه دوباره حرف بزنيم و همين منو حسابى مى سوزونه چون به نظرم ايشون همون مرديه كه من ميتونم تا آخر عمرم بهش حس خوب داشته باشم، و اگر به جز مساله حجاب واقعا مشكلى بينمون نباشه حاضرم به خاطرش حجابمو رعايت كنم، اما در حد معقول، يعنى فكر نكنم بگه ساق دست بپوش، ولى خب تا اونجايى كه فهميدم با مانتوى جلو باز و لباس تنگ و بى حجابى مشكل داره، كه ميتونم رعايت كنم و در كنارش خوش لباس هم باشم، چون خودشم كه مومنه به شدت خوش لباسه و يه كتى داره كه وقتى مى پوشه شكل گاوبازهاى اسپانيايى ميشه
    واقعا حاضرم صبر كنم حتى شده يه ماه به شرطى كه بياد دوباره حرف بزنيم و بريم پيش مشاور، حاضرم پيرسينگ نذارم، لباس پوشيده بپوشم، حجاب بذارم، واقعا حاضرم ولى در كنارش شرط و شروطى هم دارم
    الان همه ش ميگم خدايا شكرت چون كمتر از يك هفته به عيد مونده و من هر سال براى بچه هاى شركت تقويم مى گيرم، شايد به بهانه ى دادن تقويم تونستم دوباره برم سر صحبتو باهاش باز كنم

  7. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام

    خانم sasha گرامی اصلا آمادگی ازدواج ندارید. متاسفانه به جای اینکه محتوای مکالمه ی تلفنی ایشون یه تلنگری برای اصلاح ارزش ها و معیاراتون باشه شما اصل مطلب رو رها کردید و محو جذبه ی این آقا شدید!! اینم یه جور درگیری احساساته؛ حتما که نباید حرفای عاشقانه زده بشه. تغییرات شدید در هر جایی از جمله در احساسات انسان خطرناکه. واقعا این همه تغییر شما در طول 24 ساعت گذشته برای بنده بهت آوره طوری که ناچار شدم این پست رو بزنم. یعنی شما باورهاتون رو که جزئی از هویتتونه به همین راحتی می ریزید دور!؟ تغییر در باورها و عقاید در این سرعت غیر ممکنه شما کاملا هیجانی شدید.
    شما باید یه بازنگری اساسی بکنید، وقتی منطقی فکر می کنید نظام ارزشیتون مانع از دیدن مباحث اصلی و اساسیات یک زندگی میشه وقتی هم که درگیر احساسات میشید کلا همون نظام نیم بند رو هم فراموش می کنید و اوضاع خراب تر میشه. با این وضعیت به جای خوبی نمی رسید.
    لطفا به دور از هیجانات بیشتر تامل کنید.

    موفق یاشید.
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  8. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    Ar@sh (دوشنبه 25 اسفند 93), sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 14 فروردین 94), کامران (دوشنبه 25 اسفند 93), مصباح الهدی (دوشنبه 25 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 25 اسفند 93)

  9. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    ساشا جان بذار چند روز بگذره تا از این حس زودگذر بیای بیرون بعد بشین منطقی فکر کن.پسرایی که به ظاهر غد و مغرور هستن شاید برای خیلی از دخترا جذابیت داشته باشن ولی اینا واسه اوایل آشناییه بعدا همه دخترا از این جور پسرا زده میشن.

    ببین من خودم یه همکاری داشتم که بهم پیشنهاد ازدواج داد دقیقا شرایطمون مثل شما بود من غیر مذهبی ولی اون مومن و مذهبی،تحصیلکرده،خوش قیافه،خوش تیپ،وضع مالیش توپ،اخلاق و رفتارش حرف نداشت ولی من منطقی فکر کردم و دیدم نمی تونم خودمو،اعتقاداتمو،حجابمو به خاطر این آقا تغییر بدم چون مطمئن بودم این تغییر موندگار نخواهد بود.با اینکه الآن هم به دختری که قراره در آینده زنش بشه واقعا حسودیم میشه چون واقعا پسر فوق العاده ای بود.(تاپیکم تو تالار هست خواستی برو بخون)


    بعدش یه سوال از رو فضولی شما فکر کنم تو یه شرکت خصوصی کار میکنید ؟که پیرسینگ و اینا دارید والا ما دولتی ها چقد محدودیت داریم یادمه تو اوایل کارم به خاطر چند تار مو کارم به رییس و روسا رسید


    امیدوارم منطقت به احساست غلبه کنه
    ویرایش توسط آی تک : دوشنبه 25 اسفند 93 در ساعت 00:07

