به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 52
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1393-9-08
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    651
    سطح
    13
    Points: 651, Level: 13
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 54 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    چقدر من ناراحت شدم که اینقدر غمگینی...
    مینوش جان!
    از کارهای ساده تر شروع کن.مثلا پیاده روی روزانه...هم تنهایی انجام میشه هم انرژی آدم صرف فعالیت میشه تا فکرای منفی...
    بعد شروع کن کارهای دیگه...
    ببین توقعاتی که از خودت داری درک میکنم...منم همینطورم...اما خودتو باش خورد نکن...
    ظاهرا با پدرت رابطه ی خوبی داری و دوستش داری...گاهی با پدرت شبها برو بیرون
    من دلم میخواست بابام بود،براش یه کاری می کردم...
    منم تنهام،گاهی وقتها یه فکرای عجیبی میزنه به سرم،بعضی شبا گریه میکنم...
    تا چندروز پیش مثل خرس میخوابیدم.اما دیدم روزام داره حروم میشه.یه روزایی مثل روبات تو خونه کار میکردم...چندماهه دلم میخواست مثل قبل بشه...تازه جرقه ها داره میخوره...
    برای کارهای خونه برنامه ریختم.طوری که خونه همیشه تمیز باشه.تا چندماه پیش اصلا هیچ حسی بهم نمیداد تمیزی خونه.اما الان برام لذت بخشه.احساس مفید بودن بهم میده.
    همین دیشب بود که با خودم فکر کردم چقدر زندگی من و برادرم بدون والدینم سوت وکوره...
    احساساتتو سرکوب نکن.هر زنی لایق یه عشق موندگار،نه دو سه هفته ای...من برای خودم ثابت شده انکار کردن احساساتم بزرگترین اشتباهم بوده،شاید من هیچ وقت ازدواج نکنم،اما میدونم قبل اینکه ازدواج نکردن وتنهایی منو نکشه،ناامیدیم منو از بین میبره،اما چشم به درم ندوختم...فقط انکار نمیکنم که به عنوان یه دختر نیاز به تکیه گاه دارم...از خدا ناامید نباش...از ازدواج ناامید نباش...فکر کنم 30سالته...استاد ما 32-33 بود ازدواج کرد...
    نعمتهای زندگی تو ببین،نداشته ها ببین.برای نداشته ها دعا کن،برای نعمتها شکر...
    توقعت از خودتو کمتر کن...تا راه بیفتی...شاید نظراتم کارشناسی نباشم اما خواستم کمکی کرده باشم..امیدوارم زودتر حال بدت از بین بره...
    یه درگوشی:من امتحان کردم دیدم وقتایی که به همدردی سر نمیزنم حالم بهتره!
    راستش وقتی میام مشکلات دیگران رو میخونم اعصابم بهم میریزه.احساس ناامنی میکنم.
    راستی شما ازمایش خون دادی؟گاهی مشکلات جسمی باعث این بدحالی هاست.علاوه بر کم خونی،کمبود ویتامین دی هم باعثشه.
    شربت زعفرون هم برای روحیه خیلیییی خوبه،هرکس با زعفرون مسموم بشه،انقدر میخنده تا ازدنیا بره،جدی میگم!!!
    راستی یه لیست از خوبی های خودت بنویس بذار جلوی چشمت...تحصیل کرده بودنت،پاکیت ووو
    راستی در جمع ها بیشتر حضور داشته باش تا احتمال اومدن خواستگار برات بیشتر بشه.هرچند منم همین مشکلو دارم...خدا مشکل همه جوونا رو حل کنه

  2. 3 کاربر از پست مفید sareh88 تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), شکوه (سه شنبه 16 دی 93)

  3. #32
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    هنوزم فکر می کنم اساس هستی عشقه. البته عشق انواع مختلف داره. دیگه دنبال عشق در یک مرد نمی گردم.

