عزیزم البته که همیشه راهی هست...
حالا که قدم برداشتی چند تا توصیه براتون دارم:
1. هدف: میزان صبوری و تحمل انسان رو هدف او و اهمیتی که براش داره تعیین میکنه. هرچه هدف والاتر تصمیم قطعی تر و مطمئن تره. آیا هدفی انتخاب کردی؟ چرا میخوای ترک کنی؟ واسه لینکه سلامت باشی؟ اونوقت سلامتی چقدر واست مهم و ضروریه؟ میخوای رضایت خانواده ات رو داشته باشی؟ رضایت اونها چقدر مهمه؟ اونا کی هستند؟ جایگاهشون چی هست؟ میخوای رها و آزاد باشی؟ مفهوم آزادی و وارستگی از نظر تو چی هست؟
اگه اهداف ارزشمند و والا داشته باشی و البته بهشون یقین و ایمان داشته باشی، مطمئن باش هرچقدر بیراهه بری باز میگردی.
2. همت: بی رغبتی، اکراه و اجبار آنجا شکل میگیره که ایمان و امید پایمال شده باشه. اگه به هدفت، تصمیمت ایمان نداشته باشی، اگه مسیرتو، تلاشتو باور نداشته باشی، اگه فقط حرف زده باشی و دلت نخواد! همتی شکل نمیگیره، همت رابطه مستقیمی با خواهش های ما داره. فکر کن... تمام تلاش تو برای اینه که چطور چیزی رو نخوای! این یعنی میلی در تو هست که همتی شکل گرفته برای سیگار کشیدن، حالا باید میلی قلبی باشه که همتی شکل بگیره برای سیگار نکشیدن.
3. آزادی: فرقی نمیکنه، سیگار یا غذا، اصلا نماز و عبادت وقتی در جایگاه عادت قرار بگیره و اسارتی به همراه داشته باشه دیگه اعتیاده. اون عمل حتی اگه زیبا هم باشه، وقتی تبدیل به اعتیاد بشه زشته. حتی معنای زشتی داره. انسان با اون عظمت و جایگاهش برده ی دست ساخته های خودش بشه ، برده ی تصوراتش بشه ، برده ی یکی مثل خودش بشه زشته. من بدون سیگار نمیتونم زندگی کنم، بدون اینترنت میمیرم، بدون تلویزیون دق میکنم، بدون این پسر میمیرم، اگه سه دور تسبیح نکنم خوابم نمیبره، اگه کنکور قبول نشم خودمو میکشم، اگه اگه اگه.... این شرط ها رو کی واسه ما گذاشته؟ عادت ها و وابستگی ها فقط زیبایی های زندگی رو برای ما زشت کردن، مگه بت پرستی شاخ و دم داره؟
من خودمم از این گرفتاری ها کم ندارم، حرفم اینه: اسیر ماندن زشت تر از اسیر بودنه. پرنده اسیر باشه زشت نیست، آزاد باشه و نخواد که پرواز کنه زشته . پرواز رو از خاطر برده باشه زشته.
فکر کن. به آزادی ، رهایی، وارستگی، سبک بالی، اختیار، انتخاب، قدرت، اراده، به اینها فکر کن. به جایگاهت، شأنت، شایستگی هات فکر کن. عمرت، زمانت، این لحظه ای که درونش هستی و برگشتنی نیست که جبرانش کنی فکر کن.