  10. 8 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    Ar@sh (دوشنبه 25 اسفند 93), sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), کامران (دوشنبه 25 اسفند 93), مصباح الهدی (دوشنبه 25 اسفند 93), آنیتا123 (دوشنبه 25 اسفند 93), سارا 2010 (دوشنبه 25 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 25 اسفند 93)

  11. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام ساشا جان..
    عزیزم وقتت بخیر..
    دختر خوب چرا انقدر هیجانی رفتار میکنی.. این عدم ثباتی که شما الان داری واقعا خوب نیست... شما در زمان کوتاه از عقیدت اومدی پایین و میگی حاضری حجاب داشته باشی.. حاضری پوشیده باشی.. باور کن اینطوری نمیشه..در مدت زمان کوتاه بعد زندگی دوباره همینی که هستی میشی.. خود واقعیت... با یه عقب کشیدن ایشون شما اینجور مجذوب شدی...در ضمن از این آقا برای خودت یه ادم کامل نساز که انقدر حرص نخوری الان...واقعا دلیل میشه کسی که نماز میخونه یا اهل حرام و حلاله ادم کاملیه... اینا نشان دهنده یه ادم خوبه اگه واقعی باشه اما ربطی به همسر خوب بودن نداره.. و اینکه تو مسئله مهمی مثل ازدواج شما باید با طرف مقابلتون از نظر عقیدتی همفکر باشید تا حرف همو بفهمین تا مشکل ایجاد نشه... اینارو خودتونم میدونی عزیزم..
    نگاه و ظاهر شما تو زندگی هر چیزی که هست همینه اما بعد ازدواج مسلماً تغییراتی تو زندگی بوجود میاد تا ادم تغییر کنه اما نه تا این حد که بین شما و طرز فکر خواستگارتون هست..بحث حجاب نیست بحث طرز فکره...شما هم دوستانه میگم تو طرز فکرت تو ازدواج بیشتر فکر کن.. از ظاهر زندگی یکم کتاه بیا واقعا ارامش کنار همسر از همه چیز مهمتره...ببین میتونی با این آقا جدای از جذابیت ظاهری که الان دارین بهشون ، آرامش پیدا کنید؟

  12. 3 کاربر از پست مفید ida bahrami تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), بهار.زندگی (پنجشنبه 18 تیر 94)

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sasha نمایش پست ها
    سو تفاهم براى اون پيش اومده، براى شما هم، بحث اصلى من سر حجاب بود، من گفتم آدمى نيستم كه محجبه بشم ....
    خانم ساشا شما مشکل فرهنگ و اعتقادی داری و این مورد بسیار مهمی هست که باید

    جدی گرفته بشه ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط sasha نمایش پست ها
    مشكلم روسرى سر كردن تو مهمونى و خارج از كشوره خب اونم ميذارم
    چقدر زود سربه راه شدید !!!

    فکر نکنید مشکل و مورد فقط همین روسری هست و شما کوتاه اومدی و مشکل

    را حل کردی

    فکر نکن مشکل فقط حجاب و روسری شماست ، نه !!!

    فردا صدها مورد دیگه یکی یکی براتون بوجود میاد و شما باید تغییر کنید .

    آیا میتونید یه آدم دیگه بشید ؟؟؟



    آیا میتونید اعتقاد و نگرش چندین ساله تون که باهاش بزرگ شدید و زندگی کردید

    را کنار بگذارید و واقعا عوض بشید ؟؟؟




    من اصلا نمیگم ایشون آدم بدی یه ...


    اتفاقا جواب های ایشون به شما جواب های منطقی و خوبی بوده ...


    ولی حرف بنده اینه :

    شما بیست و چند ساله با این حال و هوا و اعتقاد بزرگ شدید

    نه شما میتونی ایشون را عوض کنینه ایشون میتونه شما را عوض کنه ....




    البته ممکنه تغییر کنی ، ولی این تغییر مقطعی و ماندگار نیست

    بنظر من انگار داری فیلم بازی میکنی و خودت نیستی
    و دیگه
    یجا کم میاری و منفجر میشی ...


    خلاصه از ما گفتن بود ....





    موفق باشید .............

