به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 86
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    سلام ازدواجتون رو بهتون تبریک میگم . و ارزوی خوشبختی میکنم . نظر همه دوستان رو نتونستم بخونم و نظر خودم رو میگم . برادر خوبم اینو بدونید اگر ایشون خانواده خوبی دارند . مطمئن باشید همسر خوبی برای شما خواهد بود . اگر ایشون مادر کدبانویی داره بدونید که شما هم همسر کدبانویی خواهید داشت . یه دختر حتی اگر توی خونه پدریش دست به سیاه و سفید هم نزده باشه ولی عینا مثل مادرش خواهد شد . ولی حالا که اوائل ازدواجتونه ایشون هنوز به زندگی متاهلی و داشتن مسئولیت عادت نکرده . الان فکر میکنه چون دیگه تو خونه خودشه و حق داره راحت باشه و دائم در حال استراحت باشه . و به دلیل کم تجربگی نمیدونه که همین بی برنامگی باعث یکنواخت شدن و بی حوصلگیش میشه . مبادا کم تجربگی ایشون که خیلی هم طبیعی هست و اغلب نو عروس ها اینطورین باعث بشه از همسرت سرد بشی و نسبت بهش بی علاقه بشی . که کار رو بدتر میکنه . بلکه باید برعکس باید از لحاظ عاطفی بیشتر بهش توجه کنی و وظایفش رو غیر مستقیم بهش گوشزد کنی . مثلا وقتی موقعیتش پیش بیاد بگی مامانت خیلی با سلیقه ست خیلی خوشحالم که شما هم دختر همون خانمی . یا مثلا وقتی ارایش میکنی چقدر زیبا میشی . البته این رو هم بگم که شاید این توقع بی جایی باشه که بعضی از اقایون دوست دارند خانمشون همیشه و در هر حال ارایش کرده و شیک باشه . تمییز بودن همیشه خوبه . ولی اینکه انتظار داشته باشی همیشه رسمی و به اصطلاح مجلسی باشه شاید درست نباشه . خونه محل اسایشه و همه دوست دارند توی خونه راحت باشن . اینکه شما انتظار داشته باشید ایشون هم تو خونه ارایش کرده باشه هم بیرون . پوست بیچاره ایشون کی نفس بکشه ؟ تازه اینجوری تنوعی هم نداره . و اینکه اقایون فکر میکنند وقتی خانم موقع بیرون رفتن ارایش میکنه برای من نیست . با اینکه با این عمل به شخصه زیاد موافق نیستم ولی این ارایش هم برای شماست چرا ازش لذت نمیبرید ؟ خود شما که وقتی تو خونه اید کت و شلوار که نمیپوشید ولی موقع بیرون رفتن که میپوشید و خانمتون از این خوش تیپی شما لذت میبره . گذشته از همه اینها ارایش توی خونه هم بعضی وقتها لازمه و اگه ببینه که شما خوشتون میاد حتما اینکار رو میکنه . در مورد غذا درست کردن هم بهتر قبلش غذایی رو که دوست دارید اگه مواد اولیه اش فراهمه ازش بخواهید که درست کنه . راستی شما از صبح تا شب سر کارید و ایشون تنها توی خونه ست . این تنهایی ممکنه موجب بی حوصلگی ایشون بشه . اوائل ازدواج نه کار خونه اونقدر سنگینه نه بچه ای هست که موجب بشه ایشون وقتش پر بشه . هر روز پا شدن و رفتن خونه مادر هم چه کاریه ؟ در این گونه موارد هم با ایشون گفتگو کنید . تا بتونید با کار مفیدی وقت ایشون رو پر کنید . اینو هم بگم که کار خونه زیاد به چشم نمیاد به غیر از شستن ظرفها که اغلب اقایون هم بهش حساسیت دارند و کار خونه رو مساوی با اون میدونند .

