ممنون مرداد عزیز و
اقای تنهایی حرفاتون خیلی روم تاثیر داشت که بخوام رو خودم کار کنم ولی باز به کاراش فکر کردم نشد.
اخه شما کل قضییه رو نمیدونیین.
همسرمن برای دیگرون هیچوقت نه تو دهنش نیست هرکی ازش یه خواهشی کنه میدوء که انجام بده.
هیچوقت حساب کتاب نداره برا دیگرون وسیله ایی چیزی میخره میگه حالا نمیخواد بدی یا تیکه تیکه بهش میدن که هیچ معلوم نیست پولش چی میشه.
مثلا پریشب پسر دایی باباش ماشینش تو خیابون خراب شده زنگ زده خودم کار دارم تو بیا ماشین منو ببر تعمییرگاه اونم شوهر منو شناخته. یه بار قبلا ساعت 10 شب رفته اینکارو براش کرده حالا رو باز کرده هر سریع کار داره زنگ میزنه به شوهر من. که سر این هم باهاش بحث کردم شاکی شد من که نرفتم بحث راه میدازی.بعدش خودم بیخیال شدم از دلش در اوردم.
باز دیروز دیدم یکی اومد دم در خونمون یه سویچی اوردو رفت گفتم کی بود میگه امین داداش امید بود سویچ ماشینشو اورد ببرم تعمییرگاه..
این یه نمونه کاراش بوده بخوام همشو بگم یه طومار میشه.
.خیلی باهاش سر این موضوع دعوا کردم کارش نداشتم این کارم میکرد گفتم همه تورو شناختن شدی حمال اینو اون منم تک وتنها باید بشینم تو خونه تو یه شهر غریب که اقا کء کاراش با دیگرون تمام میشه یه وقتی هم واسه من بذاره.
ماشالا هروقت پول داره من بیخبر نمیدونم چیکار میکنه این ماه تا اونجایی که من خبر دارم 2ونیم فقط قرض وبدهی داد یعنی کل حقوق وعیدیشو
که من هیچ نمیدونم چه قرض وبدهی
میگم بگو هم میگه باشه مینویسم برات هنوز که هنوزه نگفته.
شما باشین کم صبر و تحمل نمیشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیگه دلم براش نمیسوزه حتی هزاز تومن هم ته جیبش بمونه میگم باید خرج کنی واسم.
همسرم کارمند حقوقش هم بد نیست ولی هیچ پس اندازی نداره هیچ به فکر هم نیست فقط خرج نمیدونم کی و چی میکنه به من خیری نرسیده از این حقوقاش. فقط تابستونی مجبور شدم طلاهامو واسه رهن خونه بفروشم که دوماه پیش دو سه تومن خرید که جلو خانوادم کم نیاره.
با این شرایط چجور رو خودم کار کنم؟کم صبرم کرد خستم کرد از بس همه رو به من ترجیح داد.
از طرفی دوسش دارم نمیخوام اینجور بمونم( بیصبرو تحمل)میترسم از هم دور بشیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)