به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 مرداد 99 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-7-18
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    9,079
    سطح
    64
    Points: 9,079, Level: 64
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    130

    تشکرشده 285 در 148 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام
    شما حرف من و اشتبآه برداشت کردید! من رابطه نزدیک و رابطه جنسی به هیچ عنوان با طرفم نداشتم!!! حرف من درمورد احساسات بود که این عشق و عاشقی ها مال قصه هاست... هرچند من قصد بدبین کردن شمارو ندارم ولی بحث ازدواج هرچند بخوای خیلی روشنفکرانه بهش نگاه کنی اینهمه احساسات و عاشقی درش دخیل نیست!!
    موفق باشی

  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Tombstone! نمایش پست ها
    با درود بر شما بانوی فرهیخته و هنرمند۰۰و تسلیت بخاطر در گذشت خاله تون ( قبول کنید اصرار به مادرتون تو اون برهه زمانی اصلا جالب نبوده,,شکلک ضجه و زاری) :))

    من هم در رابطه با ازدواج سنتی مثل شما فکر میکنم و بنظرم خواستگاری و آشنایی خانواده ها قبل از توافق و برطرف کردن ابهامات بین یه زوج توسط خودشون، خیلی روش منسوخ و پیش پا افتاده اییه که فقط ما جهان سومیها بهش پایبندیم طوری که همین مساعل توی پاره ای از موارد باعث سرخوردگی هم برای جوانان و هم برای خانوادشون میشه و ممکنه کلی روی روحیه طرفین و خانوادها به خصوص یه خانم جوان تاثیر منفی بزاره۰ و فکر میکنم قبل از توافقات جامع و کامل بین دو نفر اصلا خواستگاری ضرورتی نداره و این رسم صرفا باید یه رسم تشریفاتی باشه۰حتی معتقدم هر کدوم از اون دو نفر قبل از خواستگاری باید چند جلسه به صورت انفرادی با خانواده طرف مقابلشون داشته باشن برای آشنایی با اونها۰۰
    در رابطه با موضوع شما من نمیتونم راهکار خاصی بهتون بدم چون خوشبختانه خودتون به اندازه کافی فهیم و دانا هستین۰بخاطر همین فقط نظرمو میگم و اونم اینه که مطمعنم که اون آقا هم برای شما ارزش بسیاری قاعله و شان اجتماعی بالایی داره که شمارو برای خودش مناسب دیده اما شما به هیچ وجه بهش اجازه ندید که باهاتون بدرفتاری خصوصا برخورد فیزیکی حتی خیلی کوچولو بکنه و بهش بفهمونید که خانم ضعیف و دست و پا بسته ای نیستید که این رفتارشو متحمل بشید۰ اینکارو میتونستید با یک نگاه جدی و گفتن این جمله که : اگه اینکارتو تکرار بکنی دیگه منو کنارت نخواهی دید۰ همون دفعه اول بهشون متذکر بشید۰ و مطمعنا ایشون کنترل بیشتری روی رفتارشون خواهند داشت ۰ امیدوارم موفق باشید چون لایق بهترین ها هستید۰




    سلام خیلی ممنون. به مدت دوسال بود میخواستم با ایشون کار کنم به استادم میگفتم اون میگفت فلانی وفلانی با اون کار انجام میدن باید خیلی قوی باشی گفتم باشه تلاشم را میکنم.گفت شماره اش را میدم خودت صحبت کن.گفتم نه اون موقع مثل دخترهای دیگه پیش چشمش میشم من را برای کار به اون معرفی کن.گذشت تا چندماه پیش گفت قرار با اون گذاشتم توی دفترش درباره تو صحبت کردم قرارشده کارت رو ببیند...همان روز اول فهمیدم ازمن خوشش آمد.
    راستش دغدغه اصلیم همان برخوردفیزیکی و این مسائل است حق باشماست من اعتراض کردم اما محکم برخوردنکردم اگر این کار رومیکردم دفعه دوم پیش نمی آمد.شماره یک پزشک تئوریسین رفتاری رو از دوستم گرفتم بعد از اینکه آرومترشدم و سرم خلوت شد ببینم ایشون چی میگن.شما احتمالا آقا هستید ولی خدایی رفتار مردهای ایرانی رو می بینید؟ توی هر لِولی باشند همیشه خودشان رو محق میدانن اصلا واسشون فرقی نداره طرف کی هست همین که زن باشه کافیه فکرمیکنند میتونند هربرخوردی داشته باشند.حالا من موردم حاد نیست بعضی سرگدشتها رو اینجا میخونیم خجالت میکشم گفتم دوستم دستم رو کشید.