    ویرایش توسط فرشته مهربان : سه شنبه 26 اسفند 93 در ساعت 13:47 دلیل: حذف مواردی که آفت انتقال متقابل است

  14. 6 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), آنیتا123 (دوشنبه 25 اسفند 93), اثر راشومون (دوشنبه 25 اسفند 93), سارا 2010 (دوشنبه 25 اسفند 93), شمیم الزهرا (دوشنبه 25 اسفند 93)

  15. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    از همون روز اول که پست گذاشتی می خوام جواب بدم اما فرصت نمیشه،
    یکی دو صفحه اول نظرات دوستان رو هم خوندم و نظرات دوستان رو دیدم اما نظر من؛
    من و همسرم یه مدل بسیار بسیار بسیار تعدیل شده شرایط شما رو داشتیم و داریم؛ یعنی همسرم خدا پیغمبر و ... رو قبول داره و عاشقه زیارت امام رضا و ... هست (قول دادم حتماً سالی یه بارو بریم مشهد) اما با حجاب مشکل داره و یادمه اولین باری که با تیپ بیرون همسرم رو دیدم شوکه شدم و فکر کردم به هیچ وجه به درد هم نمی خوریم و دقیقاً یادمه اولین جلسه آشنایی ما بیشتر به مقوله حجاب گذشت و...
    به عنوان یه فردی که دقیقاً در بطن این ماجرا بوده دارم نظر میدم ، با توجه به اختلاف فاحشی که شما عنوان کردید (که شما برای مهمونیی همچون خاستگاری که همه غریبه هستن و اعتقادی به گذاشتن حجاب ندارید و از طرف دیگه دیدگاه خاستگارتون در این باره کاملاً تضاد شماست، و خیلی چیزای دیگه که گفتیدمثلاً همین به اشتراک گذاشتن عکس شخسی در شبکه اجتماعی و ... ) به نظر من ازدواج شما اصلا با این آقا به صلاح هیچ کدومتون نیست، با این دو طرز دید متفاوت همه چی، از مهمونی گرفته تا مسافرت ، همه اینا کوفت میشه براتون، همین مسافرت خارج، خب ایشون اعتقادش به حجاب به خاطر قوانین کشور نیست که ، به حجاب اعتقاد داره به خاطر دینش، و این دین با خروج از کشور تغییر نمی کنه اما شما حجاب رو رعایت می کنید صرفاً به خاطر قوانین کشورتون، . این خلاصه تجربه من در این زمینه بود و اما در باره موضوع خوب و پاک و جواهر بودن این آقا پسر باید بگم که، خوب بودن یه مسئله هست و برای شما خوب و مناسب بودن یه مسئله دیگه است، چه بسیار افراد خوب و موجه ای که ما در بیرون ازشون به نیکی یاد می کنیم اما وقتی از همسرش بپرسی ، اپسیلونی ازش راضی نیستن. یعنی هر فرد همان طور که در همه چیز تخصص نداره (برای مثال مهندس مکانیک طراح خوبی هست اما دیگه از روانشناسی که سر در نمیاره) پس یه همکار خوب بودن با یه همسر خوب برای شما بودن خیلی خیلی تفاوت داره.
    در مجموع تغییر با این میزان رو به هیچ کدومتون توصیه نمی کنم.

    - - - Updated - - -

    از همون روز اول که پست گذاشتی می خوام جواب بدم اما فرصت نمیشه،
    یکی دو صفحه اول نظرات دوستان رو هم خوندم و نظرات دوستان رو دیدم اما نظر من؛
    من و همسرم یه مدل بسیار بسیار بسیار تعدیل شده شرایط شما رو داشتیم و داریم؛ یعنی همسرم خدا پیغمبر و ... رو قبول داره و عاشقه زیارت امام رضا و ... هست (قول دادم حتماً سالی یه بارو بریم مشهد) اما با حجاب مشکل داره و یادمه اولین باری که با تیپ بیرون همسرم رو دیدم شوکه شدم و فکر کردم به هیچ وجه به درد هم نمی خوریم و دقیقاً یادمه اولین جلسه آشنایی ما بیشتر به مقوله حجاب گذشت و...
    به عنوان یه فردی که دقیقاً در بطن این ماجرا بوده دارم نظر میدم ، با توجه به اختلاف فاحشی که شما عنوان کردید (که شما برای مهمونیی همچون خاستگاری که همه غریبه هستن و اعتقادی به گذاشتن حجاب ندارید و از طرف دیگه دیدگاه خاستگارتون در این باره کاملاً تضاد شماست، و خیلی چیزای دیگه که گفتیدمثلاً همین به اشتراک گذاشتن عکس شخصی در شبکه اجتماعی و ... ) به نظر من ازدواج شما اصلا با این آقا به صلاح هیچ کدومتون نیست، با این دو طرز دید متفاوت همه چی، از مهمونی گرفته تا مسافرت ، همه اینا کوفت میشه براتون، همین مسافرت خارج، خب ایشون اعتقادش به حجاب به خاطر قوانین کشور نیست که ، به حجاب اعتقاد داره به خاطر دینش، و این دین با خروج از کشور تغییر نمی کنه اما شما حجاب رو رعایت می کنید صرفاً به خاطر قوانین کشورتون، . این خلاصه تجربه من در این زمینه بود و اما در باره موضوع خوب و پاک و جواهر بودن این آقا پسر باید بگم که، خوب بودن یه مسئله هست و برای شما خوب و مناسب بودن یه مسئله دیگه است، چه بسیار افراد خوب و موجه ای که ما در بیرون ازشون به نیکی یاد می کنیم اما وقتی از همسرش بپرسی ، اپسیلونی ازش راضی نیستن. یعنی هر فرد همان طور که در همه چیز تخصص نداره (برای مثال مهندس مکانیک طراح خوبی هست اما دیگه از روانشناسی که سر در نمیاره) پس یه همکار خوب بودن با یه همسر خوب برای شما بودن خیلی خیلی تفاوت داره.
    در مجموع تغییر با این میزان رو به هیچ کدومتون توصیه نمی کنم.

