به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 65
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 02 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-14
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    9,149
    سطح
    64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 59 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بابا و مامانم هم گفتن سنش کمه ولی تصمیم نهایی رو بعهده خودم گذاشتن. به نظرم این دلیل نمیشه که نتونم باهاش زندگی کنم.
    چند جلسه ای که باهاش حرف زدم(بیشتر سوالها رو از همین سایت و سایتهای دیگه درآوردم) اکثر جوابهاش عاقلانه و همون چیزی بود که توقعش رو داشتم.
    یکی از چیزای جالبی که ازش شنیدم این بود که عادت زیادی به صدقه دادن داره.حتی وقتی پولش هم کم باشه صدقه میده. خودم هم چند سال قبل صدقه میدادم ولی ی مدت بود که اینکارو نمیکردم. از روزی که این حرفو ازش شنیدم هر روز صدقه میدم و ی جور آرامش روحی روانی پیدا کردم.

    خیلی فکر کردم. هنوز باهاش خیلی صمیمی نشدم و رابطه احساسی آنچنانی باهاش برقرار نکردم. اما عقلم میگه غیر از مقوله سن و سال، همه چیزش به من میخوره و میتونم باهاش سر و سامون بگیرم. مطمئنم میتونم با ی کم اراده و مدیریت خوب، زندگی خوبی داشته باشم.

    و در نهایت تصمیمم رو گرفتم. باهاش ازدواج میکنم. توی کارم مصمم هستم. چرا که من از بچگی یاد گرفتم که وقتی ی چیز خوب رو بدست بیارم هیچوقت از دستش ندم.

  2. #52
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    کاملن داری اشتباه می کنی.اینکه به سوالاتت جواب معقول داره،دلیل بر این نیست که برای

    ازدواج آماده باشه،هنوز باید بپزه تا شخصیت واقعیش شکل بگیره.چه بسا اون موقع شما فرد

    مورد انتخابش نباشی.


  3. 2 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 02 شهریور 93), parvizb (دوشنبه 03 شهریور 93)

  4. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 02 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-14
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    9,149
    سطح
    64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 59 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    کاملن داری اشتباه می کنی.اینکه به سوالاتت جواب معقول داره،دلیل بر این نیست که برای

    ازدواج آماده باشه،هنوز باید بپزه تا شخصیت واقعیش شکل بگیره.چه بسا اون موقع شما فرد

    مورد انتخابش نباشی.
    خوب یا بد من انتخابم رو کردم. طبق شناختی که از خودم دارم مطمئنم که میتونم.
    اجازه دخالت توی زندگیم رو به هیچ کسی نمیدم.
    در کل نظر من اینه که ما قراره یک سال نامزد باشیم. اگه با هم نساختیم همون موقع جدا میشیم.
    توکل بر خدااااااااااااااااااااااا ااااا

  5. #54
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    یک مورد.الآن تو سن رشده،قدش هم قد خودته،ممکنه تا چند سال آینده،از خودتم بلند

    تر بشه.هیکلشم از خودت درشت تر.


  6. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    parvizb (دوشنبه 03 شهریور 93)

  7. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 02 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-14
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    9,149
    سطح
    64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 59 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    یک مورد.الآن تو سن رشده،قدش هم قد خودته،ممکنه تا چند سال آینده،از خودتم بلند <br>
    <br>
    تر بشه.هیکلشم از خودت درشت تر.
    <br>
    <br>کاملا همقد نیستیم.از نظر قد و هیکل از من لاغرتر و کوچکترن.خواهر ایشون بعد ازدواج درشت اندام ترو هیکلی تر شده. به نظرم ایشون هم همینطور بشن.اینجوری باشه که خوب میشه.<br><br>چند وقته باهاشون حرف میزنم خیلی چیزا دستم اومده. البته اختلاف نظرهایی هم داشتیم ولی سلایق مشترک زیادی داریم.<br>درک و فهم بسیار بالایی دارن. ادب و احترامشون واقعا قابل تحسینه.<br>راستش قبلا ایمان و اعتقادات طرف مقابل برام مهم نبود چون خودم آدم مذهبی نیستم. اما ایشون دارن من رو به سمت دین و مذهب سوق میدن. خودمم بدمم نمیاد. بخاطر هماهنگی بیشتر باهاشون سعی میکنم تا جاییکه بتونم رعایت بکنم.در این مورد خیلی ازش خجالت میکشم. چون ی نفر از خودم کوچیکتر داره اینارو بهم یاد میده.<br><br>در کل ازشون خوشم اومده و سعی میکنم باهاشون ازدواج بکنم. اما ی مشکل دارم:<br>احساس میکنم اونجور که باید دوستش ندارم.حس عاشق بودن رو ندارم. ولی میدونم که باهاش زندگی رو آرومی رو تجربه میکنم.<br><br>