    - - - Updated - - -

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوش آفرین نمایش پست ها
    فقط خواستم بگم خوش به حالتون.من همیشه دوس داشتم با عشق ازدواج کنم قدر این روزارو بدونید.


    من دیگه مردم از تنهایی


    یکم صبوری کن تا مادرت هم آمادگی مراسم خواستگاری رو پیدا کنه.همه شرایط شما مهیا و خوبه فقط صبر کن صبر.چون این عشق ارزش صبر کردن رو داره.


    خوشبخت بشی عزیزم






    مرسی عزیزم از آرزوی قشنگت. اگه دنبال دوست داشتن برای ازدواج باشی به نظرمن بدستش میاری.من اگر 100 سالم بشه بدون دوست داشتن تن به ازدواج نمیدم نمیتونم.جلوی خودم را میگیرم از فشار کارم کم کردم واسه چندروزتا آروم باشم حواسم به مادرم هست ولی حرفهایش بیشترناراحتم کرد. برای خالم مسلما ناراحت شدم و1 شب کنار دخترش موندم شایدبارغمش سبک شه.ولی خوب فوت شده دیگه رفته خدارحمتش کنه منم نمیتونم زندگی نکنم، الان همه چیز داره مساعد میشه.به این فکرمیکنم اگر یک ماه دیگه بین ما واسه یه چیز کوچیک شکرآب شدوقرار مدار ما بهم خورد چکارکنم و توی اینجور رابطه ها میدونی که یک عده از اطرافیان هستند میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرند.میگم وقتی دخترخالم بعد ازتشییع مامانش برگشت خارج ودنبال زندگیشه من چرا روی آیندم ریسک کنم.نه؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نجمه چ نمایش پست ها
    سلام
    شما حرف من و اشتبآه برداشت کردید! من رابطه نزدیک و رابطه جنسی به هیچ عنوان با طرفم نداشتم!!! حرف من درمورد احساسات بود که این عشق و عاشقی ها مال قصه هاست... هرچند من قصد بدبین کردن شمارو ندارم ولی بحث ازدواج هرچند بخوای خیلی روشنفکرانه بهش نگاه کنی اینهمه احساسات و عاشقی درش دخیل نیست!!
    موفق باشی





    سلام.اصلا منظورمن این نبود شما رابطه نزدیک باکسی داشتید.شمانوشتید خودت را در اختیارهیچ پسری نگذار و رابطت را کات کن،منم گفتم رابطه اون فرمی نداشتم .فکرکنم جمله خودت را دراختیار هیچ پسری نگذار این معنی را داشت شایدهم اشتباه میکنم .من شما را نمیشناسم به خودم اجازه نمیدم در موردتون قضاوت کنم با برداشت شخصی از روابطتون کنم.تعبیرشما از برداشتم اشتباه بوده حرفم را به خودت نگیر دوستم.
    وقتی دوستش دارم عاشقش شدم الکی بگم نیستم؟ نمیتونم.چرا خودم رو گول بزنم.من بین احساس دوست داشتن و روشنفکری تضادی نمیبینم مگر اینکه بخواهیم توی ازدواج ملاک های دیگر رو اولویت قراربدیم.احساساتم را چرا نادیده بگیرم چون درگذشته چندتا آدم بی ارزش قدرش را ندونستند.من همه خلاقیت هایم به واسطه احساسم شکل گرفته. وقتی طرف مقابلم میگه من احساساتت را دوست دارم برایم قشنگه شیفته احساساتت شدم.پس چرا تاوان رفتاردیگران را باید من وهمراه الانم پس بدیم.اون هم مثل من فکرمیکنه ولی چون مرد هست دوز احساسش پایینتره. شاید هم بقول داداش کوچکترم دیوانه چو دیوانه بیندخوشش آید.
    من اگرتوی رابطه سابقم شکست خوردم، نمیتونم فکرکنم دیگه هیچ آدم خوبی وجود نداره وعشق وعاشقی مرده و همه دروغ میگن و هرکس سر راهم میاد میخواد فریبم بده.سعی دارم از رابطه های گذشته درس بگیرم اگر مثل چندسال پیش وقتیکه خام و بی تجربه بودم به مسائل نگاه کنم پس این تجربیات و بزرگ شدنم ازنظر سنی وعقلی به چه دردم میخوره. الان 26 سال دارم سنی از من گذشته دختربچه دبیرستانی نیستم بگم مردها اه هستن وای میخوان من را فریب بدن ،خوب من بایدحواسم جمع باشه قبلا فریب خوردم دیگه نمیخوام بخورم. واسه همینه همچین استرسی را تحمل میکنم ،ترجیح میدم پافشاری کنم و کسی را داشته باشم دوستش داشته باشم وزندگی کنم تا جلوی احساساتم را بگیرم ودرخونه قلبم را ببندم خودم را آزاربدم چندسال دیگه سنم بالا رفت ممکنه دیگه آدمهای ناجور سرراهم بیاد وانتخابم سخت ترمیشه. حرفهایم همش درموردخودم است چون من کسی را شخصا دراین انجمن نمیشناسم.
    بازهم ممنونم از راهنماییتون