    - - - Updated - - -

    از همون روز اول که پست گذاشتی می خوام جواب بدم اما فرصت نمیشه،
    یکی دو صفحه اول نظرات دوستان رو هم خوندم و نظرات دوستان رو دیدم اما نظر من؛
    من و همسرم یه مدل بسیار بسیار بسیار تعدیل شده شرایط شما رو داشتیم و داریم؛ یعنی همسرم خدا پیغمبر و ... رو قبول داره و عاشقه زیارت امام رضا و ... هست (قول دادم حتماً سالی یه بارو بریم مشهد) اما با حجاب مشکل داره و یادمه اولین باری که با تیپ بیرون همسرم رو دیدم شوکه شدم و فکر کردم به هیچ وجه به درد هم نمی خوریم و دقیقاً یادمه اولین جلسه آشنایی ما بیشتر به مقوله حجاب گذشت و...
    به عنوان یه فردی که دقیقاً در بطن این ماجرا بوده دارم نظر میدم ، با توجه به اختلاف فاحشی که شما عنوان کردید (که شما برای مهمونیی همچون خاستگاری که همه غریبه هستن و اعتقادی به گذاشتن حجاب ندارید و از طرف دیگه دیدگاه خاستگارتون در این باره کاملاً تضاد شماست، و خیلی چیزای دیگه که گفتیدمثلاً همین به اشتراک گذاشتن عکس شخصی در شبکه اجتماعی و ... ) به نظر من ازدواج شما اصلا با این آقا به صلاح هیچ کدومتون نیست، با این دو طرز دید متفاوت همه چی، از مهمونی گرفته تا مسافرت ، همه اینا کوفت میشه براتون، همین مسافرت خارج، خب ایشون اعتقادش به حجاب به خاطر قوانین کشور نیست که ، به حجاب اعتقاد داره به خاطر دینش، و این دین با خروج از کشور تغییر نمی کنه اما شما حجاب رو رعایت می کنید صرفاً به خاطر قوانین کشورتون، . این خلاصه تجربه من در این زمینه بود و اما در باره موضوع خوب و پاک و جواهر بودن این آقا پسر باید بگم که، خوب بودن یه مسئله هست و برای شما خوب و مناسب بودن یه مسئله دیگه است، چه بسیار افراد خوب و موجه ای که ما در بیرون ازشون به نیکی یاد می کنیم اما وقتی از همسرش بپرسی ، اپسیلونی ازش راضی نیستن. یعنی هر فرد همان طور که در همه چیز تخصص نداره (برای مثال مهندس مکانیک طراح خوبی هست اما دیگه از روانشناسی که سر در نمیاره) پس یه همکار خوب بودن با یه همسر خوب برای شما بودن خیلی خیلی تفاوت داره.
    در مجموع تغییر با این میزان رو به هیچ کدومتون توصیه نمی کنم.

