واااااااااااااااااای تورو خدااااااا شماها استرس آدمو بدتر میکنید ازتون خواهش میکنم درباره شناخت و مشکلات همسر و تفاوت مذهب چیزی نگید .... من خودم همه رو میدونم به خدا ..... تصمیم نهاییمم گرفتم و انقدر میجنگمتا بهش برسم .... به هر قیمتی که شده ....
من ایشون رو خیلی وقته میشناسم و خانوادش رو هم میشناسم ... نمیخوام الان درباره این داستانا صحبت کنم ...
فقط به من بگید که چیکار کنم کسی نفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون به هیییییچ کس از فامیلام مربوط نیست که من با کی ازدواج میکنم هر چند که من خودم ازدواج کنم دوست ندارم ریخت بیریخت فامیلامونو ببینم
از همه بدم اومده فقط میخوام برم و از همه چیز راحت شم ...تحمل اخلاقای مامانمو ندارم ....
اون هفته اون خواستگارمو رد کردم ایشون یه نفر از قبلیا هستش ......
این آخرین پست امروزم بود ببخشید پستاتون رو میخونم فردا ج میدم ....
مامانمو به زور راضی کردم با توجه به تفاوت ها حالا چون بابا ندارم همه بزرگ من شدن







تا بهش برسم .... به هر قیمتی که شده ....

علاقه مندی ها (Bookmarks)