
نوشته اصلی توسط
majid_majid
دوستان سلام؛از طریق یکی از آشنایان فامیل که مورد اعتماد من و همسرم هست،
فامیل شماست یا همسرتون؟
قرار گذاشتیم و با خانومم حدود یک ساعتی صحبت کردم. اون آشنا هم می گفت زندگیتون رو به خاطر این مسائل خراب بکنید و گفت مشکل شما واقعا اونقدر جدی نیست که بخواهید جدا بشید. خانومم اصرار داشت که قصدش جدا شدنه و با اصرار اون آشنای فامیل، در نهایت قبول کرد یک فرصت کوتاه به زندگیومن بدیم ولی آخرش گفت من ازت خونه و ماشین نمی خوام ولی نمی تونم حرف پدرم و شرط هاشو رو زمین بذارم.
تا یک هفته پیش که پدر و مادرش حرفی نداشتند و می گفتند ما راضی هستیم. خودش نمی آد.
حالا برعکس شده و ایشون می گه من راضیم، مامان بابام خونه و ماشین می خوان !
می دونم به نظرتون بدبینانه است.
اما یه کمی حواست را جمع کنی بد نیست.
خواهشا کمکم کنید. من پیش خودم می گم نباید باج بدم ولی از اون طرف می ترسم این آخرین شانس برای حفظ زندگیم باشه و اگر مقاومت کنم زندگیم رو از دست بدم و بعدا افسوس بخورم. پدر خانومم هم فردی نیست که کوتاه بیاد از حرفاش.به نظر شما اگر نصف ماشین و خونم رو به نامش کنم چه اتفاقی می افته؟ من که قصد طلاق دادن خانومم رو ندارم و بعدا هم نمی تونه طلاق بگیره
این دو تا جمله آبی با هم تضاد نداره؟
از یه طرف می گی اگه امتیاز مالی ندم، زندگیم را از دست می دم.
از اونطرف می گی خانمم که نمی تونه طلاق بگیره!
خانم شاید دیر بتونه طلاق بگیره، ولی می تونه خونت را تو شیشه کنه تا طلاقش بدی.
الان هم چون می بینه اگر بخواد طلاق بگیره باید از خیر مهریه و ... بگذره یا باید سه چهار سال تو دادگاه بدوئه، این پیشنهاد را بهت داده.
وقتی خونه و ماشین را گرفت، دوباره می ره می شینه خونه باباش.
اصلا چرا بشینه خونه باباش، نصف دیگه خونه را هم به اسم مهریه ازت می گیره و از خونه بیرونت می کنه.
هیچ دادگاهی هم نمی تونه خانم شما را با پلیس و نگهبان بیاره به زور بذاره تو خونه شما.
آخرش مجبور می شی طلاقش بدی.
طلاقش هم ندادی مهم نیست. اگر از نظر دینی و اخلاقی براش مهم نباشه، می ره دوست پسر می گیره و زندگیش را می کنه.
شما هی برو دادگاه و بیا.
کدوم زنی را بخاطر ترک منزل بردند زندان که خانم شما دومیش باشه؟
پس پیش خودم می گم نصف خونه و ماشین رو به اسمش کنم تا دلگرمی بشه برای زندگی کردن خانومم. اون نصف خونه و ماشین هم اگه بعدا به مشکل بخوریم نه به درد خانومم می خوره نه به درد من.از دوستان خواهش می کنم کمک کنن. به خدا مودنم چه کار کنم. من خانومم رو دوست دارم و به اشتباهات خودم هم پی بردم ولی الان تو شرایط خیلی بدی هستم. اگه مطمئن بشم خانومم می خواد زندگی کنه
مطمئن نباش. تا دیروز می گفت طلاق، چون مامانت بده و رابطه جنیست هم بده.
امروز می گه نصف خونه و ماشینت را اگر بدی، هم مامانت خوبه و هم رابطه جنسیت
مشکلی با این شرط ها ندارم.از مدیرا سایت هم خواهش می کنن کمک کنند.
با این که می دونستم
من متوجه شدم هرچی دوستان بهتون میگن شما هیچ توجهی ندارین فقط میخوان باهر قیمتی شده خانومتون برگردن.
بازم نتونستم ننویسم.
این همه وقت خواهش و تمنا کردی، نیامد.
حالا بهش بگو اگر دیگه نمی خوای بیایی و خواهشهای من برای فرصت دوباره به زندگیمون بی فایده بوده، برو. منم دیگه کاری بهت ندارم.
تا هر وقت دلت می خواد خونه بابات بشین.
یه دو ماه جوابش را نده و دنبالش نرو،
دادگاه هم برو مدارک ترک منزل و غیره را تنظیم کن که بعدا اگر کار به قانون رسید، مشخص بشه ایشون خودش رفته و برنگشته.
بعد هم ولش کن.
وقتی سراغش را نگرفتی، معلوم می شه هدفش چی بوده.
یه چیزی توی تاپیک شما نامشخصه.
یا واقعا خودت هم نمی دونی
یا می دونی و مایل نیستی عمومی بگی.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 14 اسفند 93 در ساعت 17:25
علاقه مندی ها (Bookmarks)