گلاره جان از راهنمایی تون ممنون
من قصد دارم با همشهرهای خودم ازدواج کنم ولی اینکه طرف حاظر بشه با من بیاد شهری دیگه یا نه نیازمند وجودشه (من اصلا خواستگاری نرفتم که بخواد طرف به این قضیه فک کنه)
مشکل اینه که مادر من چون خودش ازدواج موفقی نداشته کلا از ازدواج میترسه بقیه خواهر برادرامم یا خودشون اقدام کردن یا خواستگار سمج داشتن
نهایتا تا من بخوام برم خواستگاریو تا بخواد شناخت حاصل بشه حداقل یک سالی طول می کشه تو این یه سالم من دارم کار می کنم یه وامیم جور بشه (که دنبالشم) بخش بزرگی از مشکلات مالی حل میشه. اما نظر شخصی من اینه که اینا هه دودوتا چارتاهای ماست برا دلگرمی اصل قضیه دست خداست
خدا رو شکر تا حالا با این که دانشجو و سرباز بودم تو هزینه های خودم نموندم و محتاج خانواده نشدم و الان که سر کارم انشاالله قدرتش هست که از پس کسی دیگه هم بر بیام حالا با یکم سختی
داداش بزرگه من 36 سالشه ولی هنوز مادرم به طور جدی به فکر ازدواجش نیست ولی من اصلا دوس ندارم تا اون سن مجرد باشم
حالا راه حلی که من تا اینجا بهش رسیدم اینه که من باید یه مورد مناسب معرفی کنم که اونا تو کار انجام شده قرار بگیرن اما نه اهل دوستی بودم نه تو دانشگاه مورد مناسبی بود نه محیط کارم زن توشه نه هیچ راه دیگه بعضی وقتا به فکر این سایتای همسر یابی میفتم
دارم تو تنهایی دیونه میشم حالا اگه چیزی برا ازدواج کم داشتم دلم نمی سوخت مثل موقعی که سرباز بودم یا دانشجو بودم (یه طوری کنار اومده بودم) اما الان دیگه بهونه ای نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)