  2. 4 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    elahenaz (چهارشنبه 01 بهمن 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 01 بهمن 93), بارن (چهارشنبه 01 بهمن 93), سكوت شب (چهارشنبه 01 بهمن 93)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 23:10]
    تاریخ عضویت
    1393-10-24
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,185
    سطح
    18
    Points: 1,185, Level: 18
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 66 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.اگه نگران ایندتون هستین.مطمین باشید همینطور نمیمونه.اینا همه درست میشه.لطفا نظراریکبار دیگه بخونید.خب شما وقتی میای خونه میبینی یه عالمه ظرف نشسته هست نشور.بزار خودش بشور.ازش بخواه اما با لحن مهربانانه نه تندی و انتقاد هرچند حق دارید.قبلا هم گفتم باهاش صحبت کنید راجع به خواسته هاتون حتی ازایشون هم بخواید که خواسته هاشو بگه اما تو یه فضای امن و اروم.صحبت کنید صحبت کنید.

  4. 2 کاربر از پست مفید asemene.abi تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (چهارشنبه 01 بهمن 93), واحد (چهارشنبه 01 بهمن 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 22:49]
    تاریخ عضویت
    1393-1-04
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    3,729
    سطح
    38
    Points: 3,729, Level: 38
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    193

    تشکرشده 95 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز بهتر شده بود تقریبا کارای خونه رو انجام داده بود خودش گفت امروز که کار کردم احساس مفید بودن میکنم علیرغم اینکه خیلی خسته شده بود.منم خیلی ناز و نوازشش کردم و همش بوسش میکردم ،دیروز برای جفتمون خیلی خوب بود.امیدوارم که به مرور درست بشه اخلاقش و مسئولیتهای زندگی رو بعهده بگیره.
    تازه همش میگه بچه میخوام درحالی که میدونم از پسش بر نمیاد و میوفته گردنه مادرش.

  6. 2 کاربر از پست مفید myl تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 01 بهمن 93), واحد (چهارشنبه 01 بهمن 93)

  7. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    فکر می کنم بتونی کم کم و اروم اروم برنامه مندش کنی یواش یواش از تنبلی در بیاد
    حالا هفته ای یه بار یه غذای کامل درست کنه غذا و سالاد و این چیزا. کم کم بیشترش کنه. بقیه روزا هم مامانش بده غذا بهتون
    بهش بگو با مهربانی و ملایمت بهش بگو دوست داری چه کارا کنه مثلا لباساشو عوض کنه تو ذوق کنی یا اینکه اگه گاهی برات غذا درست کنه و به خودش برسه حس می کنی داره بهت توجه می کنه و خوشحال میشی و یا این چیزایی که می خوای. نرم نرم بی سرزنش و با ملایمت و مهربونی بهش بگو کم کم گوش میده احتمالا. یعنی به جای سرزنش با تشویق و مهربونی جلو برو.
    اشتراک ازاد هم بگیر از مشاورای سایت کمک بخواه برای برنامه ریزیه کم کم و نامحسوس
    ورزش رو بگو یه کلاس بره

    جهت کنجکاوی شخصیه این یکی سوالم. می تونی جواب ندی. حالا خودش چی ها داره؟؟ خوشگله؟ پولداره؟

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 22:49]
    تاریخ عضویت
    1393-1-04
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    3,729
    سطح
    38
    Points: 3,729, Level: 38
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    193

    تشکرشده 95 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    فکر می کنم بتونی کم کم و اروم اروم برنامه مندش کنی یواش یواش از تنبلی در بیاد
    حالا هفته ای یه بار یه غذای کامل درست کنه غذا و سالاد و این چیزا. کم کم بیشترش کنه. بقیه روزا هم مامانش بده غذا بهتون
    بهش بگو با مهربانی و ملایمت بهش بگو دوست داری چه کارا کنه مثلا لباساشو عوض کنه تو ذوق کنی یا اینکه اگه گاهی برات غذا درست کنه و به خودش برسه حس می کنی داره بهت توجه می کنه و خوشحال میشی و یا این چیزایی که می خوای. نرم نرم بی سرزنش و با ملایمت و مهربونی بهش بگو کم کم گوش میده احتمالا. یعنی به جای سرزنش با تشویق و مهربونی جلو برو.
    اشتراک ازاد هم بگیر از مشاورای سایت کمک بخواه برای برنامه ریزیه کم کم و نامحسوس
    ورزش رو بگو یه کلاس بره

