خیلی ممنون که دلداریم میدید باور بفرمایید هر لحظه آرزوی مرگ میکنم روزی چندین بار این حس عذاب وجدان میاد سراغم حالا چرا میگم عذاب وجدان بدین دلیل که مثلا واسه نما اولین جا که رفتیم و اتفاقا بهترین جنس رو هم داشت و پدرم گفت که همین رو بخرم ولی من گفتم جای دیگه هم بریم بگردیم و اوستای لعنتی گفت که فلان جایی هم هست قیمتاش هم بهتره و ما همون جای دیگه رفتیم و سرامیکی رو انتخاب کردیم و به خیال اینکه قیمتش هم خیلی از اولی پایینتره رفتیم خونه تا عصر همون روز برگشتیم به همون فروشگاه دوم و بیخبر سرامیک رو خریدیم و با توجه به این که که سرامیک اول عکس گرفته بودم وقیمتش هم تو عکس افتاده بود (که ایکاش اون عکس رو نگرفته بودم) کار اینجا موند تا اینکه بعد اینکه نما رو زدیم به هیچ وجه نما کیفیت خوبی نداشت و با اوستای لعنتی که صحبت کردم گفتش که آره کیفیت اون سرامیکه که عکسش رو گرفتی خیلی بهتره و از اون روز هر روز این صحنه ها و اینکه من لعنتی گفتم جایه دیگه هم بریم میاد جلوی چشام و هر بار یه حس بدی کل وجودم رو میگیره و خودم خودم رو میخورم بخدا خیلی حس و حال عذاب آوریه

واسه مبلمان هم که خریدیم یه همچین اتفاقاتی رخ داد و مبلی که اولش خواستیم بخریم عکس نگرفتیم و بعد سه هفته مراجعه به اونجا اون مبل اونجا نبود و خانواده مبل دیگه ای رو انتخاب کردن و این صحنه ها هم مثل اون نماها که هرروز و هرشب عذابم میدن کل وجودم و افکارم رو به سلطه ی خودشون در آوردن و دارم احساس خفگی میکنم
حالا به نظرتون دکتر روناشناس میتونه کاری واسم بکنه؟؟؟ میترسم این دکتر روانشناس هم مثل دکتر مو یا دکتر واسه ناراحتی پاهام(که چندین بار بدلیل بی تاثیر بودن کارشون دکترم رو عوض کردم (معظلی که متاسفانه تو ایران با توجه به نبودن نظارت اتفاق افتاده)) کارش خوب نباشه و یا واسش مهم نباشم وهمین حال باهام بمونه باور کنید دو ساله که دیگه نمیتونم شاد زندگی کنم هر مبلی هر نمای ساختمان یا هر لپتاپی رو میبینم اون اتفاقات به سرعت از حلوی چشام رد میشه و عذاب وجدانم رو شعله ور میکنه
ببخشید که زیاد شد