پست دومت روخوندم مطالبی که میخوام برات توضیح بدم جواب اون پستت هم هست.میتونم درک کنم که رفتارپدرومادر تا عمق استخوان فرزندمیتواند دراعتماد بنفس اون یاگرفتن اعتمادبنفسش موثرباشه.وچقدرسخته اگه ناچارباشی باداشتن چنین شرایطی خودت اعتماد بنفست رو احیاکنی...
واسه درمان کمال گرایی خیلی ساده بخام بگم میتونم بگم معمولی باش.دنبال عجیب غریب بودن نباش!..احساس آسیب پذیری درروابط وترس ازآسیب پذیرشدن بعدازبیان احساسات هم میتواند برکاهش اعتمادبنفس موثرباشدهمچنین احساس گناه تکراری، داشتن مرام اخلاقی خشک یاوسواس اخلاقی داشتن ، ،احساس گناه افراطی وغیرمنطقی در روابطت بادیگران.همه باعث افت اعتماد بنفس میشه. این احساس گناه با بهترکردن کیفیت ارتباطت بادیگران و نترسیدن ازبیان احساس،نسبتا بهبودپیدا میکند... هرچه درتنهایی خودت بخوای از دیگران ناراحت باشی این دورمعیوب ادامه پیدامیکندودرنهایت ناچاری باغیبت کردن خودت روتخلیه کنی یا بجای ارتباط رودرو وعینی بادیگران،باحدس وگمان وقضاوت یابدبینی بهشون نگاه کنی که خوداینها باعث همون شخصیتی میشه که ازش گریزانی.
من یک مثال میزنم وقتی یک جنس ازمغازه خریدی وباب میلت نبود واسه امتحان خودت هم که شده برو پسش بده مهم نیست پس بگیره یانه.اگه این کارو نکنی دچار برداشتهای کلیشه ای میشی "همه فروشنده ها دغل بازن"وخوداین به ارتباطاتت آسیب میزنه...وقتی فامیلت ازش ی حرکت بد سرمیزنه یه جای مناسب بهش بگو ازت انتظارنداشتم باعث شدی در روابطم باتو دچارشک وتردیدبشم بایدشجاعت ابرازاحساس وحرفتو داشته باشی،ذهن خوانی نکنی اگراین حرف روبزنم ناراحت میشه؛اسناد سازی نکنی: اگراین حرف روبزنم دیگه دخترنجیب ومهربانی نیستم این تجربه هاوبازخوردش روبایدتجربه کنی تا پخته تربشی.
ترس ازسرخ شدن،وترس ازخجالت کشیدن هم باعث کاهش اعتماد بنفس میشه فرض کن تصورمیکنی توی یک مهمانی حرف اشتباهی زدی یاکسی غافلگیرانه باهات بحث میکنه تو توی تصورت قبل ازاین حادثه احتمالی اشتباه یاسرخ شدن رو یک فاجعه میدونی همین تصوربسیارپر رنگ باعث بازدارندگی وخودت کنترلی شدید وانفعال تو میشه،خب حالا تصورت روتغییربده خودتو گول نزن که عالی ظاهرخواهی شد خودتو برای همون وضعیت آماده کن اما سرخ شدن یا اشتباه یاجروبحث یکی توی جمع ،باخودت رو فاجعه قلمداد نکن وقتی تصورت ازاون شرایط تغییرکنه اون احساس خود کنترلی شدید وبازدارندگی وانفعال، ملایم میشه وشجاعت بیشتری برای ابراز خودت پیدامیکنی
_حساسیت بیش ازحدبه امورجزئی درارتباط بادیگران هم یک عامل دیگه هست هرچه دیگران رو بیش ازحدارزیابی کنی فکرمیکنی موقع حرف زدن اونا هم دارن تو روبیش ازحدارزیابی میکنن.هرچه اشتباهات گذشته خودت روپر رنگ کنی درآینده تو موثرخواهدبود.واون حس ترس بازدارندگی رو افزایش میده بنابراین اشتباهات وسرزنش های گذشته رو برای خودت قابل هضم کن تا احساس رنجش نهفته دراون آزادبشه وآرامش وعزت نفست بیشتربشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)