سلام.
چند روز بود که کلا ریخته بودم بهم یه حساسیت بدی گرفته بودما....اخیششششششش دیشب خواهرم یه دگزا برام نوشت،زدم.غش کردم...الان بیدار شدم دیدم چقدر سبک ترم خنک شدم اصلا.امروز رفته بودم تیراژه...در عجب سلیقه کج و معیوب ملت و البته اینم که خوبه حالا وضع خرابه!!!!!
منیشد رفت تو مغازه ها!
یه کنکره 3 روزه میرم برای ایمپلنت،جقدر همکار هام شیک و خوب شدن،چه جالب که همه خانوم هستن،اصلا دکتر مرد جوون ما ندیدیدم،نه اینکه دنبالش بگردما اما نبود خدایی!
مینوش!جامون عوض شده پس!شاید حالا درک کنی وقتی میگم خلق و خوم عوض شده یعنی چی!الان به چیزی که فکر نمی کنم ازدواج.همه خرید هام برای خونه مجردیه والبته چیزهایی که می خرم رنگا رنگ.
ای کسانی که می گویید دندونپزشک ها زیاد در میارن ساعت 5:30 و من دارم درس های کاشت دندونم دوره میکنم تا ساعت 6:30 اماده بشم بعدش حرکت کنم برم سر کار....اقا پول خونمونه...دیمون داریم میگیریم ....والا








علاقه مندی ها (Bookmarks)