سلام دوست عزیز
امیدوارم علت علاقه شما به تحصیل در حوزه علمیه بر مبنای این باور نباشد که خواندن دروس طلبگی راحت است .
اتفاقا دروس حوزه علمیه یکی از سخت ترین دروس دنیا است.
به عنوان کسی که هم دروس طلبگی خوانده ام و هم دانشگاهی با اطمینان خاطر می گویم که طلبه ای که فقط ده سال درس خوانده باشد از یک دکترای الهیات که دفاع هم کرده باشد با سوادتر و با معلومات تر است! حال ببین امثال مراجع عظام چقدر درس خوانده و استخوان خورد کرده اند تا به این مراتب رسیده اند!
نگاه کن به کسانی که در دین متخصص اند آیا واقعا در حوزه درس خوانده اند یا دانشگاه؟
خیلی ها وارد این رشته می شوند اما نمی توانند از سطح متوسط بالاتر بروند و نهایت سمتی که گیرشان می آید امامت جماعت یک مسجدی در یکی از محلات است. با این همه مشکلاتی که برای قشر روحانی در اجتماع وجود دارد.
به نظر من برای موفق شدن در حوزه علمیه چند فاکتور اهمیت حیاتی دارد:
1- استعداد معنوی بالا و صفای باطن. اگر در خود علاقه شدیدی به امور معنوی مانند نماز شب و زیارت قبور ائمه معصومین (ع) و دعا و زیارت و توسل و قرائت قرآن و ... (بسیار بیشتر از مردم عادی) احساس نمی کنید دور طلبگی را خط بکشید. چون شما می خواهید وارد حرفه ای شوید که سرو کار تان در درجه اول با امورات معنوی است و اگر خودتان پیشگام نباشید در دراز مدت به رسوایی خواهد انجامید.
2- ضریب هوشی بسیار بالا. تا بتوانید دروس طلبگی را کاملا بفهمید. اوایل که مقدمات صرف و نحو و معانی و بیان زبان عربی است. شما کتاب سیوطی را باید در همان سال های ابتدایی بخوانید. کتابی که الان در دوره کارشناسی ارشد زبان عربی هم به زور تدریس می شود. اما شما باید در سال های ابتدایی بخوانیدش و همین طور تا بالا. اگر شما از هوش سرشاری برخوردار نباشید نخواهید توانست صرف و نحو و معانی و بیان و منطق و اصول فقه و درایه و .... را با هم جمع کرده و در عین حال بر تاریخ اسلام و مسایل روز و مبتلا به جامعه تسلط داشته باشید.
اصلا به نظر من اسلام دین اندیشمندان و انسان های باهوش است و به همین دلیل است که اسلام اروپایی ها و آمریکایی هایی که از طریق مطالعه و تحقیق اسلام آورده اند این قدر زیبا و دلنشین است.
3- داشتن پوستی کلفت! بالاخره شما باید چند سال دیگر عبا و عمامه بپوشید و در جامعه ای راه بروید که اکثریت مردم متاسفانه دید خوبی نسبت به قشر روحانی ندارند. چقدر می توانید تحمل کنید و از مردم نیش و کنایه و توهین و تحقیر بشنوید. آیا حاضرید؟
4- داشتن توان سخنوری بالا تا بتوانید منبر رفته و برای مردم سخنرانی و صحبت کنید. البته این به نظر من در درجه آخر اهمیت است و اگر شما معلومات فاکتورهای بالا را داشته باشید به راحتی خواهید توانست سخنرانی کنید و مردم را از فیوضات خود بهره مند سازید.
استاد پناهیان سخنرانی ای دارند پیرامون این که حوزه برویم یا دانشگاه ؟ می توانید از این جا بخوانیدش!
پاسخ حجتالاسلام پناهیان به سوال «حوزه برویم یا دانشگاه؟» - پايگاه اطلاع رساني رجانيوز | Rajanews.com
- - - Updated - - -
سلام دوست عزیز
امیدوارم علت علاقه شما به تحصیل در حوزه علمیه بر مبنای این باور نباشد که خواندن دروس طلبگی راحت است .
اتفاقا دروس حوزه علمیه یکی از سخت ترین دروس دنیا است.
به عنوان کسی که هم دروس طلبگی خوانده ام و هم دانشگاهی با اطمینان خاطر می گویم که طلبه ای که فقط ده سال درس خوانده باشد از یک دکترای الهیات که دفاع هم کرده باشد با سوادتر و با معلومات تر است! حال ببین امثال مراجع عظام چقدر درس خوانده و استخوان خورد کرده اند تا به این مراتب رسیده اند!
نگاه کن به کسانی که در دین متخصص اند آیا واقعا در حوزه درس خوانده اند یا دانشگاه؟
خیلی ها وارد این رشته می شوند اما نمی توانند از سطح متوسط بالاتر بروند و نهایت سمتی که گیرشان می آید امامت جماعت یک مسجدی در یکی از محلات است. با این همه مشکلاتی که برای قشر روحانی در اجتماع وجود دارد.
به نظر من برای موفق شدن در حوزه علمیه چند فاکتور اهمیت حیاتی دارد:
1- استعداد معنوی بالا و صفای باطن. اگر در خود علاقه شدیدی به امور معنوی مانند نماز شب و زیارت قبور ائمه معصومین (ع) و دعا و زیارت و توسل و قرائت قرآن و ... (بسیار بیشتر از مردم عادی) احساس نمی کنید دور طلبگی را خط بکشید. چون شما می خواهید وارد حرفه ای شوید که سرو کار تان در درجه اول با امورات معنوی است و اگر خودتان پیشگام نباشید در دراز مدت به رسوایی خواهد انجامید.
2- ضریب هوشی بسیار بالا. تا بتوانید دروس طلبگی را کاملا بفهمید. اوایل که مقدمات صرف و نحو و معانی و بیان زبان عربی است. شما کتاب سیوطی را باید در همان سال های ابتدایی بخوانید. کتابی که الان در دوره کارشناسی ارشد زبان عربی هم به زور تدریس می شود. اما شما باید در سال های ابتدایی بخوانیدش و همین طور تا بالا. اگر شما از هوش سرشاری برخوردار نباشید نخواهید توانست صرف و نحو و معانی و بیان و منطق و اصول فقه و درایه و .... را با هم جمع کرده و در عین حال بر تاریخ اسلام و مسایل روز و مبتلا به جامعه تسلط داشته باشید.
اصلا به نظر من اسلام دین اندیشمندان و انسان های باهوش است و به همین دلیل است که اسلام اروپایی ها و آمریکایی هایی که از طریق مطالعه و تحقیق اسلام آورده اند این قدر زیبا و دلنشین است.
3- داشتن پوستی کلفت! بالاخره شما باید چند سال دیگر عبا و عمامه بپوشید و در جامعه ای راه بروید که اکثریت مردم متاسفانه دید خوبی نسبت به قشر روحانی ندارند. چقدر می توانید تحمل کنید و از مردم نیش و کنایه و توهین و تحقیر بشنوید. آیا حاضرید؟
4- داشتن توان سخنوری بالا تا بتوانید منبر رفته و برای مردم سخنرانی و صحبت کنید. البته این به نظر من در درجه آخر اهمیت است و اگر شما معلومات فاکتورهای بالا را داشته باشید به راحتی خواهید توانست سخنرانی کنید و مردم را از فیوضات خود بهره مند سازید.
استاد پناهیان سخنرانی ای دارند پیرامون این که حوزه برویم یا دانشگاه ؟ می توانید از این جا بخوانیدش!
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=169671








علاقه مندی ها (Bookmarks)