به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 دی 00 [ 01:50]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    121
    امتیاز
    7,040
    سطح
    55
    Points: 7,040, Level: 55
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 288 در 108 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    27
    Array
    سلام

    نظر دادن در مورده یه اتفاق بحرانی خیلی سخته مخصوصا زمانی که پیش مشاورم رفتید و اونام ریسکه راهنمایی و دردسرو نپذیرفتن ...
    گفتم که بدونید هر کاری کنید فقط مسئولیتش به گردن خودتونه
    ما فقط قسمتی از جریان شمارو از زبان شما شنیدیدم و نظر خودمونو میگیم ..

    اول از همه خونسردی خودتونو حفظ کنید و شتابزده عمل نکنید
    نشون ندید که از این ماجرا ترسیدید و هرکاری که اون بگه از ترس ابروتون انجام میدید (با ترس فلج میشید)
    بازیگر نباشید! خودتونو به مقام کارگردانی برسونید
    !


    بهش اینو بگید که ...
    حتی به فکر زندگی کردن باهشون افتادم
    و اگر خانواده شما بفهمن بعده مدتی دعوا اخرش هیچی به دست نمیاره جزء از دست دادن شما و یه بچه ام روی باقی بدبختی هاش اضافه ....

    الان اصلا پیشش نمیرم.دانشگاهم نمیرم.میخوام انصراف بدم
    فرار نکنید! چون اصلا به سود شما نیست ...بمونید و مدیریت کنید ... الان بهتر از هر زمانیه که ارتباط صمیمانه باهاش برقرار کنید تا بهتر به خواسته های خودتون برسید

    با روش خاصی باید قانعش کنید سقط کنه (در مورد مدت بارداریش بپرسید ، از احکام شرعیش جویا بشید)
    ببینید که چرا میخواد بچه رو نگه داره؟ایا میخواد ازش به عنوان اهرم فشاری که شمارو نگه داره استفاده کنه یا اینکه کلا بچه رو دوست داره؟... شایدم از سقط و عواقب جسمی،شرعیو ..میترسه
    و بر اساس همین نگاهش تصمیم بهتری بگیرید
    شما که فعلا قصد ازدواج ندارید حداکثر میتونید قانعش کنید(گیریم با سقط مخالفته کامل کرد و شمام نتونستید قانعش کنید)
    بذارید فعلا زمان بگذره...هرچی بیشتر زمان بگذره وابستگی شمام از خانوادتون کمتر میشه و اگرم زمانی پی به موضوع بردن حداقلش به مصیبت از خونه بیرون انداخته شدن و توی دردسر جدیدیتری دچار نمیشید
    ... هر چی سن شما بالاتر بره مستقل تر میشید

    از مشاوران همین سایتم میتونید استفاده کنید با گرفتن حق اشتراک و ...

    امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرید

    موفق باشید

  2. 2 کاربر از پست مفید احساس بهاری تشکرکرده اند .

    aloneman (سه شنبه 30 دی 93), هم آوا (سه شنبه 30 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.