من بعد از مدتی که از التماس ها و قسم ها گذشته بود خودم رابطه رو قطع کردم.چون تحمل بی میلیش بم و اینکه مثل گذاشته نبود رو نداشتم ولی خودش دوباره پیام داد.
ما رابطمون پنهانی بود ولی حد و مرز داشت.پاک بود.و تنها نیت من به شخصه ازدواج بود.چون اطرافم اونقدر شلوغ هست و مشغله دارم که هوس بازی با احساسات یه دختر رو نکنم.رابطه باهاش برطرف کردن نیاز های زود گذر جنسی و عاطفی نبود که بعد مدتی پرتش کنم دور.
دوسش داشتم خیلی و حالا هم دارم.ولی امیدی خودم ندارم.نه به خودم نه به اون.چون بت هم بودیم ولی هردومون شکستیم.اون هم شکست توی این جریان.به اندازه ی من.چون خبراشو دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)