سلام دوستان. شوهر من وقتی که عصبانی میشه دیگه هر حرفی را میزنه اصلا نمیفهمه چی میگه. من الان متوجه شدم که ما از لحاظ فکری خیلی با هم فرق داریم. اون هبچ اعتمادی به من نداره. میگه تو در فکر سوء استفاده کردن از منی و فکر میکنی من هیچی نمیفهمم و هر کاری دلت خواست میتونی انجام بدی. میگه تا دو روز باهات خوب حرف میزنم فکر میکنی چه خبره? این حرفهارو میزنه بعد از یکی-دو ساعت یهو خودش خوب میشه میاد سمت من. اما من نمیتونم حرفها و رفتارهاشو از یاد ببرم . به خاطر همین دپرس شوم. افسردگی گرفتم . دیگه از زندگی مشترکم بدم میاد هیچ انگیزه ای برای ادامه اون ندارم. دوست دارم خودمو خلاص کنم. ی زندگی آروم و بی سروصدا برای خودم درست کنم. نمیدونم چیکار کنم? بزنم دوباله همه چی را خراب کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)