    من توقع ازدواج ندارم. فکر نمی کنم بتونم کسی رو کنارم نگه دارم. کل چیزی که می خواستم عشق بود حتی اگه دو سه روز بیشتر وصالش طول نکشه. خود عشق رو می خواستم.
    مینوش من با این جمله ی تو که بارها در تاپیکهای مختلفت تکرارش کردی مشکل دارم.
    نمی فهمم چی می گی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), آویژه (سه شنبه 16 دی 93), شکوه (سه شنبه 16 دی 93)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    62
    Array
    سلام عزیزممن مثل بقیه نمی تونم بهت راهکاری بدم. چون این روزا حال خودم انقدی بد هست که شاید بیشتر انرژی منفی رو منتقل کنم. اگه سکوت می کنم به خاطر منجمد کردن خاطره ها و حرفامه. بلکه یخ بزنن و از بین برن. فقط می دونم حالی که داری موقتی هست. می دونم تجربه ی تلخیه. اما گذریه. الان هرچی ام بگیم گوش نمیدی. اما وقتی حالت بهتر شد ، چون دوباره قراره اینها برگرده، اگه تونستی برو سلامتگاه طب سنتی ایران. خودم نرفتم. اما تعریفش رو شنیدم. سرچ کنی پیدا می کنی. حداقل از این همه داروهای شیمیایی شاید بهتر باشه دختر.

  6. 2 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93)

  7. #34
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    فرشته جان
    وقتی کسی ادمو نمی خواد یعنی ادم طبق معیارهای خیلی ها نیست. و یعنی درست نیست یعنی دوست داشتنی نیست و یعنی باید یا همین طوری بمونه یا تغییر کنه. درست و غلط رو اکثریت تعیین می کنن. چه من بخوام چه نخوام.

    واحد جان
    چی بگم؟ منم اینطوری فکر می کردم که به ظاهر و این چیزا نیست. ولی وقتی نتیجه اش اینه که موندم بیخ ریش خودم خوب لابد هست به ظاهر هم هست به رفتار هم هست به همه چی هست یکیش هم ظاهره. مگه اینکه ادم معیارهای دیگه اش بالاتر باشه که بتونه ظاهرو بپوشونه.

    انیتا
    منظورم اینه که ظاهرم و رفتارم دوست داشتنی نیست. شاید نوشته هام به نظر دوست داشتنی بیاد اما کی حوصله داره بیاد درون منو کنکاش کنه؟ اول قیافه ورفتارمو می بینن دیگه. تازه بعدش هم مگه تو خودت با دوستات میای از افکارت حرف می زنی؟ چند تا ادم پیدا می شن تو عمر ادم که واقعا بخوان ببین ادم چی فکر می کنه و نمی کنه؟ دوست داشتنی نیستم یعنی چیزایی که با چشم از من دیده میشه خوشایند نیست. این هم میشه مجموعه چهره اندام لباس رفتار حرکات هوش در رفتار و برخورد بین فردی و ....

    ساره جان
    مشکل جسمی ندارم
    کلا من مغزم درست کار نمی کنه احساساتم رو نمی تونم در کنترل داشته باشم
    جسمم مشکل پزشکی نداره

    شیدا جان
    چیه حرفمو نمی فهمی؟ مگه واضح نیست؟ چی رو بیشتر توضیح بدم در باره اش؟

    ویس
    ممنون از لطفت

    - - - Updated - - -

    شدت حال بدم کم شده یکی دو ساعته

  8. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 دی 93), parsa1400 (چهارشنبه 17 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), شکوه (سه شنبه 16 دی 93)

  9. #35
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 00:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-18
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    4,145
    سطح
    40
    Points: 4,145, Level: 40
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    462

    تشکرشده 404 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون که به سوالاتم جواب دادی.

