عزیز
من کاملا درک میکنم که خواستن بچه و نداشتنش چقدر میتونه آزار دهنده باشه. من هم سن شما هستم. مدتی به خاطر درس و کار شرایط بچه رو نداشتیم اما از پارسال تصمیم گرفتیم اقدام کنیم. به خیال خودم فکر میکردم همون ماه اول باردار میشم.
در ماه های اول اقدام وقتی جواب مثبت نمیگرفتم بسیار ناامید میشدم، زندگی برام خاکستری میشد و حوصله هیچ کاری رو نداشتم. بعد از دو سه ماه به خودم اومدم و گفتم من بچه رو میخوام که زندگیم شیرینتر بشه نه اینکه شیرینی الانش رو هم از خودم و شوهرم بگیرم باید از همین الان به خودم ثابت کنم که قوی هستم و توانایی مادر شدن رو دارم، و این شد که به زندگی برگشتم. هفت ماه طول کشید تا باردار شدم و متاسفانه در هفته 7 از دستش دادم. بعد از سقط دوباره به هم ریختم اما زود خودم رو جمع و جور کردم و سعی کردم بیشتر روی کارم تمرکز کنم.
به خودت استرس نده، درسته داشتن بچه اتفاق بزرگیه اما من مرتب به خودم میگم که باید به زندگی شادم ادامه بدم. نباید به خاطر بچه روزگار خودم و همسرم رو بهم بریزم. باید همه جوره از زندگیم لذت ببرم. راستش رو بخوای کار دیگه ای هم جز حفظ و تقویت روحیه ازمون بر نمیاد.
توکلت به خدا باشه عزیزم. سعی کن از میزان حساسیتی که ایجاد کردی کم کنی. من و همسرم به اقدام برای بچه دار شدن ادامه میدیم اما زیاد در موردش صحبت نمیکنیم. خدا رو شکر اوضاع روحیمون هم بهتر شده انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده
- - - Updated - - -
عزیز
من کاملا درک میکنم که خواستن بچه و نداشتنش چقدر میتونه آزار دهنده باشه. من هم سن شما هستم. مدتی به خاطر درس و کار شرایط بچه رو نداشتیم اما از پارسال تصمیم گرفتیم اقدام کنیم. به خیال خودم فکر میکردم همون ماه اول باردار میشم.
در ماه های اول اقدام وقتی جواب مثبت نمیگرفتم بسیار ناامید میشدم، زندگی برام خاکستری میشد و حوصله هیچ کاری رو نداشتم. بعد از دو سه ماه به خودم اومدم و گفتم من بچه رو میخوام که زندگیم شیرینتر بشه نه اینکه شیرینی الانش رو هم از خودم و شوهرم بگیرم باید از همین الان به خودم ثابت کنم که قوی هستم و توانایی مادر شدن رو دارم، و این شد که به زندگی برگشتم. هفت ماه طول کشید تا باردار شدم و متاسفانه در هفته 7 از دستش دادم. بعد از سقط دوباره به هم ریختم اما زود خودم رو جمع و جور کردم و سعی کردم بیشتر روی کارم تمرکز کنم.
به خودت استرس نده، درسته داشتن بچه اتفاق بزرگیه اما من مرتب به خودم میگم که باید به زندگی شادم ادامه بدم. نباید به خاطر بچه روزگار خودم و همسرم رو بهم بریزم. باید همه جوره از زندگیم لذت ببرم. راستش رو بخوای کار دیگه ای هم جز حفظ و تقویت روحیه ازمون بر نمیاد.
توکلت به خدا باشه عزیزم. سعی کن از میزان حساسیتی که ایجاد کردی کم کنی. من و همسرم به اقدام برای بچه دار شدن ادامه میدیم اما زیاد در موردش صحبت نمیکنیم. خدا رو شکر اوضاع روحیمون هم بهتر شده انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده








علاقه مندی ها (Bookmarks)