    جهت کنجکاوی شخصیه این یکی سوالم. می تونی جواب ندی. حالا خودش چی ها داره؟؟ خوشگله؟ پولداره؟
    خودش میدونه که من با این کارا خوشحال میشم و ذوق میکنم منها تنبلیش میاد دیگه ...امیدوارم یواش یواش بهتر بشه

  9. کاربر روبرو از پست مفید myl تشکرکرده است .

    meinoush (چهارشنبه 01 بهمن 93)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 23:10]
    تاریخ عضویت
    1393-10-24
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,185
    سطح
    18
    Points: 1,185, Level: 18
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 66 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بازهم سلام.باور کنید شما مشکل اساسی ندارید.منم اوایل زندگیم یه چیزایی میدیدم از شوهرم میگفتم نکنه بعدا با بچم فلان رفتارو بکنه.حتی همسرم هم میگه اینطور بوده.شما اول زندگیتونه خیلی خوب میتونین بسازینش فقط باید حوصله بخرج بدین و حرص نخورین تا میتونین خوش بگذرونین بگین بخندین وار بودن کنار هم لذت ببرید مگه همش چند یال جوونیم.که به خاطر این مسایل خودتونو اذیت کنید.ما زنا تشنه محبتو زبون خوشیم خوش رو و خوش اخلاق باشید باور کنید همه کارارو خودش میکنه.به دلش کار کنید اونم همینطور خواهد شد اگه کوتاهی ازش سر زد سرد و دلزده نشید ما همه یه جاهایی اشتباه داریم ولی یادتون باشه شما و همسرتون برای خوشبختی هم امضا زدین ایا برای کس دیگه ای این کارو کردین؟نه حتی پدرو مادر.پس با اشتباهات کو چیک بهم نریزید سعی کنید با مهربونی حلش کنید حتی اگه هزار بار اتفاق افتاد اونوقت یکی میشید به این دید به زندگی نگاه کنید.شما اقایون محبت کنید ما خانما در خدمتتون هستیم.به همسرتونپیشنهاد بدید توی سایت عضو بشه.موفق باشید.

    - - - Updated - - -

    یه چیزیو فراموش کردم در مورد بچه فرض کنید مادرش تو بچه داری کمکش بده خب چه ایرادی داره مادرای ما هم اینطور بودن اونام از مادراشون کمک گرفتن.این اصلا مساله مهمی نیست خیلی خودتونو اذیت میکنید و خیلی تو مسایل ریز میشین.مثال براتون میزنم شوهر من پسر بزرگ خانوادست وقتی به دنیا میاد مادر شوهرم درس میخونده به همین خاطر مادرشون بچشو میبره یه شهر دیگه با خودش و 15 ماه تمام بچشونو که شوهر بنده باشه نمیبینن.حالا از مادر شوهرم بگم یه زن فوق العاده کدبانودر حین اینکه کارمند اشپزی خانه داری بیست. فک میکنی از اول همینطور بوده نه حتی بچه خودشوبزرگ نکرده ولی الان خیلیم کدبانوست.میخام بگم که نگران نباشید ما خانوما اخرش کدبانو میشیم.خانوم شمام همینطور.پس از زندگیتون لذت ببرید و همزمان خواسته هاتون رو با مهرو محبت مطرح کنید.

  11. 3 کاربر از پست مفید asemene.abi تشکرکرده اند .

    myl (چهارشنبه 01 بهمن 93), واحد (شنبه 04 بهمن 93), اقای نجار (پنجشنبه 02 بهمن 93)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 18:16]
    تاریخ عضویت
    1393-11-01
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    25
    سطح
    1
    Points: 25, Level: 1
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا خوش به حال زنت که یه همچین شوهری داره من که هم بیرون کار میکنم هم تو خونه شوهرم بیکاره و همش نشسته تو خونه تازه همش عصبیه همش با هم دعوا داریم همین دیشب که با دوستم بیرون بودم موقع برگشت یه شیخ عوضی اومد به شوهرم گفت به خانمت بگو حجابشو رعایت کنه شوهرمم عصبی شد باهاش دعواش شد سر من داد زد ابرومو جلو همه برد تحقیرم کرد خوردم کرد دلمو شکست اخرشم گفت برو گمشو ماشین بگیر برو خونه تا بیام حالتو جا بیارم همش بهم میگه تو ادم بشو نیستی ولی من ادمت میکنم به خدا دیگه خسته شدم از ازدواجم پشیمونم بدجوری افسرده شدم خیلی داغونم دلم میخواد دیگه بمیرم ارزو به دلم مونده یه بعد از داد و بیداد و کتکاش بیاد از دلم دربیاره یا حتی یه معذرت خواهی کوچیک بکنه همش من باید منتشو بکشم
    میدونی به زنت حسودیم میشه ادما قدر چیزایی که دارن نمیدونن

  13. 2 کاربر از پست مفید طناز خانم تشکرکرده اند .