4. در لحظه جاری شدن: میخوای بدونی بزرگترین ظلمی که انسان میتونه در حق خودش بکنه چیه؟ سفر به گذشته و آینده. من این کارها رو کردم، این قدرتو داشتم، این اشتباهاتو مرتکب شدم، من میخوام فردا یه زندگی جدید بسازم، میخوام یه مهدس حرفه ای بشم، میخوام یه ماشین آخرین مدل بخرم.... بسه! بسه! تو رو خدا یکبار هم که شده بگو پاشم این لحظه رو جشن بگیرم، ذوق کنم، برقصم، شادی کنم، فکر کنم، عبادت کنم، لبخند بزنم، نیکی کنم، یه شعر بگم، یه آهنگ بزنم، یه درس یاد بگیرم... همین الان، همین حالا نه وقت دیگه ای. حسرت جز اینکه فرصت های دیگری از من دریغ کرده چی به من داده؟ آینده جز اینکه بهم وعده های سر خرمن انتظار روز های خوب داده یا پوچ و ناامیدم کرده چی به من داده؟ زندگی مجموع لحظات حاله. تعلیم از گذشته خوبه، به شرطی که حالا بخوای ازش استفاده ببری، و نگاه به آینده خوبه به شرطی که حالا بخوای قدمی برداری. اما اگه در گذشته و آینده زندگی کنی باختی.
مهم نیست که گذشته سیگاری بودی، حتی اگه دو ساعت پیش سیگار کشیدی، الان دیگه سیگاری نیستی. بدترین چیزی که تو رو به سمت سیگار سوق میده، یادآوری اینه که سیگار میکشیدی و آن چیزی که عهدتو میشکنه اینه که منتظر روزی هستی که موفق بسی یا شکست بخوری. فراموش کن روزی سیگار کشیدی. تو اصلا سیگاری نبودی. از لحظه هایی که نه سیگاری هستی، نه دزدی، نه قاتل، نه دروغگو، نه خائن کمال استفاده رو ببر. این کم نیست لحظاتی داری که مانند یک طفل معصوم رهای رهایی.
5. حالا فکر کن، میگی چاق میشم. آیا هدفت اونقدر ارزشمند هست که به اندامت ارجحیت داشته باشه؟ هرچند اونم راه های خودشو داره. هیچ جای دنیا، تو هیچ رژیم غذایی از سیگار کشیدن جهت لاغری استفاده نمیشه. خوبه بدونی بد هیکلی بشتر از اینکه از چاقی باشه، از شکم و پهلو هست که یکی از دست آورد های سیگاره. لازمه برنامه ای جدای از رهایی از سیگار برای لاغری اجرا کنی. فکرتو به کار بگیر. پرخوری میکنی؟ اگه اعتقادات مذهبی داری روزه بگیر، برو دندانپزشک، دو تا دندون پرکنی تا سه روز هیچی نمیخوری
، برای خودت محدوده ی غذایی مشخص کن که از اون تعدی نکنی، لیست چیزایی که میتونی بخوری رو همون صبح بنویس و مقید باش، دو برابر ورزش کن. فکر کن، جدول حل کن، فعالیتکن. هیچ چیز مثل تفکر لاغرکننده نیست.
من هیکلم کاملا اوکی هست، دلیلش مشخصه:
1. برنامه غذایی مشخصه: صبح کلسیم، ظهر پروتئین و آهن و ... عصر ویتامین، شام یه غذای ساده در حدی که نصف شب ضعف نکنم. قانون: سیر شدن (نه ترکیدن) و البته طبیعی بودن. هیچکس منو ما بین اینها مشغول خوردن نمیبینه و هرگز تنقلات نمیخورم، تهیه نمیکنم که بخورم.
2. روزی یک ساعت پیاده روی دارم و یک ساعت رقص
3. فکر کردن. روزی یک ساعت عمیقا فکر میکنم. فکر کردن لاغر کننده است، اما استرس چاق کننده است.
4. فعالیت: تمام مدت مشغول کار هستم. دلیلی نداره چاق بشم.
در یک کلام رفتار صحیح غذایی و شیوه ی صحیح فعالیت به تناسب اندام کمک میکنه. اگه چیزی نخورید که سوءتغذیه و کمبود املاح بدن و این مشکلات پیش میاد. بخور اما صحیح و با برنامه. اینم یه جور رهایی هست و اراده میخواد و مانند همه ی رهایی ها اولش دشواره بعد آسون میشه. بد نیست تحت نظر پزشک وزن کم کنید.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)