    - - - Updated - - -

    از همون روز اول که پست گذاشتی می خوام جواب بدم اما فرصت نمیشه،
    یکی دو صفحه اول نظرات دوستان رو هم خوندم و نظرات دوستان رو دیدم اما نظر من؛
    من و همسرم یه مدل بسیار بسیار بسیار تعدیل شده شرایط شما رو داشتیم و داریم؛ یعنی همسرم خدا پیغمبر و ... رو قبول داره و عاشقه زیارت امام رضا و ... هست (قول دادم حتماً سالی یه بارو بریم مشهد) اما با حجاب مشکل داره و یادمه اولین باری که با تیپ بیرون همسرم رو دیدم شوکه شدم و فکر کردم به هیچ وجه به درد هم نمی خوریم و دقیقاً یادمه اولین جلسه آشنایی ما بیشتر به مقوله حجاب گذشت و...
    به عنوان یه فردی که دقیقاً در بطن این ماجرا بوده دارم نظر میدم ، با توجه به اختلاف فاحشی که شما عنوان کردید (که شما برای مهمونیی همچون خاستگاری که همه غریبه هستن و اعتقادی به گذاشتن حجاب ندارید و از طرف دیگه دیدگاه خاستگارتون در این باره کاملاً تضاد شماست، و خیلی چیزای دیگه که گفتیدمثلاً همین به اشتراک گذاشتن عکس شخصی در شبکه اجتماعی و ... ) به نظر من ازدواج شما اصلا با این آقا به صلاح هیچ کدومتون نیست، با این دو طرز دید متفاوت همه چی، از مهمونی گرفته تا مسافرت ، همه اینا کوفت میشه براتون، همین مسافرت خارج، خب ایشون اعتقادش به حجاب به خاطر قوانین کشور نیست که ، به حجاب اعتقاد داره به خاطر دینش، و این دین با خروج از کشور تغییر نمی کنه اما شما حجاب رو رعایت می کنید صرفاً به خاطر قوانین کشورتون، . این خلاصه تجربه من در این زمینه بود و اما در باره موضوع خوب و پاک و جواهر بودن این آقا پسر باید بگم که، خوب بودن یه مسئله هست و برای شما خوب و مناسب بودن یه مسئله دیگه است، چه بسیار افراد خوب و موجه ای که ما در بیرون ازشون به نیکی یاد می کنیم اما وقتی از همسرش بپرسی ، اپسیلونی ازش راضی نیستن. یعنی هر فرد همان طور که در همه چیز تخصص نداره (برای مثال مهندس مکانیک طراح خوبی هست اما دیگه از روانشناسی که سر در نمیاره) پس یه همکار خوب بودن با یه همسر خوب برای شما بودن خیلی خیلی تفاوت داره.
    در مجموع تغییر با این میزان رو به هیچ کدومتون توصیه نمی کنم.

  16. 6 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 25 اسفند 93), نادیا-7777 (دوشنبه 25 اسفند 93), مصباح الهدی (دوشنبه 25 اسفند 93), بارن (دوشنبه 25 اسفند 93), سارا 2010 (دوشنبه 25 اسفند 93)

  17. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    با سلام و احترام

    پست های خودتون و خوندم ،
    اول از همه میخوام اینو بگم که:

    شما دونفر هیچکدوم بر دیگری برتری ندارید، اصلا این سوال که آیا بنده سرترم یا خواستگارم ، از اصل اشتباه است،
    شما دونفر یسری تفاوت ها باهم دارید تفاوت های اعتقادی ، فرهنگی و اقتصادی ، اینها همه برمیگرده به طرز تفکر شما دونفر، که حالا شما یا ایشون در هرکدام از اینها که بالاتر باشین خودتون از کسی که در اون معیار خاص که حال برای شما مهم است، و فرد مورد نظر در درجات پایین تر قرار دارند، سرتر میبینید .

    اینها همه معیار هستن، هیچکدام بر دیگری هم برتری ندارد، اینها نسبی هستند صرفا برتری در یکی از اینها برتری شخصیتی و کلی و نمیسازد.

    با یک مثال عرض میکنم: مثلا ما دو انسان و دو معیار (اعتقادی و اقتصادی) داریم ،

    انسان اول ، فرد بسیار معتقد و با ایمانیست، اما در مسله اقتصادی کمی نسبت به انسان دوم پایینتر است، که این مسله برایش مهم تراز معیار اعتقادی نیست، مسایل اعتقادی برایش مهمتر است و در زندگی اولویت بیشتری دارد خب سعی ایشون در زندگی پیشرفت در این زمینه است.
    (نه اینکه مسایل اقتصادی اصلا مهم نباشد ، چرا مهمه ، تلاششون هم قابل توجه است اما بین مسایل اعتقادی و اقتصادی ، اعتقادی اولویتش نسبت به سایر مسایل بیشتر است.)

    انسان دوم درست برعکس انسان اول در زندگی عمل میکنند ، یعنی مسایل اقتصادی از مسایل اعتقادی برایشان اولویت بیشتری دارد.
    و طبیعتا تلاششون هم به همین میزان در زندگی بین این دو اولویت تقسیم خواهد شد.

    حالا من اگه یک نظر سنجی بذارم ، و سوالم هم این باشه که کدوم از این دو انسان نسبت به اون یکی سرتر هست ، بنظرتون نظرسنجی درستیست؟ اصلا نظرسنجی من اعتبار دارد؟ یا اینطور سوالم عرض کنم ، اعتبار نظر سنجی بنده به چه پارامترهایی وابسته است؟


    بنظر بنده، بستگی داره این نظر سنجی و به چه کسانی یا گروهی بدهم ، فرض کنید سه گروه دارم:
    گروه اول : در زندگی مسایل اقتصادی برایشان مهمتر است
    گروه دوم: در زندگی به مسایل مذهبی و اعتقادی ، اهمیت بیشتری میدهند.
    گروه سوم : پنجاه فرد هستن که هم راستای گروه اول هستند ، پنجاه فرد دارم که همرستای گروه دوم هستند.

