سلام.
من زیاد اهل شکرگزاری نیستم.
ولی یه چیزی هست که انگار نتونستم به خاطرش شکرگزاری نکنم.
خواهرم چندین ماهه که بیماره. شوهرش عین پروانه دورش میچرخه. کلا آدم خیلی پرمحبتیه و از اون موقع توجه و محبتش به خواهرم بیشتر هم شده. به خاطر شرایط خواهرم مجبور شده همه ی کارهای خونه رو هم خودش انجام بده. هم کارهای خونه و هم بچه داری.
چند روز پیش حال خواهرم بد بود. دامادمون اومده بود با من دردل میکرد و میگفت : پو..هیچی منو داغون نمیکنه جز وقتی میبینم حالش بده و ناراحته. من هر کاری بتونم میکنم. همه کاری براش میکنم. فقط او ناراحت نباشه. ناراحتیش منو داغون میکنه.
دامادامون هر دو خیلی گلن.
خدایا به خاطر این دو داماد دسته گلی که به خانواده ما دادی شکرت.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)