بهدنبال خوشبختیوقتی توجه ویژه به پست خانوم مجردی کردید که شروع به تعریف و تمجیداز خودشون کردن و اینکه ابراز پشیمانی کردید از تصمیمتون اون هم در عرض کمتر از یکماه این علاوه بر تازه وارد بودن خانومتون تازه وارد بودن شما رو هم نشون میده و البتهدر این مورد هم قبلاً گفتم به شما حق میدم و چون شرایط قبل از دواج با بعدش خیلیفرق کرده تماشاگر می خواد در نقش بازیگر وارد بشه که واقعاً سخته
باز هم به دوستانی که پستمیزارن تاکید می کنم ما حق نداریم جز راهنمایی سازنده کسی رو از زندگیشون ناامیدکنیم( به هر نحوی، چه با تعریف و تمجید از خودمون و چه با کوبیدن طرف مقابل و ...)
و از همینجا با اون خانم مجردهم میگم که انشالله شما هم ازدواج می کنی و تصور کن کسی بخواد با به رخ کشیدنرفتار های خودش همسر شما رو نسبت به شما دلسرد کنه دوست داری باهاش چیکار کنی؟ (چونمطمئناً شما هم نسبت به بقیه خانم ها کم و کاستیی داری)
پس این کار رو انجام نده حتیاگه فکر می کنی که داری درست میگی چون الان با جواب این دوستمون احساس کردم بیش ازاینکه به راهکار های بقیه دوستان که بسیار هم سازنه هست توجه کنن تحت تاثیر حرفایشما قرار گرفتن.
و در آخر امیدوارم هر چه زودتر شیرینی زندگی رو بچشی کهواقعاً شیرینه
سلام . با سپاس از کاربر محترم آقای به سوی خوشبختی . نکات خ خوبی را گفتند
آقای myl عزیز من مجرد هستم اما تجربه زندگی با یک خانم شبیه خانم شما را داشتم " بمدت یکسال"
نکاتی را خدمتتان عرض میکنم
وقتی خانم ها برای شما پست میگذارند یعنی " از دید یک خانم " به مشکل شما می پردازند و برداشتهای زنانه را از رفتار شما بیان میکنند. پس بجای اینکه به آنها این برچسب را بزنید که " می خواهید همه تقصیر ها را گردن من بیندازید" کمی روی حرفشان تامل کنید. آنها چون تجربه خانم بودن را دارند پس می توانند رفتاری که منجر به بازخورد صحیح می شود را بهتر تشخیص دهند.
دوسال اول زندگی طبق آمارها پرتنش ترین سالهای زندگیست. که بسیار هم طبیعی است. من و شما با اعضای خانواده خود هم صد درصد توافق کامل نداریم
باز طبق آمارها معمولا مدت زمانی که دو فرد غریبه یکدیگر را می پذیرند حدود 6 ماه است. متاسفانه خاطرم نیست ( منبع هم ندارم )
و باز هم طبق همین آمارها معمولا شش سال اول زندگی حداکثر مدت زمانی است که زن و شوهری که نمیتوانند با هم ارتباط خوب برقرار کنند و احساساتشان را پنهان میکنند و نزد خود نگه می دارند ، می توانند تحمل کنند بعد از آن معمولا زندگی با رفتارهای انفجاری، بسیار در معرض تهدید هست( متاسفانه مرجع این را هم ندارم !!!)
طبق این تحقیق همسرانی که با هم صادق ترند مدت زمان بیشتری را می توانند کنارهم باشند.
و اما تجربه من:
من هم اتاقی ای داشتم در رفاه زیاد. وبطوریکه قتی خانه بود مطلقا کاری نمی کرد ولی برای ارایش مدتها جلوی اینه می ایستاد. بیرون همه اورا شخصی منظم و الگوی بقیه می دانستند اما در اندرون هم اتاقیهاش خ اذیت می شدند. دست خودش هم نبود در خانه اصلا یاد نگرفته بود که " مسولیت یعنی چی ؟ حتی بعید می دانم که اصلا تشخیص می داد خوردنی هست یا در جیب جا میشه !!!
خب من و دوست دیگرم سعی کردیم از در دوستی با ایشان وارد شویم و بجای حرص خوردن و انجام وظایف ایشان سه کار را انجام دادیم :
1) خیلی صریح اما دوستانه انتظاراتمان را بیان کردیم 2- اگر روزهایی ایشان طبق عادت بیست و پنج ساله خود رفتار می کردند خ سخت نمی گرفیتم( روزهای اول خ پیش می امد ) 3) در همه حال دوستش بودیم . هیچ وقت طعنه نزدیم ولی تذکر می دادیم . خ پیشرفت کرد
معمولا متاهل ها روزهای اغازین زندگی همسرشان را ناخوداگاه با اعضای خانواده خوی مقایسه میکنند. مثلا شوهر، همسرش را با مادر و خواهرش و خانم هم شوهر را با برادر و پدر و شوهر خاهر و ....
( این اتفاق گاها هم ناخوداگاه می افته )
نتیجه مقایسه در غالب موارد منفیه ! با اینکار انسان فقط خودش رو اذیت میکنه و بعد همسرش را اخرشم هم اوضاع بدتر می شود که بهتر نمی شود.
و نکته بعد: همیشه در خانه بودن و خانه دار بود خسته کننده است. ادم دچار روزمرگی می شود . مخصوصا اگر قبل از ازدواج فعال بوده باشد یا با دوستانش ارتباط زیاد داشته باشد. اگه هم دقت کنید متوجه می شوید خانمی که شاغله هم کار بیرون رو داره هم داخل هم باشگاه میره هم .... اما خانمی که در خانه است معمولا بیشتر خسته است. پس لازمه واقعا حتی اگر کار نمیکنند یک فعالیت دهنی و هنری و ... داشته باشند.
البته بد برداشت نشه من خودم علی رغم شاغل بودنم "شاغل بودن" رو خ دوست ندارم.
- -








علاقه مندی ها (Bookmarks)