    مامانم واقعا هیچ خیر و خوبی ازش یادم نمیاد هیچی
    نمی دونم فکر نمی کنم شبیه مادرم باشم اما برادرم می گه هستم
    البته فکر کنم خودش شبیه تره چون راحت تحقیر و توهین می کنه مامانم هم همش همین کارو می کرد
    اما چهره ام بعضی وقتا و نگاه هام شبیه مامانمه تو اینه می بینم
    حتی بعضی هنرپیشه ها هم حالت چهره و نگاه هاشون به مامانم شبیهه مثلا لامیا یا جمیله توی روزی روزگاری
    الگو م هم نبود. دوستش نداشتم. اما شایدبابام الگوم بوده باشه ناخوداگاه
    مامانمو درک نکردم هیچوقت. الان فکر می کنم شاید کمبود محبت داشته. مثل من. اما واکنش اون طور دیگه ای بوده. ادمای نزدیکشو زجر می داده و توهین می کرده. من همه چی رو می ندازم تقصیر خودم. شایدم فقط بابامو دوست نداشته و ازدواج کرده. انقدر مامانمو نمیشناسم و بد بود که الانا فکر می کنم شایدم قبلا با یکی دیگه بوده بابام بیچاره زیادی ادم خوبی بوده با اون ازدواج کرده. اخه ازدواجشون هم یه دفعه ای بوده. البته بابام از قبل می دیدش و همیشه هم دوست داشته مامانمو.
    من منظورم چهره نبود اون که مسئله ای نیست. منظور من رفتاراش بود.

    ما آدما در برابر رفتار بد آدمای دیگه یا مقاومت میکنیم تا ثابت کنیم طرز فکرشون غلطه یا دقیقا جوری رفتار میکنیم که ناخودآگاه حرف اونا ثابت میشه!!!

    تو فکر میکنی دوست داشتنی نیستی، چون تو تمام عمرت بهت این رو فهموندن.

    مادرت با تحقیراش، برادرت با توهیناش و هر کس دیگه ای که با تو چنین رفتاری داشته بهت گفتن تو دوست داشتنی نیستی قطعا اونا متوجه تاثیر رفتاراشون نبودن، یه مدت تلاش کردی که

    به همه ثابت کنی خوبی، اما کم کم نا امید شدی. کم کم زور حرفای اونا به زور زدنای تو چربید ولی طبق طبیعت آدما تو همچنان دنبال کسی هستی که تو رو تایید کنه. همین انتظار اینکه

    یکی تورو دوست داشتنی بدونه داره تو رو فرسوده میکنه. اما ای دل غافل!!!

    واقعیت ماجرا یه چیز دیگه اس. تو به خودی خود دوست داشتنی هستی اما مثل کبک سرتو کردی زیر برف!!!

    دلیلش مشخصا الگوی غلط فکریه که تو درونت شکل گرفته. اون اصول پذیرفته شده ذهنت، اونان که دارن تو رو داغون میکنن.

    وقتی حالت بد میشه یا با کوچکترین اضطراب و ناراحتی ای ، یه سری فکرا که نه سرش معلومه نه تهش بهت هجوم میارن و زمین گیرت میکنن.

    اون قدر تو ذهنت بالا و پایین میرن که بالاخره داغون مکیشی.

    این فکرا رو مشخص کن و علتشو پیدا کن و از ریشه خشکش کن.

    راستی مینوش جان، الگوی فکری شکل گرفته تو ذهن آدمی که عزت نفس داره اینه که اگه پاش بیوفته و مقابل همه ی ادمای دنیا قرار بگیره بدون کوچکترین توجه به افراد دیگه و جدای از

    تایید و تشویق دیگران کار خودش رو انجام میده. همه ی آدما به توجه احتیاج دارن اما تو داری کمی زیاده روی میکنی. این طرز فکرت رو اصلاح کن.

    این چیزا که میگی به من میگه تو با سریالا و کارتونا بزرگ شدی نه با آدمای واقعی. دنیای واقعی نه به اون بدی هست که تو ازش میترسی نه به اون خوبی که تو فیلماست.

    تو دنیای واقعی همه ی آدما خوب نیستن و همه ی ادما بد هم نیستن.