  8. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 21 شهریور 93 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1393-6-19
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پسرها ذاتا دوست دارن همسرشون زیبا باشه. حتی پسرهایی که خودشون تو ظاهر مشکل دارن بازم دلشون میخواد زنشون زیبا باشه. خب این اشکالی نداره طبیعیه چون همه چی سلیقه ایه. هشت سال عالیه. به نظر من البته. بستگی به روحیات جفتتون داره باید ببینی از نطر عقلی هر کدوم در چه سطحی هستید. فقر خانواده اون اگه از لحاظ فرهنگی مشکل ایجاد نکنه از نظر فقر کاری به تو نداره! شما قرار نیست با فقر خانواده اون زندگی کنی اگه جهازیه و رسم و رسومات برات خیلی مهم نباشه و بتونی گذشت کنی.

  9. کاربر روبرو از پست مفید مهگل بانو تشکرکرده است .

    parvizb (چهارشنبه 19 شهریور 93)

  10. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 02 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-14
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    9,149
    سطح
    64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 59 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چند ماه قبل خواستیم که بریم خواستگاری ولی بنا به فوت یکی از فامیلهای نزدیکشون کارمون عقب افتاد.
    با اجازه خونوادشون حدود یکماه با هم تلفنی حرف زدیم و تقریبا ابا اخلاق و کردار همدیگه آشنا شدیم.
    سه هفته قبل رفتیم خواستگاری.چند روز بعدش یه مراسم کوچیک گرفتیم و نامزد شدیم.
    فعلا که توی دوران اوج هستم و خیلی خوشحالم.سعی میکنم رابطه مون رو همینجوری خوب پیش ببرم.
    دختر با ادبیه و همیشه با احترام برخورد میکنه و سعی میکنه نشون بده که دوستم داره.از انتخابم خیلی راضی هستم.
    از وقتی کنارشون هستم تفاوت سنی زیادی حس نکردم. شاید گله های کوچیکی که بقیه باعش شدن بوجود اومده باشه ولی نذاشتیم باعث ناراحتیمون بشه.
    چند تا کتاب در مورد مسائل زناشویی و همسرداری گرفتم که با ایشون بصورت نوبتی میخونیم. بعضی وقتا هم با همدیگه میشینیم و یکیمون میخونه و در موردش بحث میکنیم.
    شرط اول زندگیمون هم این بود که یا به همدیگه قول کاری رو ندیم یا اگر هم دادیم روی اون قول اصلا حساب باز نکنیم.چرا که شاید نتونستیم به قولمون عمل کنیم و باعث دلخوری نشیم.

    (با اجازه مدیران هر چی برام میگذره رو اینجا مینویسم. چه خوب چه بد. شاید راهنمایی باشه برای خیلی از دوستان.)

  11. 2 کاربر از پست مفید parvizb تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 10 آذر 93), nafiseh joon2 (یکشنبه 09 آذر 93)

  12. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 تیر 96 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1392-9-10
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    2,779
    سطح
    32
    Points: 2,779, Level: 32
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1

    تشکرشده 37 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parvizb نمایش پست ها
    چند ماه قبل خواستیم که بریم خواستگاری ولی بنا به فوت یکی از فامیلهای نزدیکشون کارمون عقب افتاد.
    با اجازه خونوادشون حدود یکماه با هم تلفنی حرف زدیم و تقریبا ابا اخلاق و کردار همدیگه آشنا شدیم.
    سه هفته قبل رفتیم خواستگاری.چند روز بعدش یه مراسم کوچیک گرفتیم و نامزد شدیم.
    فعلا که توی دوران اوج هستم و خیلی خوشحالم.سعی میکنم رابطه مون رو همینجوری خوب پیش ببرم.
    دختر با ادبیه و همیشه با احترام برخورد میکنه و سعی میکنه نشون بده که دوستم داره.از انتخابم خیلی راضی هستم.
    از وقتی کنارشون هستم تفاوت سنی زیادی حس نکردم. شاید گله های کوچیکی که بقیه باعش شدن بوجود اومده باشه ولی نذاشتیم باعث ناراحتیمون بشه.
    چند تا کتاب در مورد مسائل زناشویی و همسرداری گرفتم که با ایشون بصورت نوبتی میخونیم. بعضی وقتا هم با همدیگه میشینیم و یکیمون میخونه و در موردش بحث میکنیم.
    شرط اول زندگیمون هم این بود که یا به همدیگه قول کاری رو ندیم یا اگر هم دادیم روی اون قول اصلا حساب باز نکنیم.چرا که شاید نتونستیم به قولمون عمل کنیم و باعث دلخوری نشیم.