    M.S.H (شنبه 04 بهمن 93), myl (چهارشنبه 01 بهمن 93)

  14. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    با سلام و احترام

    ازدواجتون وتبریک میگم


    شما قدم بزرگی تو زندگتون برداشتید و فصل جدیدی و در زندگیتون آغاز کردید ، پس باید خوب بدونید هنوز اول راهید و کلی مهارت که باید یاد بگیرید.

    یکیش انتخاب روش ارتباطی درستیست که میتونید باهم داشته باشید .
    اینکه چطور باهم برخورد کنید که برای این راه هم باید از تفاوت های بین زنان و مردان آگاه باشید. باید از قشر زن آگاهی داشته باشید تا بدونید چطور باید با همسرتون برخورد داشته باشید تا یوقت دچار سوتفاهم نشوند.

    مثلا اینکه همسرتون براش مهم باشه با چه لباسی جلوتون ظاهر بشه ،
    وقتی خسته از سر کار میاید خونه ، خونه و چگونه تزیین کرده باشه
    میز شام و چگونه چیده باشه
    چه غذایی براتون درست کرده باشه
    چگونه ازتون استقبال میکنه
    و....

    اینها و همه شما به عنوان توجه و محبت همسرتون نسبت به خودتون میبینید، مثله این میمونه که وقتی ما مهمون دعوت میکنیم ، با بهترین استایلمون جلوشون ظاهر میشیم
    بهترین غذا و درست میکنیم
    خونه به بهترین شکل ممکنشه

    کلا سعی میکنیم مهمونیمون کاملا بی نقص باشه و هرچقدر مهمونمون عزیز باشه حساسیت و وسواسمون هم در نحوه برگزاری بیشتره..

    حال شما هم همچین توجه ای و انتظار دارین .

    شما اینطوری فکر میکنید ، تمیز کردن خونه، به خودشون رسیدن ، غذای خوب درست کردن و بعبارتی کدبانوی خوب بودن و نشان از توجه و محبت ایشون نسبت به خودتون میدونید
    نشان از زندگی میدونید ، حس میکنید خونه اتون بوی زندگی و آرامش میده...



    ولی بیاین بریم یک سری به طرز فکر همسرتون بزنیم ببینیم ایشون چی فکر میکنند، وقتی شما بعنوان مثال میگید:
    سالاد درست کردن وظیفه شما ست.
    تمیز کردن خونه وظیفه شماست.
    شستن ظرف ها وظیفه شماست.

    اینها که کاری نداره ، من هم میتونم همه ی اینها و انجام بدهم!
    اینها کار خاصی نیست که همسرم انجام میده.
    همسرم بیکاره تو خونه چکار میکنه ؟ خب ظرف بشوره ، غذا درست کنه ، خونه و تمیز کنه!

    همسرتون وقتی با این جملات روبرو میشن، حس میکنند که شما زن نگرفتید (بببخشید) ، کارگر استخدام کردید!
    برای همینه که تا بهشون اعتراض میکنید ، خونه و تمیز کن!
    یا اینکه سالاد درست کردن وظیفه شماست.

    ناراحت میشند. و قهر میکنند!

    چون ایشون تو فکرشون اینطور این حرفای شما و معنی میکنند که انگار ایشون کارگر استخدامی شما بودن وظیفه اشونو بدرستی انجام ندادن حالا توسط صاحب کار بازخواست میشند!
    حاالا فکر میکنند مقام و ارزش همسرتون و آوردین پایین و ناراحت میشن قهر میکنند از سالاد هم نمیخورند!


