صبح بهمگی خیر.
من عاشق صبح های جمعم....روز رسیدگی به کارهای عقب افتاده،روز یه فیلم خوب با چیبس و ماست موسیر،پیاده روی...
از ساعت 6 بیدارم اتاق جنگ زدم جمع و جور کردم و می خوام یه کم مجله موفقیت بخونم و برم سراغ المانیم بعد ناهار هم کتاب های دندونیم.
تازگی ها زدم تو کار گلدون....اسم کوانکولا یا یه همچین چیزی شنیده بودید؟پریشب یه گلدون پر از گلش برای دوستم خریدم،اپارتمانی و کلی خوش بو،دیشب هم 3 تا کاکتوس ریز و با مزه خریدم گذاشتم وسط میز غذا خوریمون.تو فکرم برم پناهگاه وفا و یه توله سگ به فرزندی قبول کنم.
تو زندگیم جای یه دوست مهربون و باوفا و البته پاک مثل یه هاپو کمه.حیوانات و گیاهان فرشته ان واقعا.
امروز روز درخت کاریه،برید شهرداری و نهال بگیرید و بکارید.یه هدیه کوچیک و زیبا به زمینی که بهش مدیونیم.
جمعتون قشنگ








علاقه مندی ها (Bookmarks)