اعتراف میکنم که سازش با کسی که فاصله سنی زیادی با آدم داره خیلی سخته.
اختلاف رفتاری و گفتاری و اختلاف سلیقه و عقیده زیاده. باید تحمل زیاد باشه و میدون رو ترک نکنی و بعضی وقتا نباید خیلی چیزا رو جدی بگیری.
بعنوان مثال توی انتخاب لباس یا حتی خوردنی.
یک ماهه نامزد کردیم و اوایل کار هستیم. اختلافها و فاصله ها رو به وضوح میبینم و سعی میکنم تا میتونم اونها رو از بین ببرم.
یه عادت خوبی که دارم اینه که خیلی سخت ناراحت میشم و چیزی رو به دل نمیگیرم. اما بوده بعضی وقتا ناراحت شدم. سعی کردم ناراحتیم رو با یه زبون دیگه حالی کنم تا دلخوری پیش نیاد. شاید اگه کس دیگه ای جای من بود تحمل نمیکرد و نارحتیش رو دوطرفه میکرد.
دختر خوب و متینی هستش. وقتایی بوده که بخاطر من کارایی کرده که غیرمستقیم خوشحالم کنه و به نوعی که مناسب سن خودش هستش با من برخورد کرده.
بعضی وقتا ناچارم خیلی چیزا در مورد خودم و طرز رفتار با یه پسر رو براش توضیح بدم. یکی از نکات مثبتشون اینه که حرفام و کاملا گوشی میده و سوال میپرسه و اجرا میکنه.
تا جاییکه تونستم اعتمادش رو جلب کردم. همیشه مواظبم مشکلی پیش نیارم.
خدا رو شکر تا الان واسه من خیلی خوب بوده. اما احساس میکنم زیادی دارم از خودم میگذرم و خودمو نادیده میگیرم.
کاریه که خودم کردم و تا آخر هم پاش وایمیستم.
پشیمون نیستم. اما خیلی سخته سختتتتتتتتتتتت.
ناگفته نمونه که تفاهم رفتاری و گفتاری زیادی هم داریم. نکات مثبت زیادی رو هم توی این رابطه میبینم. مثلا اخلاق و رفتارها و عادت هایی رو که میخوام داشته باشه خیلی راحتتر میتونم یادش بدم. شاید اگه کسی با سن و سال بالاتر بود خیلی سخت میتونستم عادتهاش رو تغییر بدم.
علاقه ایشون نسبت به یادگیری هر چیزی از جمله مسائل زناشویی و آشپزی و غیره رو نمیشه نادیده گرفت.
عمل کردن به کارها و چیزهایی که من دوست دارم رو هم ممیتونم بگن که خیلی رعایت میکنن. چند وقتآوردمش بیرون و رفتیم توی خیابون یه دوری زدیم. خواستم براش یه مقدار وسایل بخرم. هر چیزی خواستم بگیرم نخواست یه بهونه ای آورد(گفت نیازی ندارم یا خوشکل نیست یا یه دونه از همون دارم). شب که دلیلش رو پرسیدم گفت هر وقت شرایط مالی خوبی داشتی خودت به انتخاب خودت برام بخر. اینکارش خیلی روحمو تازه کرد. انتظار نداشتم بتونه درکم کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)