    شما به عنوان یک مرد منظورتون یک چیز دیگه ای بود، اما همسرتون یک برداشت دیگری کردن!اینها همه برمیگرده به همون تفاوت های ساختاری زن و مرد که اگه اطلاعاتتون و در مورد نحوه برخورد با قشر خانم و همینطور در مورد طرز فکرشون بالاتر ببرید مطمعن باشید دیگه از این سوتفاهمات تو زندگیتون پیش نخواهد آمد.
    (البته به تبع اش خانمتون هم باید مطالعاتی داشته باشند ولی خب در حال حاضر شما به سایت همدردی مراجعه کردید ایشون هنوز مشکلی وپیدا نکردن که بخواهند دنبال راه حل باشند.)

    باید خیلی مراقب کلاممون ، نحوه برخورد و اعمالمون باشیم تا مبادا باعث برداشت های اشتباه بشیم.

    ***
    مثلا یادمه تو کتاب های درسیمون بود ، دوره دبیرستان بود فکر کنم ، یک داستانی داشتیم خانواده فقیری بودن ، روز مادر میشه بچه ها فکر میکنند برای مادرشون چی بخرند ، میبینن مادرشون خیلی به سختی زمین آشپزخونه و تمیز میکنه، با دستمال اینکار و انجام میده ، بعد تصمیم میگیرند روز مادر پولهاشون و جمع کنند و برای مادرشون طی و جارو و سطل بگیرند، تا راحتتر اینکار انجام بشه ، خب خیلی زحمت کشیدن نیت بچه ها هم خیر بوده، اما به مادرشون اینطور القا شد که انگار کارگر خونه خودشه که همچین کادویی گرفته! البته داستان خوب تموم شد ، تا جایی که یادمه وقتی مادرشون ناراحت میشه پدرشون به مادرشون میگند منظور بچه ها این بود که قراره از این به بعد این دوتا اینکارو نوبتی انجام بدهند و.....

    خودم یک دوستی دارم روز مادر برای مامانش وقتی میخواد خرید کنه یک وسیله آشپزخونه میخره! به جاییکه برای خود مامانش خرید کنه!**

    نیت ها خوبه ولی برداشتی که ازش میشه جالب نیست.

    از خونه ی مامانش یا خواهرش خیلی اوقات واسم غذا میاره ولی من دوست دارم غذایی که خودش درست میکنه رو بخورم نه غذای مامانش یا خواهرش.من گشنه ی چندتا قاشق غذا نیستم من گشنه ی محبت و توجه هستم.وقتی اون خودش وقت میذاره غذا درست کنه یا خودشو آرایش کنه و به خودش برسه یا به کارای خونه برسه من احساس خوبی بهم دست میده که اون به زندگیش توجه داره و در قبال زندگیش احساس مسئولیت میکنه و برای من اهمیت قائله.

    اولا سعی کنید همین ها و خب به ایشون بگید ، تا ایشون بدونند شما مسله اتون غذا درست کردن و تمیزی خونه و.... نیست.
    مسله اینجاست که ایشون وقتی بیرون میرند کلی به خودشون میرسند اما تو خونه که هستن، جلوی شما شلخته ظاهر میشند ، شما برداشتتون از این عمل ایشون اینه که درجه اهمیت افراد بیرون براشون از همسرشون بیشتره!

    مثال مهمونی و میتونید براشون بزنید، هرچی مهمون عزیز تر وسواس و حساسیت ما هم برای پذیرایی بیشتر!

    شما از این حرکت ایشون اینطور برداشت میکنید که شما زیاد براشون عزیز نیستید!


    دوم اینکه : هیچوقت سعی نکنید کارهای خونه که ایشون انجام میدهند و بی ارزش و بی اهمیت نشون بدید.
    اولا با پرجمعیت شدن خانواده کارهای خونه هم همچین آسون نیست ، ولی در کل هم ارزش و کار همسرتون و پایین نیارید که ایشون فکر کنند کار خیلی بی اهمیتی انجام دادن.
    مثلا همسرتون از صبح خسته کار خونه انجام دهند بعد شما بهشون بگید ، کار خاصی نکردید ، دوتا ظرف ، یک گردگیری بود و لباسا و ماشین لباس شویی شست و غذا هم که کاری نداشت و... وقتی یک نفر ببینه کارش بی ارزشه ، برای انجامش رغبتشو از دست میده.



