سحر جان درک میکنم و قبول دارم که خانواده همسرت نه دیدگاه و نه رفتار خوبی ندارند . ولی شما به جای اینکه از رفتار اونها ناراحت و دلگیر بشید که اعصاب خودتون بیشتر ناراحت میشه . بهتره سعی کنید درکشون کنید . همسر شما دارای توان علمی و تحصیلی بالایی بوده و برای همین کل اعضای خانواده روی ایشون حساب میکردند . همسر شما هم این کار رو دوست داشته چون احساس تامین کنندگی ایشون ارضا میشده . این از مسئولیت پذیری ایشون بوده نه از بی خیالی ایشون . ایشون الان دیگه تشکیل خانواده داده و مثل قبل نمیتونه به خانواده پدریش برسه . درسته که اونها هم باید اینو درک کنند ولی چون انتظار اونها از پسر خانواده زیاد بوده الان پذیرش این شرایط براشون سخته . یکی از اشنایانمان که پزشکه و درامد خیلی بالایی داره با اینکه حدود بیست سال از ازدواجش میگذره همچنان خانواده پدریش رو ساپورت مالی میکنه . و این براشون امری عادیه . هم برای خود شخص و هم برای خانواده . یعنی مادره کافیه لب تر کنه تا حسابش فورا شارژ بشه . یعنی این اقا معتقده که زحمتی که خانواده براش کشیدند قابل جبران نیست و اینها فقط اندکی از زحماتشون رو جبران میکنه . کل جهیزیه خواهر ها و ازدواج برادر ها هم به عهده ایشون بوده . البته توانش رو داشته .








علاقه مندی ها (Bookmarks)