  3. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 شهریور 94 [ 18:35]
    تاریخ عضویت
    1393-11-25
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    779
    سطح
    14
    Points: 779, Level: 14
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 67 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=نینا26;372406]۰۰۰۰.شما احتمالا آقا هستید ولی خدایی رفتار مردهای ایرانی رو می بینید؟ توی هر لِولی باشند همیشه خودشان رو محق میدانن اصلا واسشون فرقی نداره طرف کی هست همین که زن باشه کافیه فکرمیکنند میتونند هربرخوردی داشته باشند.حالا من موردم حاد نیست بعضی سرگدشتها رو اینجا میخونیم خجالت میکشم گفتم دوستم دستم رو کشید.

    سلام مجدد۰ بله اصولا همجنسهای بنده گاهی اوقات پیش ضعیفتر از خودشون احساس قدرت بهشون دست میده یه لحظه فک میکنن Conan شدن!!! اصولا مردی که دستش روی خانومی بلند بشه مرد نیست :| مرد به اونی میگم که توی اینجور مواقع سرشو فقط بندازه پایین و اگه چن ساعت بعدش هم آروم نشد مشت و سرشو بکوبه به دیوار تا هم خودش تخلیه بشه هم دردی که بهش وارد میشه آرومش بکنه! اما متاسفانه خشونت علیه زنان توی کشورای جهان سومی مشکلیه که حالا حالاها تمومی نداره دلیلش هم مشخصه ولی اینجا قابل ذکر نیست۰۰۰۰. بیشتر از این باعث انحراف موضوع تاپیکتون نمیشم۰۰۰ شاد باشید۰
    ویرایش توسط Tombstone! : چهارشنبه 29 بهمن 93 در ساعت 01:22

  4. کاربر روبرو از پست مفید Tombstone! تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (چهارشنبه 29 بهمن 93)

  5. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 11 اسفند 97 [ 06:21]
    تاریخ عضویت
    1393-10-28
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,507
    سطح
    42
    Points: 4,507, Level: 42
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    151

    تشکرشده 141 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نینا26 نمایش پست ها
    سلاممن با آقایی تصمیم به ازدواج داریم به شدت دوستش دارم اون هم همینطور از همه نطر واسم اوکیه
    وفادار
    دست و دلباز
    خوش قیافه خوشتیپ فدبلند
    تحصیلکرده
    شغل مناسب
    خانواده مناسب
    سیگارنمیکشه
    فلیون در سال یکی دو مرتبه درجمع دوستانه اگرباشه
    اما چیزی دودلم کرده زودعصبانی میشه تو بحث البته صبوره اما فکر کنم اگر خیلی عصبانی بشه دست بزن داره .دو دلم لطفا راهنمایی بفرمایید
    با این ویژگیهایی که شما گفتید اگه هفته ای یه بار هم ازش کتک بخورید بازم ارزششو داره که باهاش ازدواج کنید، شما میگید صبوره ولی اگه خیلی عصبانی بشه فکر می کنید که دست بزن داره، یعنی شما باید واقعا روی اعصاب باشید تا یک آدم صبورو خیلی عصبانی کنید و کتکتون بزنه،

