به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 تیر 95 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1393-10-25
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    2,186
    سطح
    28
    Points: 2,186, Level: 28
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    222

    تشکرشده 59 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    مشاور حضوری که برای مشکلم پیشش میرفتم متاسفانه مشکوک به تومور مغزی شده،بچه ها براش دعا کنید.
    خیلی خانم خوبی هست.به من خیلی کمک کرده ، براش کلی ناراحتم!چرا خدا برای آدمای خوب اینقدر مشکل درست میکنه آخه؟؟؟؟

    فکر میکنم احساساتم قاطی پاتی شده.سرکار فقط میشینم مقاله های سایت میخونم ،اگر رییسم اخراجم کنه کی پاسخگو خواهد بود؟؟؟؟؟

    خیلی سعی میکنم احساسم و افکارم کنترل کنم اما گاهی خیلی سخت میشه!دوست داشتم همسر عاقل و فهمیده ای داشتم یا لااقل تلاش میکرد کمی بفهمه ،نه یک مرد مغرور و لجباز!5 ماهه رفته اصلن یک خبری از من نگرفته!یعنی تا تابستون میخاد همینجور ادامه بده؟

    اصلن دلم راضی نمیشه به سمتش برم.خیلی ناامید شدم.

    (دقت میکنم از واژه خیلی و قیدهای تاکیدی در کلامم استفاده هجو آمیزی دارم!شاید من هم جزانسانهای کمال گرا هستم و تفکر هیچ یا همه در نا خداگاهم جولان میده)

    بگذریم....

    بچه ها یک دعایی وردی چیزی بلدین به من یاد بدید شاید این همسر عزیزدلم یک جوری ظاهر شد.
    من نمیدونم این بشر برای چی اومده زن گرفته خوب؟ مامان و خواهر جونش که مث پروانه دورش میچرخن!نیاز جنسی شم به قول خودش کنترلی هست!به تنهایی هم علاقه زیادی داره! دو کلمه حرف شادی آورم بلد نیست بزنه! به نظر من باید تو یک جزیره متروک تنها بره زندگی کنه! شرایط روحیش مناسب جامعه الان نیست.

    حالا باز من چه افتضاحی هستم که زن این شدم؟یکی نبود بگه نونت کم بود آبت کم بود؟

    خسته شدم دلم میخاد برم باهاش یک دعوای درست حسابی بکنم لااقل دلم خنک بشه!چقدر دیگه آدم میتونه خنک باشه!
    الان لابد صبح تا شب مامان و خواهرش میشینن روی ماه بچشون نگاه میکنن.اینقدر بشینن ببینن که سیر بشن.دیوونم کرد مامانش از بست نشست گفت این اومده بچم ازم بگیره؛تصور کرده بچش کلید یک آپارتمان یا ماشینه که من مشتاق باشم ازش بگیرم.اصن بچش مال خودش.

  2. کاربر روبرو از پست مفید رها68 تشکرکرده است .

    اقای نجار (شنبه 04 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برم سمت دارو درمانی؟
    توسط گل همییشه بهار در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 اسفند 94, 04:55
  2. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آذر 94, 21:08
  3. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آذر 94, 16:37
  4. چرا باید کمی اشتباه بکنی؟
    توسط khaleghezey در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مهر 94, 12:43
  5. اظهار تمایل همکار خانم به ازدواج و نحوه رد بدون دلخوری؟
    توسط sayrex در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 شهریور 91, 23:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.