درود
دیشب خیلی خوب بود شاید بشه گفت خیلی عالی بود جزو محدود دفعاتی بود با مهدیه سادات بازی کردم عادت بدی دارم مثل بقیه مردها دراز میکشیدم جلوی تلویزیون دیشب ولی خاموشش کردم باهاش بازی کردم خیلی خوب بود و هم به من خوش گذشت هم به اون و خانومم چقدر ورجه ورجه کردم یه آهنگ کودکانه گذاشته بودیم هی بالا پایین میپریدم و اینور و اونور میرفتیم اونم خودشو لوس میکرد همش الکی میرقصید آخه یه کلیپ چند وقت قبل نشونش دادیم یه بچه 2یا3 سال پوشک بسته بودن بهش برزیلی بود فکر کنم میرقصید اینم خوشش اومده اداشو در میاره
شاید بشه گفت دیشب زندگی کردمیاد توصیه دوستان افتادم شاید نشه ساعات بودن در کنار همسر و فرزند را بیشتر کرد ولی میهش کیفیتش را بالا برد
عکسش خیلی زیباست تا دیدم یاد بانو پاییز افتادم و نوشتش هم واقعا عالی
زندگیست دیگر!
همیشه که همه رنگهایش جور نیست،
همه سازهایش کوک نیست!
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش...
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن!
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد...
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند،
به این سالها که به سرعت برق می گذرند....
پ.ن:امضاء جدیدمو خیلی دوست دارم![]()








یاد توصیه دوستان افتادم شاید نشه ساعات بودن در کنار همسر و فرزند را بیشتر کرد ولی میهش کیفیتش را بالا برد 


علاقه مندی ها (Bookmarks)