سلام ممنون ازراهنمایی خوبتون من امروز کمی تونستم بامامانم حرف بزنم اونم شرایط چندتاخاستگاری که ردکردن وبهم گف ولی به نظرمن اوندلایل ردشون زیادمنطقی نبوداگه نظرمنومیخاستن ازنظرمن اشکالی نداشتن مثلا یکیش خانوادش خوب بوده خودش خوب بوده شغلش خوب بوده فقط چون ده سال ازم بزرگتربوده رد کردن اخه اینم شد دلیل میترسم بااین سختگیری های بی موردشون همشونو رد کنن ومن...نتونستم بگم مامان چرانظرمنونمیپرسین؟خیلی خجالت میکشم میدونین مشکل اصلی من اینه که نمیتونم بگم مامان من الان دوس دارم ازدواج کنم دوس ندارم دراینده بابچه هام فاصله سنیم بیشترازاین باشه میخام وقتی خاستگاری میادبه منم بگین که شرایطش اینه به این دلیل راضی نیستیم منم نظرموبگم باهم مشورت کنیم به توافق برسیم ولی متاسفانه من هیچوقت نمیتونم این حرفاروبهشون بگم مادرم میگه هنوزتا۲۵سالگی وقت هس ولی ازنظرمن خیلی خیلی دیره فقط خدامیتونه کمک کنه برام دعاکنین شایداگه پسربودم راحت این خاستمومیگفتم بهشون ولی دخترم وحیا مانعم میشه دوستان به کمکتون ودعاتون محتاجم








علاقه مندی ها (Bookmarks)