  6. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=Tombstone!;372430]
    نقل قول نوشته اصلی توسط نینا26 نمایش پست ها
    ۰۰۰۰.شما احتمالا آقا هستید ولی خدایی رفتار مردهای ایرانی رو می بینید؟ توی هر لِولی باشند همیشه خودشان رو محق میدانن اصلا واسشون فرقی نداره طرف کی هست همین که زن باشه کافیه فکرمیکنند میتونند هربرخوردی داشته باشند.حالا من موردم حاد نیست بعضی سرگدشتها رو اینجا میخونیم خجالت میکشم گفتم دوستم دستم رو کشید.

    سلام مجدد۰ بله اصولا همجنسهای بنده گاهی اوقات پیش ضعیفتر از خودشون احساس قدرت بهشون دست میده یه لحظه فک میکنن Conan شدن!!! اصولا مردی که دستش روی خانومی بلند بشه مرد نیست :| مرد به اونی میگم که توی اینجور مواقع سرشو فقط بندازه پایین و اگه چن ساعت بعدش هم آروم نشد مشت و سرشو بکوبه به دیوار تا هم خودش تخلیه بشه هم دردی که بهش وارد میشه آرومش بکنه! اما متاسفانه خشونت علیه زنان توی کشورای جهان سومی مشکلیه که حالا حالاها تمومی نداره دلیلش هم مشخصه ولی اینجا قابل ذکر نیست۰۰۰۰. بیشتر از این باعث انحراف موضوع تاپیکتون نمیشم۰۰۰ شاد باشید۰



    مرسی کاش همه مثل شمافکرمیکردند

    - - - Updated - - -

    آقای
    aloneman
    به حرفتون کلی خندیدم.این چه حرفیه آخه؟ چرا هفته یکبار من را بزنه. مگرچکارمیکنم من.

    دختر روی اعصابی شایدباشم ممکنه شاید نه دیگران بایدبگن اما مهربونم دلسوزم حالا روی اعصابم باشم.حقم بود اون دوبارناراحت بشم نوع ابرازناراحتیم شاید درست نبود اون نباید دستم را میکشیدوفشارمیداد.دوتا موردبرخورد را میگم شما پیش خودتان قضاوت کنید ولی لطفا مغرضانه نباشد اولی ...درصدد بودیم توی راه ناهاربگیریم به محل تمرین ببریم.جلوی رستوران اون به من گفت البته محترمانه ...گفت اینجا بایست یا برو توی ماشین بشین من برم ناهاربگیرم وبیام.گفتم منم میام.گفت اینجا من را میشناسند حرف درمیارن خوشم نمیاد.
    به من برخورداا حسابــــــــــــی. اون رفت من ول کردم خیابون را بالا رفتم.غذا گرفت زنگ زدگفت من درماشینم کجایی؟گفتم من اومدم خیابون را بالا ناهارم نمیخوام میرم تمرین تو ناهارت را بخور بیا.آروم گفت الان کجایی؟گفتم خودم میرم.دوباره پرسیدکجایی؟ دیگه فهمیدم خیلی عصبانی شده.دنبالم اومد وارد محل تمرین شدیم ،دستم را محکم گرفت هولم داد جلوگفت واسه چی سرت رو میندازی پایین ول میکنی میری.گفتم مگر من سگ دست آموزتم مگر حیوون خونگیتم به من میگی بایست دم در واسه چی من را نبردی اونجا؟گفت تاحالاصدجا باهم رفتیم اگه اینجا رو نخواستم بیای برای این بود با این ها رفت وآمد داریم نمیخواستم قبل ازاینکه چیزی صددرصد شه حرف بزنن.خیلی دستم دردگرفت.

    یکی دیگه ..اون مهمونی اقوام رفته بود در یکی ازعکسهای دسته جمعی دخترفامیلشون از پشت سر کمرش و پشتش را به پشت سر اون چسبونده بود یعنی دختره کمرش مماس با کمر اون شده بود وپشتش را چسبانده بود اصلا یک وضع بدی داشت.ایندفعه وقتی دعوامون شد با دو سه تا بچه های گروه تمرین میکردیم اون عکسها را توی موبایلش دیدم و دعوا شد. خانمه توی عکس بسیار کار تابلویی انجام داده بودحتی بچه ها هرکس دید فهمید دختره به عمد این حرکت را کرده.

