با سلام
دقیقا چنین پاسخ هایی و اقدام های اینطوری غلط بوده و موجب تحریف یک فرایند طبیعی و صحیح ازدواج می شود.
مراجع خودش در حال اشتباه هست.
اشتباهش این هست که ازدواج را با دوست دختر و پسری اشتباه گرفته است!!!
از کجا فهمیدیم؟!
از اینجا که او خیلی پافشاری می کند که به او بفهماند بهش علاقه دارد یا بفهمد که نظر او چیست!
در حالیکه ازدواج شروع یک فرایند منطقی در خصوص فردی هست که تصور می کنیم برای ازدواج مناسب هست.
در این صورت فرایند خواستگاری با شروع رسمی و آشکار شروع می شود و در مدت آشنایی شناخت ما کامل می شود
لذا توصیه های saber مورد تایید هست. یعنی باید از طریق خانواده و رسما اقدام به خواستگاری شود که جدی بودن شما هم برای ایشون ثابت شود. چون دادhش که خواستگاری خواهر نمی ره!!!!
اینطوری شما قاطعانه گفتید که دیگر دادشش نیستی و قصد دارید شوهرش باشید.
بقیه ماجرا هم به فرایند خواستگاری و شناخت مربوط میشه.
اینکه دختران و پسران امروزی تحت تاثیر محیط، فیلم و باورهای غلط روی عشق و عاشقی زیاد حساب باز می کنند یکی از دلایل عمده طلاقهای امروز هست.
ان شاء الله وقتی ازدواج کردید متوجه می شوید که این علاقمندیها فقط چند روز شارژش می ماند و در ادامه شما باید با معیارها، سعه صدر، تحمل، آگاهی ها، مهارتها، اخلاقها، نقش ها، فرهنگها و تطابق ها این علاقمندی را شارژ کنید.
نقش علاقمندی و عاشقی در ازدواج به اندازه رنگ و ظواهر ماشین، هنگام خرید ارزشمند هست.
یعنی همانطور که اصل ماشین به سلامتی موتور، مشخصات ماشین بستگی دارد. سلامتی ازدواج هم به معیارها و شناخت های حاصل از آن هست.
علاقمندی هم لازم هست که به دل فرد بچسبد.
اما فقط دلچسب بودن به هیچ وجه کافی نیست.
شما را ارجاع می دهم به:
کتاب روانشناسی عشق هرگز کافی نیست از آرون تی بک
لینک مرتبط:
کتاب عشق هرگز کافی نیست
این کتاب را همچنین می توانید از لینک ذیل دانلود فرمایید













علاقه مندی ها (Bookmarks)