به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.

    خیلی خوبه که متوجه این مسأله شدی این نشون میده داری آمادگی پیدامیکنی اعتماد بنفست رو بهترکنی.

    .همانطورکه خودت هم حدس زدی میتونه باعث بشه توی شغلت هم به زحمت بیفتی.

    ازوقتی که تصمیم میگیری اعتمادبنفست رو بهترکنی تازمانی که به رضایت نسبی میرسی ممکنه مدت زمانی طول بکشه و برای هرکسی این دوره زمانی فرق داره...بنابراین هرجامیتونی نکته ای یادبگیر،

    اجازه بده دیگران ازت تشکرکنن خیلی ساده بپذیرو نیازهم نیست خودتو دست بالا بگیری یاکارت رو کم ارزش جلوه بدی. باخودت واحساساتت صادق باش .
    بین دلیل کم ارزش جلوه دادن کارهات ترس ازطردشدن هست یاترس از ناراحت کردن دیگران،شناخت این ترس به اصلاحش کمک میکنه انتظاراتت رو ازخودت کاهش بده کمالگرایی زیاد میتواندباعث افت اعتمادبنفس بشود چون فرد فکرمیکنه حتمابایدیک فردخاص باشد تا دیگران اون رو قبول کنندوبپذیرند. اینجاروببین:..http://www.hamdardi.net/thread-21869.html...

    مسأله بعدی خطاهای شناختی درموردخود وبرچسب های که افرادبه خودشون میزنندهم باعث کاهش اعتمادبنفس میشود "من نچسب هستم"من جذاب نیستم". این لینک رو مطالعه کن:...http://www.hamdardi.net/thread-154.html

    شادی و نشاط هم درافزایش اعتماد بنفس موثرهست لینک زیر رو نگاه کن و اون کلیپ سگ سیاه افسردگی رو ازاینجا دانلود کن تامنظورم رو بیشترمتوجه بشی:.http://www.hamdardi.net/thread-5121.html ...

    بقیه مطالب رو دریکی دوپست دیگه برات ارسال میکنم

  2. 5 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    rayehe (چهارشنبه 03 دی 93), SHahr-Zad (چهارشنبه 03 دی 93), کبوتر سفید (چهارشنبه 03 دی 93), zolal (چهارشنبه 03 دی 93), شکوه (چهارشنبه 03 دی 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 دی 96 [ 22:38]
    تاریخ عضویت
    1393-10-01
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    3,518
    سطح
    37
    Points: 3,518, Level: 37
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2

    تشکرشده 20 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان عزیز از همه شما متشکرم
    از ammin عزیز تشکر ویژه میکنم
    من همه لینکایی که گذاشته بودین رو خوندم
    متاسفانه من هم کمال گرام و هم همه ی خطاهای شناختی رو در ذهنم دارم
    واقعا میخام درست شم چون واقعا خستم...
    خسته ام از اینکه همیشه از خطا کردن بترسم
    خسته ام از اینکه کارامو بی ارزش می کنم و خودمو پیش دیگران می کشونم پایین
    متاسفانه علت همه ی این مسائل نحوه ی برخورد پدر و مادرم هست
    من در طول دوران تحصیل همیشه معدلم بیست بوده از اول ابتدایی تا پایان دبیرستان
    اما حتی این هم برای پدر و مادر من بی ارزش بود همیشه وقتی با ذوق و شوق برگه های امتحانی مو پیششون میبردم
    اولش تشویقم می کردن اما بعد میگفتن کار مهمی نکردی ببینیم تو کنکور چیکار میکنی
    یا اگه تو برگه ی ریاضیم مثلا می نوشتم 3 ضرب در 3 =6 بابام میگفت من اگه جای معلمت بودم به جای 1 نمره 3 نمره کم میکردم که دیگه از این اشتباها نکنی
    متاسفانه در طول مدرسه همه تلاشم این بود که خدمو ثابت کنم تو مدرسه همه به سرم قسم می خوردن
    پدر و مادرم هنوز هم همی طورن
    ولی دیگه انرژی ای برام نمونده
    متاسفانه الان هم که ازدواج کردم هم می ترسم
    می ترسم خونم نامرتب باشه و یه وقت مهمون بیاد به خاطر همین خونم از تمیزی برق میزنه
    وقتی حوصله ندارم یا ناراحتم از اینکه یکی زنگ بزنه و من باهاش سرد صحبت کنم می ترسم
    پس همیشه رفتم تو قالب یه آدم بی مشکل و مهربون و این باعث دردسر من شده چون انتظارات دیگران ازم بالا رفته
    خسته ام از اینکه همیشه خوب و پر انرژی باشم
    خسته ام از اینکه با همه خوب باشم
    چند وقت قبل موضوعی باعث شد که من از یکی از اعضای فامیلم رفتاری رو ببینم که اعتماد من به ایشون خیلی خیلی پایین اومد و من برای اینکه اعصاب خودم راحت باشه و زندگیم متشنج نشه تصمیم گرفتم ارتباطم با ایشون رو کم کنم و برخورد رسمی با ایشون داشته باشم و مثل قبل صمیمی رفتار نکنم
    اما مادرم با نظر من مخالفه و همش میگه چرا با اون دیگه مثل قبل نیستی باید باهاش صمیمی باشی و هر چه قدر هم براش توضیح میدم نمیفهمم و میگه اون دیگه این جوری نیست و خدا جوابتو میده
    باز دوباره در من احساس گناه ایجاد کرده
    ولی اعتماد من چی؟ آیا نباید به خودم زمان بدم ؟ آیا نباید اعتماد من بازسازی بشه؟
    آیا حق من نیست که از کسی ناراحت باشم و نخام باهاش صمیمی برخورد کنم؟
    آیا باید به دیگران این جوری القا کنم که هر کاری کنین من ناراحت نمیشم؟
    واقعا خستم خسته................

  4. کاربر روبرو از پست مفید کبوتر سفید تشکرکرده است .

    ammin (چهارشنبه 03 دی 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.