در پاسخ به شکوه
سلام.
در مورد مشکلاتتون که باعث شده چنین فکری بکنید حرف بزنید. مثلا فکر میکنید آدمساده ای هستید
پاسخ: دقیقا بله، حتی چیزیفراتر از ساده فکر کنم ساده لوح باشم.
یا فکر میکنید مانند افرادجامعه فکر نمیکنید؟ اصطلاح 40 دقیقه از جامعه عقب بودن!!!
پاسخ: باز هم دقیقا.
جدیدا احساس میکنید که سطح هوشی تون کم شده ؟
حدود ده سالی می شود حتیتاریخ آن را هم در ذهن دارم. یک روز در خوابگاه دانشجویی از خواب بیدار شدم واحساس کردم خیلی کرخت هستم و احساس بی حالی بدی دارم. از آن به بعد بود که دیگرآدم سابق نبودم و روز به روز بد تر شدم.
رفتارهای عصبی یا قهرهایطولانی و مشکلات تغذیه ای هم دارید؟
مشکل تغذیه ای به هیچ وجه. اما رفتارهای عصبی به کرات. البته خیلی ها می گویند آدم آرامی هستم اما در درونمغوغا است. اما به علت نداشتن بهره هوشی بالا توانایی تصمیم گیری در لحظه را ندارمو راه حل ها معمولا خیلی دیر به ذهنم می رسد. یعنی زمانی که کار از کار گذشته است.
تمرکزتون چه طوره؟
قبلا تمرکز خوبی داشتم .اما الان به هیچ وجه نمی توانم روی چیزی زوم کنم . گاهی احساس می کنم حافظه کوتاهمدتم از بین رفته است. هیچ چیزی را نمی توانم به صورت دسته بندی شده و مرتب در ذهنداشته باشم و سر هر موضوعی دستپاچه می شود.
آیا همه ی کارهاتون رو بهانتها میرسونید؟
بسیاری از کارهایم را خیر.در واقع تکیه ام در کار بیشتر بر روی زیر دستانم است البته خودم معتقدم که چیزیبیش از وظیفه کاری شان از آن ها نمی خواهم. اما اگر زیر دستانم کارشان را به خوبیانجام ندهند خیلی ناراحت و عصبی می شوم به نحوی که بعضا دعوایشان می کنم .
راستش را بخواهید بعد ازازدواج به نظرم می آید یکباره با بسیاری از متغیر های رو به رو شدم که قبلا با آنها از نزدیک برخورد نداشتم البته به هیچ وجه همسرم را مقصر نمی دانم . همسرم بهحمد الله خیلی با صبر و تحمل و با ثبات و مهربان و دلسوز و مهربان است و اخلاق مراتحمل کرده و در بسیاری از مواقع برای من سنگ صبور و راهگشا بوده است. اما در زندگیمتاهلی مجبور بوده ام با دهها موضوع و مساله سر و کله بزنم که فراتر از توان ذهنیام بوده است برای همین است که می ترسم نکند از نظر ذهنی و مغزی مشکلی داشته باشم.
در پاسخ به واحد:
بابای عزیز همین که شما تونستید در مدرسه معمولی و در کنار افرادمعمولی تحصیل کنید و تا کارشناسی ارشد پیش برید . نشون دهنده اینه که حداقلش یکفرد معمولی هستید شاید هم باهوش . میتونید بگید چی باعث شده این فکر رو بکنید ؟
اولین بار یکی از دوستاندوران دانشگاهی به من گفت که وقتی برای اول تو را دیدم فکر کردم عقب مانده ذهنیهستی! البته او خود فردی بسیار باهوش بود و شاید مرا با خود مقایسه می کرد.
قیاقه خود را که نگاه میکنم از خودم متنفر می شوم . عینکی ته استکانی و دماغی بزرگ و ... دقیقا همانمختصاتی که از عقب مانده ها در فیلم ها و سریال ها ترسیم می کنند !!!!! عدم تثبیتمعلومات در ذهنم نیز این قضیه را تایید می کند. شاید باورتان نشود که الان که دارماین کلمات را تایپ نمی کند به خاطرم نمی آید که در اول صفجه چه چیزی نوشته ام!
- - - Updated - - -
شاید وجود اشکالات تایپی و ویرایشی در متن فوق نیز مربوط به خنگ بودن من باشد. تایپ ده انگشتی را کاملا مسلطم . مشکل این است که مطالب را قبلا در ورد نوشته و در این جا paste کردم اما گزینه پیش نمایش را پیدا نکردم و همین طور ارسالش کردم . الان هر کاری می کنم نمی توانم گزینه ویرایش را پیدا کنم!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)