به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 76

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 تیر 95 [ 06:38]
    تاریخ عضویت
    1393-7-25
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    5,105
    سطح
    45
    Points: 5,105, Level: 45
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    1,451

    تشکرشده 105 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا بهزاد. من چند تا سوال برام پیش اومده.
    اول اینکه روزهای اول بعد از شبیخون و ماجراهایی که پیش اومد خانم شما تلفنی
    از طریق پیامک و .... با شما در تماس بودند ؟ حالتون و می پرسیدند ؟
    به نوعی سراغی از شما میگرفتند ؟ اگه اینطور بوده برخورد شما با ایشون چطور بوده
    به تماس ها و پیامک هاشون پاسخی میدادین یا اینکه بهشون بی محلی میکردین
    و از خودتون طردش کرده بودین ؟
    دوم اینکه خود خانومتون از احساساتش با شما صحبت کرد و گفت که میترسه به زندگی
    با شما برگرده و مثل 6 سال گذشته رفتار مناسبی با ایشون نداشته باشید ؟
    باید بگم که اگه ایشون خودشون این حرفارو به شما زدن این ها نشونه ی خوبی
    میتونه باشه . چون در میان گذاشتن این احساسات با شما خودش یه جور نقطه ی
    امید برای بازگشت خانومتون هست.

    سوم اینکه شما نوشتین که به هیچ وجه نمیتونید همسرتون و آزاد کنید تا به رابطه و زندگی جدیدی فکر کنه ، پس چطور در طول زندگیتون با ایشون مدام از جدایی حرف میزدید و ایشون و تهدید به طلاق میکردید و حتی چند دفعه هم همسرتون رو پیش خونواده ش گذاشتید و گفتید که دیگه نمیتونین به زندگی باهاش ادامه بدید ، یعنی اون موقع این احساسات و نداشتید که نمیتونید همسرتون و طلاق بدین ؟

    خواستین که خانوم ها راهنمایی کنن که همسرتون
    دقیقا چه تصمیمی گرفته ، من به عنوان یه خانوم که احساسات مشابهی با همسر شما
    داره باید بگم که ایشون خودشون هم دقیقا نمیدونن که باید چه تصمیمی بگیرن. ایشون در حال حاضر نسبت به شما و اتفاقات پیش اومده احساسات مختلفی و تجربه میکنند.
    سردرگمی ، کلافه گی ، تنفر ، عشق ، عصبانیت ، دلتنگی ، حس دلسوزی نسبت به خودشون و گاهی حتی شما . مطمئنم که یک روز به برگشتن به زندگی با شما فکر میکنه و روز بعدش به اینکه نمیتونه دوباره برگرده و آزار ببینه. شما تقریبا تمام کارهایی که یه زن و از ادامه ی زندگی با شوهرش نا امید میکنه انجام دادید. بدترینشم همین تهدید به طلاق و گذاشتن ایشون خونه ی پدر و مادرش اونم چندین بار تو زندگی مشترکتون و تحقیرها و بحث هایی که با ایشون در طول زندگی میکردید و این تصور و در ایشون بوجود می آوردید که احمق ترین زن روی زمینه ، کتک زدن و شوخی ازدواج مجدد برای گرفتن اقامت و ...... و در این چند ماه اخیر هم تصمیتون به ازدواج مجدد و نامزد کردن و رابطه تون با یک دختر.
    اما با همه ی این ها خانومتون هنوز دوستون داره و اگه شما اقدامات زیر و انجام بدین میتونید امیدوار باشید به زندگی با شما برگردن.

    1_اول اینکه از ایشون معذرت خواهی کنید ( درست معذرت خواهی کنید )
    منظورم اینه که فقط نگید منو ببخش و دیگه رفتارهای گذشته رو تکرار نمیکنم.
    بهش بگین الان متوجه شدم که فلان رفتار من ( مثلا تهدیدشون به طلاق یا کتک زدن ایشون ) چقدر رفتار زشتی بوده و چقدر روح ایشون و آزرده میکرده و قول بدید که همه ی تلاشتون و خواهید که دیگه هرگز این رفتارهارو تکرار نکنید.

    2_ دوم اینکه از احساسات خودتون با ایشون حرف بزنید. اینکه متوجه شدین چقدر دوستشون دارید و وجود ایشون براتون از صدها خونه و هزاران سکه با ارزش تره و نمیتونید تصور کنید که دیگه با هم زندگی نخواهید کرد و فرصتی برای جبران اشتباهاتتون نخواهید داشت. دقیقا همین هایی که برای ما نوشتید رو به ایشون هم بگین . اینکه اگه تو این فرصت و برای جبران و ادامه ی زندگی به من ندی تا آخر عمرم خودم و سرزنش میکنم که چقدر راحت تورو از دست دادم و ممکن بود حالا که اشتباهاتم و فهمیدم و میخوام تغییر کنم بتونیم کنار هم خوشبخت تر و زیباتر از قبل زندگی کنیم. چون این جدایی چندماهه باعث شد شما به احساسات عمیق و زلالی که نسبت به همسرتون دارید پی ببرید و بیشتر از گذشته قدر ایشون بدونید و دیگه به راحتی از خودتون نرنجونیدش.

    3_ سوم اینکه با خانواده تون حرف بزنید ، اشتباهات خودتون و در زندگی با خانومتون براشون توضیح بدین و قانعشون کنید با شما همراه شن ( پیشنهاد کاربر بی خیال عزیز)

    4_ چهارم اینکه واقعا قصد تغییر داشته باشید ، زود جا نزنید. بدونید که این اصلا کار آسونی نیست. روی اعصاب و رفتارتون کنترل داشته باشد. اگه خانومتون برگشتن و دوباره احساس کردین که دارید رفتارهای گذشته رو تکرار میکنید سریع به خودتون بیاین و رفتار درست و در پیش بگیرین. این تغییرات به راحتی انجام نمیشه. شما ممکنه برخلاف خواستتون اون رفتارهارو باز هم تکرار کنید اما مهم اینه که سریع به رفتار مناسب برگردین و به خانومتونم بگین که از شما نا امید نشن.
    ویرایش توسط maryam240 : سه شنبه 28 بهمن 93 در ساعت 12:06

  2. 2 کاربر از پست مفید maryam240 تشکرکرده اند .

    واحد (سه شنبه 28 بهمن 93), بهزاد10 (جمعه 01 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.