    الگوم نبود و دوستش نداشتمی که در مورد مادرت میگی یعنی هم الگوته و هم آرزوی داشتنش رو داری. منظور من از الگو Identify هست. اونقدرا هم که فکر میکنی مشکلت عجیب و بغرنج

    نیست. هویتت رو کمی باید بازسازی کنی.

  10. 5 کاربر از پست مفید شکوه تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 16 دی 93), rayehe (سه شنبه 16 دی 93), sareh88 (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), شیدا. (سه شنبه 16 دی 93)

  11. #36
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    تو با سریالا و کارتونا بزرگ شدی
    بله اینو قبلا هم نوشته بودم توی تاپیکام. هر چی یاد گرفتم از فیلم سریال کارتون و کتاب بوده
    الگوم نبود و دوستش نداشتمی که در مورد مادرت میگی یعنی هم الگوته و هم آرزوی داشتنش رو داری
    نه

    در مورد بقیه ی حرفات موافقم. بله ادم باید عزت نفس داشته باشه کوه باشه خودش مهم باشه و خودش رو دوست داشته باشه
    اما اینا همه اش در حرف اسونه. در عمل نه. حتی شاید شدنی هم نباشه

    ممنون از نظرت

  12. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 دی 93), parsa1400 (چهارشنبه 17 دی 93)

  13. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 آذر 94 [ 14:26]
    تاریخ عضویت
    1393-8-12
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    357
    سطح
    7
    Points: 357, Level: 7
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    2,438

    تشکرشده 600 در 162 پست

    Rep Power
    53
    Array
    من یه چیزی بگم ؟!
    به نظر من ادمی که سعی کنه راه خودشو بره دقت کنید ،
    راه خودشو بره نه راه بقیه رو امکان نداره دوست داشتنی نشه
    ادمی که پیرو نباشه ، بلکه خودش جادشو بسازه
    امکان نداره دوست داشتنی نشه
    ادمی که از حرف مردم نترسه ، برای خوش اومدن دیگران زندگی نکنه
    امکان نداره دوست داشتنی نشه

    حرفمو بپذیرید ، ببینید در زندگیتون چقدر پیرو بودید و چقدر به خود متکی بودید ؟
    چقدر به دیگران نیاز نشون دادید و چقدر بی نیاز بودید ؟
    چقدر دنبال علائقتون رفتید ؟

    مینوش جان من از وقتی دنبال علائقم رفتم و خودمو بدون ترس نشون دادم دارم احساس زنده بودن میکنم...
    میدونید دیگه من هر چی بهش علاقه دارم رو سمتش میرم ... افراطی افراطی ! برام مهم نیست تهش چی میشه ... میدونی باید از کالبد ترسوی قدیمیت بزنی بیرون
    زندگی کنی ! تو دختری باید خاص باشی ! باید مثل ستاره های راک باشی که همه بپرستنت
    پسر که نیستی انتخاب کنی
    راه خودتو برو مطمئن باش اگه در مسیر خودت صادق و محکم باشی همه جذبت میشن
    جذب ارادت میشن
    ببین علائقت چیه برو سمتش
    خودتو رشد بده اون وقت همه جذبت میشن ...دنبال دوست داشته شدن نباش ( کودک درون من هم لعنتی دنبال دوست داشته شدنه )
    دنبال قدرت باش بعدش ببین همه چطور جذبت میشن

    فرمولش هم همینه : به طور افراطی برو دنبال علاقه مندی هات
    بخدا جذاب میشی

  14. 6 کاربر از پست مفید ali -guilan تشکرکرده اند .

    love less (سه شنبه 16 دی 93), meinoush (سه شنبه 16 دی 93), parsa1400 (چهارشنبه 17 دی 93), rayehe (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), بانوی آفتاب (سه شنبه 16 دی 93)

  15. #38
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 خرداد 94 [ 14:19]
    تاریخ عضویت
    1393-7-11
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    3,278
    سطح
    35
    Points: 3,278, Level: 35
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    162

    تشکرشده 593 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ضمن تشکر از نظر زیبای علی

    یه چیزی یاد گرفتم تو زندگی :

    ادم باید تو یه چیزی ، خبره باشه. حالا هر چی که هست. درس ، کار ، هنر ،ورزش ، هر چی.
    خفنه خفن.

