سلام
نظر دادن در مورده یه اتفاق بحرانی خیلی سخته مخصوصا زمانی که پیش مشاورم رفتید و اونام ریسکه راهنمایی و دردسرو نپذیرفتن ...
گفتم که بدونید هر کاری کنید فقط مسئولیتش به گردن خودتونه ما فقط قسمتی از جریان شمارو از زبان شما شنیدیدم و نظر خودمونو میگیم ..
اول از همه خونسردی خودتونو حفظ کنید و شتابزده عمل نکنید
نشون ندید که از این ماجرا ترسیدید و هرکاری که اون بگه از ترس ابروتون انجام میدید (با ترس فلج میشید)
بازیگر نباشید! خودتونو به مقام کارگردانی برسونید!
بهش اینو بگید که ...
و اگر خانواده شما بفهمن بعده مدتی دعوا اخرش هیچی به دست نمیاره جزء از دست دادن شما و یه بچه ام روی باقی بدبختی هاش اضافه ....حتی به فکر زندگی کردن باهشون افتادم
فرار نکنید! چون اصلا به سود شما نیست ...بمونید و مدیریت کنید ... الان بهتر از هر زمانیه که ارتباط صمیمانه باهاش برقرار کنید تا بهتر به خواسته های خودتون برسیدالان اصلا پیشش نمیرم.دانشگاهم نمیرم.میخوام انصراف بدم
با روش خاصی باید قانعش کنید سقط کنه (در مورد مدت بارداریش بپرسید ، از احکام شرعیش جویا بشید)
ببینید که چرا میخواد بچه رو نگه داره؟ایا میخواد ازش به عنوان اهرم فشاری که شمارو نگه داره استفاده کنه یا اینکه کلا بچه رو دوست داره؟... شایدم از سقط و عواقب جسمی،شرعیو ..میترسه و بر اساس همین نگاهش تصمیم بهتری بگیرید
شما که فعلا قصد ازدواج ندارید حداکثر میتونید قانعش کنید(گیریم با سقط مخالفته کامل کرد و شمام نتونستید قانعش کنید)
بذارید فعلا زمان بگذره...هرچی بیشتر زمان بگذره وابستگی شمام از خانوادتون کمتر میشه و اگرم زمانی پی به موضوع بردن حداقلش به مصیبت از خونه بیرون انداخته شدن و توی دردسر جدیدیتری دچار نمیشید... هر چی سن شما بالاتر بره مستقل تر میشید
از مشاوران همین سایتم میتونید استفاده کنید با گرفتن حق اشتراک و ...
امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرید
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)