چه خوب که حرف هاتو زدی و امیدوارم همینطور قوی و ثابت قدم بایستی. به نظر من ایشون همونطور که خودش هم گفته، از تعهد بلند-مدت به نوعی هراس داره. این هم جزو مواردی هست که اگر آمد خواستگاری، باید بری مشاوره ازدواج و مطمئن شی قولش یکی دو روزه نیست ....
بقیه اش رو بسپر به خانواده ات. اگر زنگ زد، عین یک خواستگار معمولی، قرار خواستگاری می ذارید و تشریف میارن و مراحل آشنایی رو طی می کنید. حواست باشه صرف تلفن زدن مادرش یا خواهرش، دوباره رابطه رو برنگردونی به حالت قبل. چرا که شاید خانواده اش تحت اصرار ایشون، صرفا واسه از سر باز کردن، به یه تماس کوچیک بسنده کنن و تمام. هر وقت اومدن خونهتون و بزرگترت یه تحقیق کوچیک انجام دادن و شرایط اولیه ( با توجه به دوری مسافت، متغییرهای مورد بررسی بیشتر هم میشه) تایید شد، به این رابطه امید ببند و انرژی بذار. وگرنه فقط خودت و دلت و جوانیت رو سرکار گذاشتی
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)