    نتیجه : از نظر گروه اول ، انسان دوم برتری بیشتری دارد نسبت به انسان اول
    ازنظر گروه دوم ، انسان اول انتخاب میشود
    نیتجه نظر سنجی گروه سوم هم پنجاه پنجاه میشه!

    در اینجا دقت کنید من فقط صرفا دو معیار و انتخاب کرده ام، نسبت باقی معیارها هم در زندگی واقعی مسلما تاثیر گذار است، که من در اینجا یکسان در نظر گرفتم،
    صرفا خواستم با این مثال به شما بگویم که این مقایسه بهیچ عنوان مقایسه درستی نیست، چون از نظر هرکسی بسته به نوع فکرش نوع تربیتش ، نوع فرهنگ وباورهاش ، نوع زندگیش و اولویت هاش در زندگی فرق داره، ممکنه از نظر یک نفر این آقا فردی موفقی باشند چون اولویت انسان ها و براساس اعتقاداتشون میبینن و از نظر یک نفر دیگه که بیشتر دید اقتصادی دارند و همینطور دید اعتقادیشون با این آقا کاملا متفاوت باشد و خلاف جهت همدیگه باشد ، این آقا و فردی موفق نبینند !

    بنظر شخصی خود بنده که شخصیت یک انسان خیلی بالاتر از این هست که بخوایم با همدیگر مقایسه اشون کنیم و بخوایم برتریشون و نسبت به همدیگه بسنجیم ، چون اینقدر معیارهای متفاوت و متنوع داریم که اصلا مقایسه درستی نمیشه انجام داد.
    حتی شرایط های زندگی دو انسان اینقدر باهمدیگه متفاوت هست که اصلا نمیشه گفت فلانی که دکتر یا مهندسه بهتر از یک معلم یا کارمند شهرداریست. (از کجا این برتری اومده؟ فقط صرفا معیار تحصیلات مورد مقایسه قرار گرفت؟ اخلاقیات کجا رفت؟ فردا با همین دکتر بخوایم زندگی کنیم ، زندگی هم نه ، اصلا دوست، یا همکار باشیم! اخلاقیاتش واقعا مهم نیست؟؟ اصلا شاید اونی که معلم شده شرایط اونی که دکتر شده و نداشته ! ما که خبر نداریم که بخوایم فقط روی حساب تحصیلات حرف برتری بزنیم!)

    من هم گاهی مثه خیلیا دیگه شاید دچار این اشتباهات شده باشم ، اما همیشه همین جملات پارگراف بالا و بخودم میگم تا مبادا خدایی نکرده بخوام انسانی و فقط صرفا از روی یک معیار قضاوت کنم.

    ************************************************** *********

    مشکل دیگری که عنوان کردید ، مشکل ادامه تحصیل خواستگارتون هست.

    اینجا باید هدف شما از ادامه تحصیل همسر آیندتون کاملا مشخص بشه، شما دوست دارید همسرتون ارشد بخونند یا دکتراشون بگیرند صرفا بخاطر یک مدرک که پتکی بشه بزنید به سر فامیل و دوست و آشنا! ؟
    اگه فقط اینه که حالا نمیدونم رشته ایشون چی هست ، چون برخی رشته ها نه دانشگاه آزاد بدون کنکور قبول میکنند نه دانشگاه بین الملل بدون کنکور دارند، برخی رشته ها فقط باید کنکور داد حتی دانشگاه های آزاد و بین الملل هم با کنکور فقط قبول میکنند.
    اما حالا اگه رشته اشون طوری هست که این دانشگاها راحت میتونند پذیرش بگیرند که دیگه کاری نداره! با پول میتونند مدرک بگیرند،
    ولی سوال اینجاست آیا این روش مدرک گرفتن از نظر شما با ارزشه ؟
    این مدرک چه تاثیر مثبتی در زندگی شما خواهد گذاشت؟
    این پولی که داده میشه چقدر از نظرتون باارزشه و پول دوریختن نیست؟


    حالا یک موقع هست شما میخواین بگید نه من میخوام همسر به درجات بالای علمی برسه ، دوست دارم علاقه مند به کارهای تحقیقاتی باشند ، مقاله بدند، کارهای پژوهشی انجام بدند ، فقط صرفا یک مدرک نداشته باشند ، به بار علمیشون هم مطلبی اضافه بشه! با مقالاتشون و اقدامات پژوهشیشون ، به بار علمی بقیه هم اضافه کنند.