    قسم خورد حواسش نبوداطرافش شلوغ بوده اون این کار را انجام داده.البته توی عکس دقت کردم مشخص بود چون ایشون رو به دوربین کناربقیه بود دختره ازپشت سر بهش چسبیده بود.اما من اونموقع این ها را نمیدیدم فقط حرکت اون خانم را دیدم.گفت بابا این شوهرداره شوهرش اونجا بودو... عکسها را پاک کرد وموبایل را انداخت روی میز
    آخرای تمرین گفتم میخوام برم خونه واسم آژانس بگیر.گفت خودم میرسونمت.گفتم نمیخوام با تو برم از فرداهم خودم ماشین میارم نمیخوام دنبالم بیای.میخواستم از در بیرون برم جلوی در ایستادگفت خودم میبرمت الان دیروقته مسئولیتت تا وقتی خونه نرفتی با منه اگه اتفاقی افتادمن بایدجواب بدم.حرفهایمان با لحن تند بود.گفت برو بشین تا پالتو را یپوشم بیام.رفت پالتو را بپوشه من رفتم سمت در،اون ازپشت کلاه پالتوی من را گرفت مثل گربه ها وبا دستش محکم دستم رو کشید به طرف صندلی رفتم گفت مگرنمیگم خودم میرسونمت رفتی خونه اون وقت هرکاری دوست داشتی بکن.
    بعدش من گریه کردم اون کلی عذاب وجدان گرفت گفت تو میدونی چقدر دوست دارم چرا لجبازی میکنی .جون پدرومادرش را قسم خوردحواسش نبوده وقتی خانمه اون کار را کرده.سوئیچ ماشینش را به من دادگفت حالاکه نمیخوای من برسونمت تو برو خونه من بعدا خودم میرم.من رفتم ولی به آخرشب نکشیده تماس گرفت معدرتخواهی کرد آشتی کردیم.
    الان من روی اعصابم یا اون بامن تند برخوردکرده؟
    آقایون فکرمیکنند علامه هستند اصلا حواسشون نیست توی موقعیتهای مخنلف به چه شکل با خانمها رفتارکنند.
    ویرایش توسط نینا26 : چهارشنبه 29 بهمن 93 در ساعت 19:17

  7. کاربر روبرو از پست مفید نینا26 تشکرکرده است .

    aloneman (چهارشنبه 29 بهمن 93)

  8. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 تیر 96 [ 08:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 449 در 170 پست

    Rep Power
    51
    Array
    به نظرم این لوس بازیا رو بگذارید کنار.توریسین رفتاریو دست بزن و...کلن بعضی مواقع آقایون وقتی زبونی نمیتونن یه حرفی که بنظرشون منطقیه به کرسی بنشونن اینجوری رفتار می کنن.خوب این که بدن زن چقدر با مرد تفاوت داره و ضعیفتره رو در نظر نمیگیرن و شاید نمیدونن.شما هم اینقد گندش نکنین.این کارایی که شما کردین منم بودم جوش میاوردم ولی مطمینم قصد ایشون دست بلند کردن روی شما نبوده.ضمنا وقتی عشقم عشقم می کنید یه ذره مرام عاشقی هم داشته باشید و طرفتون رو اینجوری نرنجونید.به نظرم شما فقط احساس دارید و از نظر رفتاری باید مهارت لازم رو کسب کنید

  9. 2 کاربر از پست مفید Mr DaNi تشکرکرده اند .

    M.S.H (شنبه 16 اسفند 93), محیا ناز (جمعه 01 اسفند 93)

  10. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1393-8-07
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,117
    سطح
    27
    Points: 2,117, Level: 27
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    63

    تشکرشده 120 در 67 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم چند ماهه که آشنا شدین؟ نظر من اینه که شمام همینطور که خونواده هاتون دارن بیشتر اشنا میشن بیشتر اشنا بشید.الان زوده واسه قضاوت.به فامیل نگید.اما تو هم یکم رو خودت کار کن که کمتر احساسی باشی.یکم انتقادی تر نگا کن.در بدترین حالت اگه به این رسیدی که بدرد هم نمیخورین اطمینان داشته باش که اون تنها ادمی نیس که میتونه خوشبختت کنه و عاشقش شی.