    (با اجازه مدیران هر چی برام میگذره رو اینجا مینویسم. چه خوب چه بد. شاید راهنمایی باشه برای خیلی از دوستان.)
    سلام
    اتفاقا خیلی خوبه که تجربیاتتون رو در اختیار بقیه قرار میدین
    دوستانی که شرایط شبیه شما رو دارن میتونن از تجربیات شما استفاده کنن

  13. کاربر روبرو از پست مفید saeed1365 تشکرکرده است .

    parvizb (چهارشنبه 12 آذر 93)

  14. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 خرداد 02 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-14
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    9,149
    سطح
    64
    Points: 9,149, Level: 64
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 201
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 59 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اعتراف میکنم که سازش با کسی که فاصله سنی زیادی با آدم داره خیلی سخته.
    اختلاف رفتاری و گفتاری و اختلاف سلیقه و عقیده زیاده. باید تحمل زیاد باشه و میدون رو ترک نکنی و بعضی وقتا نباید خیلی چیزا رو جدی بگیری.
    بعنوان مثال توی انتخاب لباس یا حتی خوردنی.
    یک ماهه نامزد کردیم و اوایل کار هستیم. اختلافها و فاصله ها رو به وضوح میبینم و سعی میکنم تا میتونم اونها رو از بین ببرم.
    یه عادت خوبی که دارم اینه که خیلی سخت ناراحت میشم و چیزی رو به دل نمیگیرم. اما بوده بعضی وقتا ناراحت شدم. سعی کردم ناراحتیم رو با یه زبون دیگه حالی کنم تا دلخوری پیش نیاد. شاید اگه کس دیگه ای جای من بود تحمل نمیکرد و نارحتیش رو دوطرفه میکرد.
    دختر خوب و متینی هستش. وقتایی بوده که بخاطر من کارایی کرده که غیرمستقیم خوشحالم کنه و به نوعی که مناسب سن خودش هستش با من برخورد کرده.
    بعضی وقتا ناچارم خیلی چیزا در مورد خودم و طرز رفتار با یه پسر رو براش توضیح بدم. یکی از نکات مثبتشون اینه که حرفام و کاملا گوشی میده و سوال میپرسه و اجرا میکنه.
    تا جاییکه تونستم اعتمادش رو جلب کردم. همیشه مواظبم مشکلی پیش نیارم.
    خدا رو شکر تا الان واسه من خیلی خوب بوده. اما احساس میکنم زیادی دارم از خودم میگذرم و خودمو نادیده میگیرم.
    کاریه که خودم کردم و تا آخر هم پاش وایمیستم.
    پشیمون نیستم. اما خیلی سخته سختتتتتتتتتتتت.
    ناگفته نمونه که تفاهم رفتاری و گفتاری زیادی هم داریم. نکات مثبت زیادی رو هم توی این رابطه میبینم. مثلا اخلاق و رفتارها و عادت هایی رو که میخوام داشته باشه خیلی راحتتر میتونم یادش بدم. شاید اگه کسی با سن و سال بالاتر بود خیلی سخت میتونستم عادتهاش رو تغییر بدم.
    علاقه ایشون نسبت به یادگیری هر چیزی از جمله مسائل زناشویی و آشپزی و غیره رو نمیشه نادیده گرفت.
    عمل کردن به کارها و چیزهایی که من دوست دارم رو هم ممیتونم بگن که خیلی رعایت میکنن. چند وقتآوردمش بیرون و رفتیم توی خیابون یه دوری زدیم. خواستم براش یه مقدار وسایل بخرم. هر چیزی خواستم بگیرم نخواست یه بهونه ای آورد(گفت نیازی ندارم یا خوشکل نیست یا یه دونه از همون دارم). شب که دلیلش رو پرسیدم گفت هر وقت شرایط مالی خوبی داشتی خودت به انتخاب خودت برام بخر. اینکارش خیلی روحمو تازه کرد. انتظار نداشتم بتونه درکم کنه.

  15. 2 کاربر از پست مفید parvizb تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 14 دی 93), برسرک (دوشنبه 15 دی 93)

  16. #60
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    یک مورد.الآن تو سن رشده،قدش هم قد خودته،ممکنه تا چند سال آینده،از خودتم بلند

    تر بشه.هیکلشم از خودت درشت تر.
    دختر بيست، بيست و يك ساله كجا تو سن رشده؟ منم قدم ١٧٨ سانته، از هفده سالگى ديگه قد نكشيدم


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: جمعه 17 اردیبهشت 95, 22:06
  2. افسردگی، عدم اعتماد به نفس،مشکل در هدف گذاری، ترس و افکار منفی
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 آذر 94, 20:47
  3. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  4. عدم انتقاد و تلافی، فقط سکوت وگرنه دعوا
    توسط آفتاب همدرد در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: جمعه 16 اردیبهشت 90, 18:57
  5. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.