    اگه هدف شما از ادامه تحصیل ایشون اینست که باید بگم از همین اول یک مشکل بسیار مهم حیاتی وجود داره:
    اگه کسی به این هدف بخواد ادامه تحصیل بده باید انگیزه خیلییییییییییییییی زیادی داشته باشه! واقعا باید انگیزه و علاقه زیادی نسبت به کارهای تحقیقاتی پژوهشی و مطالعه مقالات زیادی داشته باشه!
    که خواستگار شما ندارند، خواستگار شما دارند میگند لیسانسشون و بزور گرفتن! این یعنی ایشون علاقه مند به اینجور کارها نیستند!

    علاقه و انگیزه و نمیشه به کسی تزریق کرد، ایشون حتی دیوانه وار شما و دوست هم داشته باشند ، از شدت عشق شما دونفر لیلی و مجنون هم باشید، تا به مراحل سختی کار که برسید مطمعن باشید جا میزنند، رها میکنند! چون انگیزه واقعی وجود نداره!
    انگیزه واقعی یعنی خودشون از درس خوندن ، از انجام کارهای تحقیقاتی واقعا لذت ببرند!
    از اینکه هر ثانیه به علمشون یک مطلب جدید و نوعی اضافه میشه لذت میبرند. نه اینکه بزور بخواین فقط صرفا یک درس پاس کنند!

    البته باز هم به نوع رشته بستگی داره ولی اینم بگم درس پاس کردن در ارشد و دکتری به این راحتیا نیست! خیلی سختتر از دوران کارشناسیست، نیمی از نمرات فقط به پروژه ها اختصاص داره ، پروژه هایی که هرکدومش برای خودش دنیایی داره ، هرکدومش یک ایده جدید توش نهفته! هرکدومش برای خودش یک مقاله میشه! به این راحتی نیست ، فردی که همچین هدفی داشته باشه باید تمام زندگیو وقتشو بذاره فقط روی درسش و کارهای پژوهشیش.

    حاالا شما به عنوان یک دختر از همسر آینده تون که پسر هم هستند همچین انتظاری دارید ؛
    بنظر من یک پسر و دختر تا زمانی که ازدواج نکردند اگه همچین هدفی دارند خب کمی کارشون راحتتره ، اما زمانی که ازدواج کردن کارشون دو برابر سختتر میشه، چرا؟

    چون اولا ایشون باید برای شما بعنوان همسرشون وقت بذارند، که علنا با فشار کاری و درسی که خواهند داشت کار خیلی سختی خواهد بود . مطمعن هم باشید روی رفتار شون و اعصابشون تاثیراتش و خواهد داشت.
    دوم هم اینکه ایشون باید بعنوان یک مرد که مسولیت یک زندگی و قبول کردند در کنار درسشون کار کنند و پس اندازی داشته باشند که این مسله هم کار ایشون و دو برابر میکنه.

    پس ببینید که اگه هدفتون از ادامه تحصیل همسر آینده اتون این باشه ، روی هوا نباید تصمیم بگیرید حالا چه ایشون و انتخاب کنید چه هر شخص دیگری با این هدف تحصیلی شما باید آمادگی لازم هم در خودتون حس کنید، ببینید حاضرید وقتی از همسرتون میخواهید برید بیرون ایشون بگند خسته اند، کار دارند ، درس دارند، شما ناراحت نمیشید؟
    فردا نمیاین بگید همسر من یسره فقط درس میخونند ، یا همش در حال کارکردن هستن!

    تازه این یسری از مشکلات بود ، مشکلات دیگری هم هست مثلا گاهی خانم ها میاین مینویسند همسر من چون دانشجو هستند کار نمیکنند یا کار پاره وقت دارند و در خرج و مخارج کمکی نمیکنند یا اصلا مخارج بنده و تامین نمیکنند.
    پس وقتی معیاری برای خواستگارهاتون میذارید، حتما به این مسایل هم فکر کنید.مگه اینکه هدفتون از ادامه تحصیل همان صرفا یک مدرک پتک مانند باشه!

    ************************************************** **************
    در خصوص اینکه گفتید نمیدونید ایشون چرا شما رو با اینکه از قبل نوع پوشش و ظاهرتون و دیدن ، بازهم انتخابتون کردند:

    همونطور که خودتون هم گفتید ، دوره شناخت برای همین موردهاست ، شما در دوره شناخت با اخلاقیات و اعتقادات و طرز فکرها و انتظارات همدیگه آشنا میشید ، بعد تصمیم میگیرید که آیا قصد ازدواج باهمدیگر و دارید یا خیر.
    یا اصلا بدرد همدیگه میخورید یا خیر.