  11. کاربر روبرو از پست مفید kimia fall تشکرکرده است .

    بانوی آفتاب (یکشنبه 03 اسفند 93)

  12. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خونه مون آمدند برای آشنایی اما درباره موضوعات دیگرهم صحبت شد.چون این آخر هفته من و اون برنامه هنری داریم 4شنبه میان برای ادامه صحبت ها....خانوادم درحال تحقیقاتند به نظرمن تحقیق لازم نبود خواسته پدرومادرم بود.مادرش گفت اولین مرتبه است به این شکل واسش خواستگاری آمدن وهمیشه درباره ازدواج صحبت میشد میگفت فعلا نمیخواهد.اینجا باعث شد یه لایک دیگه به خودم بدهم
    اما خواهرش اصلا از رفتارش خوشم نیامد.قبلا برخوردش معمولی بود برخورد من همیشه با اون محترمانه وگرم بود ولی رفتاراون شبش بوی حسادت میداد.تعجب میکنم چیزی کم نداره خیلی خوشگله تحصیلکرده شغلش توی بانک خصوصیه همه چیزهم دارد.اون شب فقط سعی کرد با حرفهایش ناراحتم کند.
    پدرم گفت دوست ندارد ازدواجم جلوی پیشرفتم را بگیرد ودوست دارد برای دکترا کنکوربدهم.خواهرش آهسته به من گفت آدم بعداز ازدواج باید به زندگیش برسد وقت واسه این کارها ندارد.
    من اگر به اصرارپدرومادرم نیود اصلا دانشگاه نمیرفتم چون زیاد ازدرس خواندن خوشم نمیاد ولی احتمالا اون چون مدرکش پایینتره این حرف را زد.فقط حرف میزد .... یک جاگفت موی بلند دردسر داره چون آدم نمیتونه به آن برسه.
    موهای من بلند است واتفاقا به موهایم خوب رسیدگی میکنم.
    بک دوربین معمولی دارد چهارتاکلاس عکاسی رفته حتی بک نمایشگاه عکس نداشته فکرکرده چی شده.توی جمع ازمن پرسید کلاس عکاسی رفتی؟ آدم عکاسی بلدنباشد نصف عمرش برفناست. گفتم کلاس نه ولی برای نقاشی هایم عکاسی میکنم. خیلی حرف میزد هرچقدر من با لبخند سعی میکردم جوابش را ندهم فایده نداشت اونجا نمیشد چون دقیقامیخواست اون شب اذیتم کند نمیخواستم فکرکند به هدفش رسیده ولی به وقتش واسش دارم.اون هم متوجه رفتارخواهرش شد چون حس کردم چهرش توی هم رفت.
    اِ اِ اِ نشسته بود توی خونه مون فقط میخواست زیرسئوالم ببرد.دیگه نمیدانست چی بگه گفت خیلی حساسی خوب نیست اینقدر حساس باشی.یکجوری بیانش کرد بقیه بشنوند.اون جواب خواهرش رو داد گفت آدم وقتی استانداردهای زندگیش بالا باشه مسلما حساسیتش بالا میره طبیعیه.بعد یک چشم غره واسش رفت. هــــــــــــــــــــــــ ای دلم خنک شد.دیگه تا آخرمجلس خانم ساکت شد.


    -

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mr DaNi نمایش پست ها
    به نظرم این لوس بازیا رو بگذارید کنار.توریسین رفتاریو دست بزن و...کلن بعضی مواقع آقایون وقتی زبونی نمیتونن یه حرفی که بنظرشون منطقیه به کرسی بنشونن اینجوری رفتار می کنن.خوب این که بدن زن چقدر با مرد تفاوت داره و ضعیفتره رو در نظر نمیگیرن و شاید نمیدونن.شما هم اینقد گندش نکنین.این کارایی که شما کردین منم بودم جوش میاوردم ولی مطمینم قصد ایشون دست بلند کردن روی شما نبوده.ضمنا وقتی عشقم عشقم می کنید یه ذره مرام عاشقی هم داشته باشید و طرفتون رو اینجوری نرنجونید.به نظرم شما فقط احساس دارید و از نظر رفتاری باید مهارت لازم رو کسب کنید