    سوم اینکه سعی کنید وقتی ایشون این دست کارها و انجام میدهند تشویقشون کنید، طوری عکس العمل نشون بدید که ایشون تشویق بشند که دوباره اینکارها و تکرار کنند.

    مثلا یکروز که مهمون دعوت کردید و ایشون کلی به خودشون و خونه رسیدن ازشون تعریف کنید بگید چقدر زیبا شدید و بشوخی بگید کاش همیشه مهمون دعوت کنیم تا من تورو بتونم بیشتر اینگونه ببینم.

    یا از لباسش تعریف کنید و بگید این لباس خیلی بهت میاد بیشتر بپوش

    اگه روزی بخودشون رسیدن ازشون تعریف کنید و طوری تشویقشون کنید که ایشون از عکس العمل شما خوشحال بشند و بخواهند همیشه همینگونه خوشحالتون کنند.

    یا نسبت به غذاهایی که دوست دارید و ایشون درست میکنند عکس العمل خاصی نشون بدید ، مثلا انگار خیلی خوشحال شدید که امروز غذای مورد علاقه اتون و درست کردن و طوری وانمود کنید که انگار خیلی سورپرایز شدید.

    مثلا رفتید مهمونی و غذای مورد علاقه اتون و خوردید بعد به همسرتون بگید یک روز دیگه هم شما هم همین غذا و درست کن، من دست پخت شما رو خیلی بیشتر دوست دارم ، غذا خوشمزه بود اما دست پخت همسر عزیزم یک چیز دیگه است.

    یعنی یک جورایی شما با این عکس العمل ها میل و علاقه و رغبت به انجام دوباره این دست کارها و بیدار میکنید.

    چندبار یه سری لینک و تاپیک تو اینترنت پیدا کردم و دادم بهش بخونه در خصوص شوهرداری و اینا، ناراحت شده بود میگفت این چرت و پرتا چیه میخونی اینا هیچی حالیشون نیست...
    من از سخنرانی های دکتر فرهنگ خیلی خوشم میاد، جالب هم هست ، هم جالبه هم سرگرم کننده هم آموزنده، نحوه بیانشون و اجراشون و خیلی دوست دارم، بنظرم وقتی یک نفر اسم مقاله و سخنرانی میشنوه با اینکه میدونه خیلی براش مفیده اما اگه علاقه ای نداشته باشه کمتر رغبت میکنه مقاله بخونه !

    اما دکتر فرهنگ خیلی جالب مسایل و بیان میکنند بنظرم اصلا خسته کننده نیست، میتونید کلیپ هاشون و پیدا کنید و دانلود کنید و خودتون وقتی همسرتون هم هست پخش کنید و خودتون تماشا کنید ، وقتی همسرتون میل و رغبت شما و ببینند شاید راغب بشند ایشون هم پا به پای شما گوش کنند.

    یا اصلا کنارتون هم نشینند بالاخره صدا وتصویرش که تو خونتون داره پخش میشه ناخوداگاه بعضی قسمت هاش و میشنوند.بالاخره این حرکت بی تاثیر نیست ، میتونید امتحان کنید.

    این جا هم من برخی قسمتاشو گذاشتم . میتونید از اینها هم کمک بگیرید.


    دکتر فرهنگ _ **اختلاف ساختاری ؛ باید و نباید ها بین زنان و مردان و اصول زندگی!**



    امیدوارم خوشبخت بشید و روز بروز پله های خوشبختی و با همسرتون یکی یکی طی کنید.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : چهارشنبه 01 بهمن 93 در ساعت 18:59