    چی میشه ؟ :
    1- از همون یه مورد ، خیلی چیزا در مورد زندگیش میفهمه و درک میکنه. کلا نگاهش به زندگیش از همون زاویه میشه.

    2- افراد اون شاخه به سمتش جذب میشن. به سمت تواناییش و این که چقدر زیبا اون مبحث رو فهمیده و درک کرده.

    سعی کنید تو یه چیزی ، استاد بشید. هر چی.

    اینطوری زیباییه اون مبحث رو درک میکنی.
    زباییه زندگی رو از دید اون مبحث می بینی.
    خیلی ها هم جذب شما میشن.


    دیدین تو زمینه های مختلف ، چقد از اساتیدتون لذت می بردید. کیف می کردید. چرا؟


    اما اگه بی تفاوت و بی هدف حرکت کنی ، هر لحظه به یه سمتی هستی وپس از مدت ها ، می بینی که هیچ مقصدی رو هم فتح نکردی.
    کلا هیچ زاویه ی دیدی نداری که از نقطه نظر اون به زندگی نگاه کنی و لذت ببری.

    موفق باشی مینوش جان.
    ویرایش توسط love less : سه شنبه 16 دی 93 در ساعت 21:08

  16. 6 کاربر از پست مفید love less تشکرکرده اند .

    ali -guilan (سه شنبه 16 دی 93), meinoush (سه شنبه 16 دی 93), rayehe (سه شنبه 16 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 18 دی 93), بانوی آفتاب (سه شنبه 16 دی 93)

  17. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 فروردین 94 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1393-10-16
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    183
    سطح
    3
    Points: 183, Level: 3
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام دوست عزیز
    آقای دکتر علی کیهانی نژاد در تهران - خیابان ستارخان - روبروی نیروگاه برق آلستوم روانپزشک خوبی بود. دارو هایی که تجویز می کنه خواب آور نیستند: الونتا(ونلافاکسین)، اسنترا (سرترالین)، والپرات سدیم و یکی دو داروی دیگه تجویز می کنه. حدود یک هفته طول میکشه دارو ها اثر مثبت بذاره حتی روی افراد خیلی افسرده. برای یک شخص که من می شناختم و افسردگی مزمن داره واقعاً اثر معجزه آسا داشت؛ شاید روی شما اثر مثبت بذاره. معمولاً وقت آزاد داره یعنی حتی بدون زنگ زدن هم برید مطبش شاید ویزیت بکنه.

  18. کاربر روبرو از پست مفید terminalmadness تشکرکرده است .

    meinoush (سه شنبه 16 دی 93)

  19. #40
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    آسنترا به من اصلا نساخت. افکار خودکشی رو برام شدید تر کرد و راحت تر. حس افسردگی رو هم خیلی شدید انقدر که نفس کشیدنم واسم سخت به نظر میومد
    بعدش دکتره بهم بوپروپیون داد که هیچ اثری نداشت فقط لاغریه یه دفعه ای بهم داد با عوارضش
    بعدش دکتره گفت که نوسان خلق دارم و لاموتریزین داد که این اولش اثر داشت الان نه
    تنها چیزی که روم اثر داشته همین کلر دیازپوکسایده. البته لاموتریزین هم می خورم وقتی حالم بده

    ممنون از معرفی روانپزشک
    باید تحت نظر روانپزشک یا روانشناس باشم

    ممنون از همه دوستایی که وقتی نیاز به کمک دارم تنهام نمی ذارن
    اون وضع شدید بدم رو رد کردم. خیلی ممنونم

  20. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 دی 93), parsa1400 (چهارشنبه 17 دی 93), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 17 دی 93), واحد (چهارشنبه 17 دی 93)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.