    سلام.ما زن ها چون به کسی نیاز داریم به ما امنیت بده و تکیه گاهمون باشه با بعضی رفتارهای ذاتی مرد کنار میاییم میگیم اینکه ممکنه زودعصبانی بشه یا صدایش بالا بره یا جاهایی غیرتی بشه جزو ذاتش هست و میپذیریم ولی دیگه دست بزن داشتن یا خشونت فیزیکی این جزو ذات جنسیتی نیست خصوصیت آدم هست حتی بعضی زن ها هم دارند. نمیتونم چون اون مرد هست فکرکنم اشکالی نداره هربرخوردی میخواهد داشته باشه.همانطور که ما یک سری از رفتارهای مرد رو قبول میکنیم مردها هم باید بپذیرند رفتارهای ما رو.اگر مهربانی وظرافت وآرامش وزیبایی و دلسوزی زن را میخوان باید با حساسیتهای زن کناربیان چون جزو ذات زن هست.
    چطور من حواسم هست برخوردی نکنم به اون بربخوره یا جایی که میدونم ممکن هست خوشش نیاد یا کسی هست اون دوست نداره نمیرم اون هم باید این مسائل را درک کنه و رعایت کنه


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kimia fall نمایش پست ها
    عزیزم چند ماهه که آشنا شدین؟ نظر من اینه که شمام همینطور که خونواده هاتون دارن بیشتر اشنا میشن بیشتر اشنا بشید.الان زوده واسه قضاوت.به فامیل نگید.اما تو هم یکم رو خودت کار کن که کمتر احساسی باشی.یکم انتقادی تر نگا کن.در بدترین حالت اگه به این رسیدی که بدرد هم نمیخورین اطمینان داشته باش که اون تنها ادمی نیس که میتونه خوشبختت کنه و عاشقش شی.


    کیمیا جان دقیقا هفدهم شهریورهمین تابستون باهم آشناشدیم ولی من از قبل میشناختم.استادم که گفتم معرفیم کرد مثل خواهرودوسته برای من ... با اون درباره ارتباطمون صحبت میکنم اون به من میگه تو با شناخت قبلی وارد شدی ولی من جزئیات رفتاری واخلاقیش را نمیدونستم الان هم همینطور تا زیر یک سقف نباشی با طرف زندگی مشترک نداشته باشی نمیتونی خیلی چیزها رو بفهمی.به اقوام اطلاعی نمیدیم چون هنوز چیزی مشخص نیست و خالم هم فوت کرده.من اصلا دلم نمیخواد فعلا فامیل چیزی بداند.

  13. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 شهریور 94 [ 18:35]
    تاریخ عضویت
    1393-11-25
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    779
    سطح
    14
    Points: 779, Level: 14
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 67 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    انقدر به نینا خانوم ۲۶ گیر ندید نصف قشنگی رفتار یه خانم به لوس بازی و ناز کردناشه
    نینا ی عزیز خوشحالم که سرانجام جلسه رسمی خواستگاریتون هم برپا شد یک لایک هم از بنده به شما واسه first person شدنتون در مورد خواهر شوهر گرامی هم به دل نگیرید خب خواهر شوهر اسمش روشه دیگه گفته حالا که اومدم بزار یه اظهار فضل بکنم
    خب بهش میگفتی حالا خوبه لارا بنفوس نیستی انقد از عکاسیت تعریف میکنی خوشبختانه آقا عکس العمل فوری نشون دادن که اینکارشون نشون دهنده اینه که بهتون علاقه زیادی دارن و اجازه دخالت به کس دیگه ای رو نمیدن دیگه مبارکه موفق باشی

  14. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 11 اسفند 97 [ 06:21]
    تاریخ عضویت
    1393-10-28
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,507
    سطح
    42
    Points: 4,507, Level: 42
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    151

    تشکرشده 141 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هر کاری انجام میدی با ایمان انجام بده، فقط انسانهایی موفقند که از قدرت ایمانشون باخبرند.

  15. کاربر روبرو از پست مفید aloneman تشکرکرده است .

    بانوی آفتاب (یکشنبه 03 اسفند 93)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.