ممنون که توجه کردی.پست آقای مدیر رو هم تو اون تاپیک خوندی؟
تشکرشده 4,314 در 675 پست
ممنون که توجه کردی.پست آقای مدیر رو هم تو اون تاپیک خوندی؟
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
تشکرشده 9 در 4 پست
بله دوست گرامی پست مدیر رو هم خوندم ولی میگم اون خانم شیدا خیلی از من وضعیتش بهتره و از خدا میخوام ک تو زندگی آیندشم موفق باشه.. ولی دردها متفاوته؛ جنسشون، اونایی ک باعثش میشن و..... من تو سن 25 سالگی بدون هیچ گذشته و حال خوب... بماند..
آویژه (شنبه 29 آذر 93)
تشکرشده 4,314 در 675 پست
عزیز دلم، خواهر کوچکمبه نظرم جواب مستقیم سئوال شما را دوستان داده اند و من در مورد ازدواج شما جوابی دیگر ندارم مخصوصاجواب صبا_2009 در پست 6
شما به خاطر فشاری که رویتان بوده است تصور می کنید ما دو نوع خانواده داریم ، خانواده ای که اصالت دارد و خوب هست و خانواده ای که مشکلات دارد و نامناسب هست. و خودتون را در خانواده نامناسب می بییند و همه خواستگاران و دیگران را در خانواده های بدون مشکل.
واقعیت اینست که وقتی از بیرون گود نگاه می کنیم. همه خانواده ها به نسبتی مشکلات دارند. حتی آنهاکه ثروتمند، تحصیلکرده یا از طبقه بالای اجتماعی هستند. شما اگر به آمار طلاق و مشکلات خانواده ها نگاه کنید در همه صنوف و قشرها این مسائل هست.
اما قبول دارم که شدت آن در بعضی خانواده ها بیشتر هست.
در بعضی خانواده ها اعتیاد، در بعضی پرخاشگری، در بعضی خیانت، در بعضی مشروب خواری، در بعضی بی مسئولیتی و در بعضی ترکیبی از اینها.(و البته با توصیفی که از خانواده خودتون کرده اید شدت مشکلات در زندگی شما کاملا آشکار هست.)حق با توست. شاید من نتوانتم هیچ تصوری از میزان رنج تو نداشته باشم. شاید قسمت چندانی از ناملایمات تو را نچشیده باشم. شاید هر چه هم تعریف کنی نتوانم بفهمم چه سخت می گذرد برایت. اما می دانم که این رنج ها هر چه باشد و هر چقدر هم دشوار ، نباید تو را بشکند و دچار خمودی و حال خراب دائمی کند. نباید دائم با خودت تکرار کنی که چقدر شوربختی. باید به خودت بیایی و حق "شاد بودن" را از خودت دریغ نکنی، با وجود تمام ناشادی های اطرافت.
اگر نمی توانی به تنهایی، دور و تسلسل باطل اندوهوارت را بشکنی، شاید نیاز به کمک حرفه ای داشته باشی. شاید نیاز برای غلبه بر فسردگی و گرفتگی مدامت نیاز باشد دارو مصرف کنی. لطفا برو مشاوره و مشخص کن که حس و حال ناخوبت، سرچشمه گرفته از چیست.
لطفا همزمان با رفتن پیش مشاور، کارهای زیر را هم انجام بده و نتیجه را بگو:
1- به خودت و بدنت توجه کن. مراقب هر روزه از مو و پوستت داشته باش. آرایش کن و روبروی آینه، برای خودت و کودک آزرده درونت بخند و شادی کن.
2- یک هدیه برای خودت بخر، حتی اگر شده یک شاخه گل. اگر می توانی یک گلدان کوچک گل بگیر و از آن مراقبت کن.
3- یک کلاس ورزش تیمی ثبت نام کن و پیگیر باش. ایروبیک شد چه بهتر.
4- ارتباطت با دوستانت را گسترش بده. نیاز به محبت کردن و محبت دیدن در جان همه ما آدم هاست.
5- اگر روحیه ات اجازه می دهد، همکار جمعیت امام علی بشو و در خانه های کودکان جنوب شهر مثل دروازه غار یا خاک سفید، به بچه های کوچک درس بده یا برای مدتی بازی کن. قدم برداشتن برای شادی کودکان، حالت را خوب می کند.
6- اگر اهل عبادت و مراقبه هستی، و اگر خدا را مراقب خود در همه حال می دانی، دلت را با یاد خدا آرام کن و ارتباطت را با او محکم تر کن.
7- منتظر هستم بیایی و بنویسی که چکار کرده ای و نتیجه چه بوده![]()
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
ویرایش توسط آویژه : شنبه 29 آذر 93 در ساعت 23:43
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)