به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nargesj86 نمایش پست ها
    خیلی افسرده شدم تازگیا
    بنظرتون مرد واقعی هست؟
    مردی که دوست داشته باشه؟هیچوقت تنهات نزاره/خیانت نکنه/بهت اعتماد داشته باشه
    خسته شدم از زندگی
    هرکیم میاد خاستگاریم میترسم قبولش کنم
    میترسم اونم مثل بابام بره
    ینی واقعا برای من مردی پیدا میشه که هی نگه چرا پدرمادرت جدا شدن؟
    ینی مردی پیدا میشه که خوبیامو...وفامو...صداقتمو...تÙ „اشمو برای یه زندگیه خوب ...ببینه و هی نگه تو بچه طلاقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
    خیلی خستم
    اصلا کاش من مرد بودم.اونوقت میدونستم چطور قدر یه زن خوب و پاک رو بدونم
    الان مردا همش منو به چشم بچه طلاق میبینن.اما خوبیامو نمیبینن.اینکه خوش اخلاقم...اینکه پاکم...باحجابم...
    چراااااااااااا چرا جامعه ما انقد ظاهر بینن
    چرا همه طمع پول و موقعیت دارن

    سلام نرگس جان.

    بنظر من شما فرض را براین بزار که اصلا "مرد واقعی!!" وجود خارجی نداره!! حالا با این وضعیت تو می خواهی چیکار کنی؟ افسرده بشی؟ یعنی شما خوشبختیت یا بدبختیت به این گره خورده که مرد واقعی هست یا نه؟!!!

    ان شالله یه مرد بقول خودت واقعی نصیبت شه . دیگه خوشبختی؟ چیز دیگه ای نیاز نداری؟


    نازنین من هر ادمی خودش انتخاب میکنه که چطور باشه. اولین کسی هم که سود یا ضرر می بره از این انتخاب خودش هست

    من درک میکنم که چقدر فرایند طلاق سخته اما متاسفانه چیزی که هست الان رشدش زیادتر از قبله. متاسافنه متاسفانه خیلیها رو میبینی جدا شدند. منظورم اینکه خیلیها مشکل شما را دارند. حالا شما که یک بحران را رد کردید باز دارید با این افکار خودتان را آزار می دهید؟ آزار در پی آزار!!

    در ضمن شما فکر میکنی هیچ پسری فرزند طلاق نیست!!

    الان فرایند ازدواج متاسفانه خ تحت تاثیر ملاکهای ظاهری هست! خب هست !!
    مردها هم مثل خانومهان دیگه اونهام ادمند اشتباه می کنند

    معمولا دسته وسیعی از این ادمهایی که به این ملاکها توجه دارند خودشان انسانهای ظاهربینی هستند! تو خودت این ادما رو دوست داری؟

    نیاز به این همه منفی نگری نیست مرد خوب هست همونطور که زن خوب هم هست. برو به خودت برس و به زندگیت.

    می دونی چرا انقدر نگران تفکر جامعه ای. چون خودت خ فرزند طلاق بودن را امتیاز منفی می دونی!!! در حالیکه متاسفانه این پدیده طلاق خ گریبانگیر جامعه ما شده و خیلیها هم مشکل شما رو دارند.

    خ مراقب خودت باش. ته این افکاری که داری به افسردگی میرسه و ته تهش از ترس تنهایی شما رو گرفتار مردهایی میکنه که ممکنه همراه خوبی واست نباشن و تنهاییت رو بیشتر کن

    پشو دختر خوب. پاشو تو قبل از اینکه همسر کسی باشی انسانی. و بحکم انسان بودنت باید زندگی کین و خودت رو خوشبخت کنی. ماهیت شما در همسر کسی بودن نیست در انسان بودن شماست. وقتی خودت انقدر این قضیه واست پر رنگه از جامعه نباید انتظار داشته باشی.

    بقول شکسپیر که این حرفشو باید از ملزومات جهازیه خانومای ما بکنن

    در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی یک شوهر می خواهند و از شوهر به این کوچکی تمام دنیا را!!


    مردها هم مثل خانمها مشکلات دارندو عیوبی دارند. همون طور که خ از ماخانومها از حل مشکلاتمون می مونیم اونها هم.

    در این دنیا هیچ جیزی بدون عیب نیست. خودو با کمالگرایی اذیت نکن

    در ضمن عنوان تاپیکتهم گویا نیست دخمل نازنین

    پ.ن : میدونم الان میگی من خ انتظار ندارم . اما من فقط خاستم تلنگری بزنم که دردهات به خاطر دور شدن از خودت هست نه جامعه

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  2. 4 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    Amir_23 (چهارشنبه 08 بهمن 93), واحد (چهارشنبه 08 بهمن 93), میشل (پنجشنبه 09 بهمن 93), اقای نجار (چهارشنبه 08 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.