    اینطور که من متوجه شدم گویا ظاهر شما در محیط کار ساده و مناسب از نظر ایشون بوده است(البته ان شالله درست متوجه شده باشم.)
    اگه درست هست خب پس ، ایشون شما رو اینگونه دیده بودند نمیدونستن که در سایر زمانها چگونه هستید، برای همین در ابتدا با این طرز تفکر که ظاهر شما در باقی تایم ها هم به همین منوال هست ، برای شناخت اولیه انتخابتون کردند حالا مراحل شناخت بیشتر شده است متوجه شدند نخیر گویا در برخی از تایم ها پوشش شما تغییر میکند، چون دیدند شما در محیط کار پوشش خوبی دارید، بنابراین پتانسیل شما در تغییر نوع پوششتون و بالا دیدن ؛ احتمالا همچین اعتقادی هم دارند که بالاخره دو آدم وقتی باهم آشنا میشوند در یسری از مسایل حتما تفاوت هایی دارند برای همین نخواستن با دیدن این مسله یهو جا بزنند، صبر کردند و میخواهند ببینند آیا اعتدال بینتون برقرار خواهد شد یا خیر.
    مطمعنا اگه اعتدال برقرار شود ، و باهم بتونید کنار بیایید ، خب انتخاب همدیگه خواهید بود در غیر اینصورت انتخاب هم نخواهید بود.

    احتمالا ایشون منتظر همان تعادل در این رابطه هستند، مورد بعدی که بذهن بنده میرسه اینست که احتمالا ایشون از آن دسته مذهبی هایی نیستند که چادری بودن خانم ، بعنوان حجاب کامل خانم ،مد نظرشون هست چون اگه اینگونه بود صرفا باید همچین شخصی هم انتخاب میکردند بنابراین بنظر بنده که حالا کارشناسانه هم نیست ، اینست که ممکنه ایشون در اون حد مذهبی که شما و یا سایر دوستان هم فکر میکنید نباشند ، شاید شما دو نفر در لایه های بیرونیتون باهم متفاوت باشید ، و در لایه های درونی شبیه به همدیگه باشید .

    احتمالا ممکنه ایشون این شباهت لایه های درونی دیده اند که شما و انتخاب کردند، یعنی رفتارهای لایه های درونی شما دونفر شبیه بهمدیگه بوده که احساس کردند شما مناسبشون هستید.

    البته چون ما دراینجا ایشون و اصلا نمیشناسیم و حرف های ایشون هم نخوندیم ، این احتمال هم هست که ایشون احساسی انتخاب کرده باشند ، اما فعلا که من از روی حرف هاتون احساس نکردم ایشون احساسی عمل میکنند بیشتر اینگونه بنظر میاید که شما احساسی عمل میکنید.(البته اگه درست متوجه شده باشم)

    ایشون به شما توجه نشون میدند ، شما احساس میکنید از ایشون سرتر هستید و نمیخواینشون و میخواین به یک خواستگار دیگر در کشور دیگر فکر کنید.
    ایشون به شما توجه نشون نمیدند ، شما احساس میکنید دوستشون دارید و قلبتون و براشون میزنه و دست و پاتون میلرزه!

    بنظر من در امر ازدواج احساساتتون باید ثبات داشته باشه، نباید با هیجانات مثبت و منفی که بهتون میرسه ، دچار تغییر و تحول بشه! ازدواج امری بسیار مهم در زندگیتون هست سعی کنید تصمیمی که میگیرید اینقدر ازنظر تون درست و حساب شده باشه که در اجراش محکم و مقتدر باشید و با تزریق هیجانات مثبت ومنفی ، نوسانی و بالا و پایین نشه!

    چقدر زیاد صحبت کردم
    امیدوارم حداقل خونده بشه
    امیدوارم ، انتخابی عاقلانه و ازدواجی عاشقانه و تجربه کنید.
    موفق باشید
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : دوشنبه 25 اسفند 93 در ساعت 14:30

  18. 4 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    Ar@sh (دوشنبه 25 اسفند 93), sasha (دوشنبه 25 اسفند 93), هم آوا (دوشنبه 25 اسفند 93), مهرااد (دوشنبه 25 اسفند 93)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20
  4. خدا كسى را به درد من مبتلا نكند
    توسط Gerdab در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 56
    آخرين نوشته: شنبه 20 آذر 89, 13:35
  5. دلــشـكسـته ها
    توسط آرمان 26 در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 22 مهر 88, 19:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.