  15. 5 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    asemene.abi (سه شنبه 07 بهمن 93), M.S.H (شنبه 04 بهمن 93), myl (چهارشنبه 01 بهمن 93), واحد (شنبه 04 بهمن 93), نیکیا (شنبه 04 بهمن 93)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 23:10]
    تاریخ عضویت
    1393-10-24
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,185
    سطح
    18
    Points: 1,185, Level: 18
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 66 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانوم طناز توروخدا اینطوری نگید.بلاخره همسر ایشون حتما محاسنی هم دارند.به شخصه اعتقاد دارم از ماست که بر ماست.اگه شوهر منو شما اذیتمون میکنه مطمین باشید بی تقصیر نیستیم.شوهر من خیلی منو اذیت کرده خیای زیاد کتک توهین بدخلقی عدم امنیت هرچی بخواین.من تجربه های بدی داشتم.دقیقا مثه همین مساله اخوند برای من پیش اومد اونم تو کربلا وقتی از شلوغیای دور حرم امام حسین بیرون اومدم روسریم در حد خیلی کم عقب رفته بود.خیلی کم.نتیجه چی شد کتک تو کربلا تو غربت.جایی که برای زیارت رفته بودیم همه چی زایل شد چون شوهرم دهن بینه و از اخوند کاروان شنیده بود اگه یه تار موی زن بیرون بیفته شما باید جواب بدین.با اینکه اصلا ادم مذهبی نیست.حالا یه چیزی من باعث اون رفتار شوهرم بودم میدونی چرا چون نحوه برخورد با اونو بلد نبودم.با اینحال همیشه از خدا خواستم هیچ زنی مثه من ازار نبینه چه برسه به اینکه حسادت کنم.واسه خوشبختی دیگران شاد باشید و خوشحال.اگه تو زندگی اذیت میشیم چند دلیل داره 1 انتخاب صحیح نداشتیم بی توجه به معیارهامون انتخاب کردیم.بی توجه به هم سطح بودن.2 از طدف مقابلمون انتظتر ایده ال بودن داریم و به محض دیدن اولین خطا و اشتباه از انتخابمون پشیمون میشیم عکس العمل نادرست انجام میدیم واز هم کم کم دور و متنفر میشیم به خدا هیچ کس کامل نیست.3 صبور نیستیم .چرا با یه مرد بیکار ازدواج کنیم که معظل زندگیمون بشه.چرا وقتی زن با حجاب دوس داریم زن بیحجاب انتخاب میکنیم.ما انتخابامون اشتباهه که به مشکل برمیخوریم.حالام که وارد زندگی شدیم باید صبوری کنیم دنباله راه حل باشیم. یعنی درسته اگه این اقا به خانومش توهین کنه اذیتش کنه.خب اونوقت زندگیش میشه همون زندگی شما.ازار اذیت تلخی نفرت خدانکنه.

  17. 4 کاربر از پست مفید asemene.abi تشکرکرده اند .

    myl (پنجشنبه 02 بهمن 93), واحد (شنبه 04 بهمن 93), نیکیا (شنبه 04 بهمن 93), اثر راشومون (پنجشنبه 02 بهمن 93)

  18. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 22:49]
    تاریخ عضویت
    1393-1-04
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    3,729
    سطح
    38
    Points: 3,729, Level: 38
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    193

    تشکرشده 95 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میگه من کمتر از یکسال آینده بچه میخوام حالا من موندم چجوری بهش بفهمونم که وقتی اینقد تنبلی میکنه چجوری میخواد از مسئولیت سنگینه بچه داری بر بیادش.همینجوریش توجهش به من و کارای خونه کم هست وای به حال اینکه یه بچه هم بیاد وسط. فقط من بیچاره میشم این وسط هم باید بیرون کار کنم هم تو خونه هم بچه داری کنماصلا دوست ندارم سه چهار سال بچه دار بشیم.
    خوب باید خودش بدونه که به شوهرش برسه دیگه
    خودش یخورده که تو خونه کار میکنه هی میگه آخ کمرم خسته شدم ، مردم و ...
    ولی منه بیچاره ساعت 6 از سر کار میام اگر زیاد تحویلش نگیرم فوری بهش بر میخوره.
    خانومهای عزیز توجه داشته باشید که شما هم در قبال شوهرتون و زندگیتون مسئولیت و وظیفه دارید و اگر دوسدارید زندگیتون پیشرفت بکنه باید با هم تلاش کنید و سختی بکشید
    ویرایش توسط myl : پنجشنبه 02 بهمن 93 در ساعت 12:38

  19. 2 کاربر از پست مفید myl تشکرکرده اند .

    اقای نجار (پنجشنبه 02 بهمن 93), بارن (پنجشنبه 02 بهمن 93)


 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.