به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 68

Threaded View

  1. #29
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط majid_majid نمایش پست ها
    دوستان سلام؛از طریق یکی از آشنایان فامیل که مورد اعتماد من و همسرم هست،

    فامیل شماست یا همسرتون؟

    قرار گذاشتیم و با خانومم حدود یک ساعتی صحبت کردم. اون آشنا هم می گفت زندگیتون رو به خاطر این مسائل خراب بکنید و گفت مشکل شما واقعا اونقدر جدی نیست که بخواهید جدا بشید. خانومم اصرار داشت که قصدش جدا شدنه و با اصرار اون آشنای فامیل، در نهایت قبول کرد یک فرصت کوتاه به زندگیومن بدیم ولی آخرش گفت من ازت خونه و ماشین نمی خوام ولی نمی تونم حرف پدرم و شرط هاشو رو زمین بذارم.

    تا یک هفته پیش که پدر و مادرش حرفی نداشتند و می گفتند ما راضی هستیم. خودش نمی آد.
    حالا برعکس شده و ایشون می گه من راضیم، مامان بابام خونه و ماشین می خوان !

    می دونم به نظرتون بدبینانه است.
    اما یه کمی حواست را جمع کنی بد نیست.


    خواهشا کمکم کنید. من پیش خودم می گم نباید باج بدم ولی از اون طرف می ترسم این آخرین شانس برای حفظ زندگیم باشه و اگر مقاومت کنم زندگیم رو از دست بدم و بعدا افسوس بخورم. پدر خانومم هم فردی نیست که کوتاه بیاد از حرفاش.به نظر شما اگر نصف ماشین و خونم رو به نامش کنم چه اتفاقی می افته؟ من که قصد طلاق دادن خانومم رو ندارم و بعدا هم نمی تونه طلاق بگیره

    این دو تا جمله آبی با هم تضاد نداره؟
    از یه طرف می گی اگه امتیاز مالی ندم، زندگیم را از دست می دم.
    از اونطرف می گی خانمم که نمی تونه طلاق بگیره!

    خانم شاید دیر بتونه طلاق بگیره، ولی می تونه خونت را تو شیشه کنه تا طلاقش بدی.
    الان هم چون می بینه اگر بخواد طلاق بگیره باید از خیر مهریه و ... بگذره یا باید سه چهار سال تو دادگاه بدوئه، این پیشنهاد را بهت داده.
    وقتی خونه و ماشین را گرفت، دوباره می ره می شینه خونه باباش.
    اصلا چرا بشینه خونه باباش، نصف دیگه خونه را هم به اسم مهریه ازت می گیره و از خونه بیرونت می کنه.

    هیچ دادگاهی هم نمی تونه خانم شما را با پلیس و نگهبان بیاره به زور بذاره تو خونه شما.
    آخرش مجبور می شی طلاقش بدی.
    طلاقش هم ندادی مهم نیست. اگر از نظر دینی و اخلاقی براش مهم نباشه، می ره دوست پسر می گیره و زندگیش را می کنه.
    شما هی برو دادگاه و بیا.
    کدوم زنی را بخاطر ترک منزل بردند زندان که خانم شما دومیش باشه؟


    پس پیش خودم می گم نصف خونه و ماشین رو به اسمش کنم تا دلگرمی بشه برای زندگی کردن خانومم. اون نصف خونه و ماشین هم اگه بعدا به مشکل بخوریم نه به درد خانومم می خوره نه به درد من.از دوستان خواهش می کنم کمک کنن. به خدا مودنم چه کار کنم. من خانومم رو دوست دارم و به اشتباهات خودم هم پی بردم ولی الان تو شرایط خیلی بدی هستم. اگه مطمئن بشم خانومم می خواد زندگی کنه

    مطمئن نباش. تا دیروز می گفت طلاق، چون مامانت بده و رابطه جنیست هم بده.
    امروز می گه نصف خونه و ماشینت را اگر بدی، هم مامانت خوبه و هم رابطه جنسیت


    مشکلی با این شرط ها ندارم.از مدیرا سایت هم خواهش می کنن کمک کنند.

    با این که می دونستم
    من متوجه شدم هرچی دوستان بهتون میگن شما هیچ توجهی ندارین فقط میخوان باهر قیمتی شده خانومتون برگردن.
    بازم نتونستم ننویسم.


    این همه وقت خواهش و تمنا کردی، نیامد.
    حالا بهش بگو اگر دیگه نمی خوای بیایی و خواهشهای من برای فرصت دوباره به زندگیمون بی فایده بوده، برو. منم دیگه کاری بهت ندارم.
    تا هر وقت دلت می خواد خونه بابات بشین.

    یه دو ماه جوابش را نده و دنبالش نرو،
    دادگاه هم برو مدارک ترک منزل و غیره را تنظیم کن که بعدا اگر کار به قانون رسید، مشخص بشه ایشون خودش رفته و برنگشته.

    بعد هم ولش کن.
    وقتی سراغش را نگرفتی، معلوم می شه هدفش چی بوده.

    یه چیزی توی تاپیک شما نامشخصه.
    یا واقعا خودت هم نمی دونی
    یا می دونی و مایل نیستی عمومی بگی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 14 اسفند 93 در ساعت 17:25

  2. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), Mr DaNi (پنجشنبه 14 اسفند 93), pbsm (جمعه 15 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. وقتی فکرشو می کنم با این فقر در سن 50 سالگی هم نمی تونم ازدواج کنم!
    توسط sadlord در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 بهمن 94, 09:57
  3. کی مشکلاتم با شوهرم تموم میشه و می تونم طعم خوشبختی رو حس کنم؟
    توسط LilaWithoutHope در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 اسفند 92, 20:17
  4. از وقتی ماشینم رو فروختم حالم بد شده....باید چی کار کنم به نظرتون؟
    توسط شوکا در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 05 اسفند 90, 00:56

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.