سلام
من هم همسن شما هستم. با این تفاوت که ترم آخر ارشد ولی تمام اون احساساتی که شما نسبت به خودتون دارید من هم بلکه شدیدترش رو دارم.
من هم دائم این سرکوفت و به خودم میزنم که باید یهتر از این ها می بودم باید گذشته ی بهتری می داشتم ولی باید قبول داشته باشیم که وجود یه راهنما یه راه بلد و یه مشوق که بدور از سرزنش و سرکوفت راه درست رو به ما نشون بده در کنار ما دهه ی شصتی ها همیشه خالی بود ما داریم تاوان ندونم کاری ها ی خود و پدرو مادر و جامعه رو میدیم.
این احساس و من تو خیلی خیلی از هم نسلی های خدمون می بینم حتی کسانی که از بیرون که تماشاشون می کنید فوق العاده موفق و مفید به نظر میان در حالی که وقتی پای حرف های دلشون بشینی راضی نیستن از اونچه که هستن! نمی دونم!!! شاید این خصلت آدم هاست که همیشه به بهتر و بالاتر بودن تمایل دارن.
به نظر من، شخصا مهم این هست که در طول عمرت حس خوبی از زندگی کردن داشته باشی کافی همین و همین. نمیدونم چرا هنوز فکر می کنیم کسانی که مدرک بالاتر یا پول بیشتری دارن حتما باید خوشحالتر و راضی تر باشن؟؟!!!
این یه مدغلط و فوق العاده اشتباه بود که تو مخ ما کردن و جوونی و شادابی نسل ما رو گرفتن!!!!
چرا افسرده ترین آدم ها بین تحصیل کرده هاست!!!
هیچ وقت به گذشته فکر نکنید مگر برای عبرت. اجازه ندید تلخی هاش ذهنتون و به مرور مثل خوره ، بخوره!!! همین تجربه خودش فوق العاده ارزشمنده و حالا شما با این تجربه ی گران قیمت میتونید با سرعت و اشتیاق خیلی بیشتر به جلو برای پیشرفت حرکت کنید.
چون انگیزه دارین برای جبرانش!!!خیلی ها چون تا این سن به خودشون فشار آوردنو همه ی زندگیشون شده بود درس و مدرک و دانشگاه دیگه کم میارن و بی انگیزه میشن!!! خوبی مدل شما این بوده که این دلسردی و دلزدگی نسبت به پیشرفت و ندارین!!!!
پس با انگیزه تلاش کنید و مطمئن باشید با بازده خیلی بالاتر نسبت به قبل جلو میرین انگار که تو سراشیبی پیشرفت افتاده باشین.
توکلتون به خدا بیشتر باشه

درمورد کار و درس همزمان، بهتر که فعلا اگر امکانش هست براتون کار و بذارید کنار و از کسی برای تامین مخارجتون کمک بگیرید. حالا پدر یا برادر بزرگتر یا دوست ... این میتونه به عنوان قرض گرفتن باشه بعدا که شرایط درسی تون بهتر شد برای کار اقدام کنید و قرضتون و بدید. به نظرم این بهترین راه حله
علاقه مندی ها (Bookmarks)