سامانتا جان شما هر دوتون قبل از ازدواجتون به فرد دیگه ای علاقمند شدید . ولی چون وارد زندگی با اون طرف نشدید فقط خوبیهای اون توی ذهنتون مونده . فقط ظاهر قضیه رو دیدید . در حالی که خودتون هم میدونید باطن قضیه چیز دیگه ای بوده و با اینکه هنوز وارد زندگی با اون شخص نشده بودید ولی مشکل رو کاملا احساس کردید برای همین تن به ازدواج با اون شخص ندادید . تصور کنید همسرتون هم اگر مثل شما فکر بکنه چه اتفاق می افته ؟ شما هیچ وقت زندگی موفق و دلچسبی نخواهید داشت اون هم به خاطر کسی که ارزش این کار رو نداره . این جمله رو خیلی دوست دارم . عاشق کسی باش که میگه باهات زندگی میکنم نه کسی که میگه برات میمیرم . این جمله های اغراق امیز در دوران دوستی خیلی زیاد گفته میشه . ولی باد هواست .و هیچوقت هم بهش عمل نمیشه . اصلا مردن یکی به درد ما نمیخوره . ما همه دنبال کسی هستیم که با ما زندگی کنه . عشق واقعی یعنی ما عمر و جوونی مون رو با کسی که دوستش داریم قسمت کنیم . همسر شما الان داره همین کار رو میکنه . ولی شما هنوز اون فرد قبلی رو فراموش نکردید برای همین فکر میکنید همسرتون هم همینطوره . اگه میخواهید اون به دوست قبلیش فکر نکنه اول شما باید روی خودتون کار کنید . تا شما عاشق ایشون نباشید نمیتونید انتظار داشته باشید که ایشون عاشق شما باشه . مگر نشنیدید دل به دل راه داره . چرا شما در رابطه جنسی اینطور احساس بدی داشتید ؟ این احساسات بد هر چقدر هم که پنهان کنید نا خواسته به ایشون منتقل میشه و باعث سردی روابط میشه . با این حال ایشون در هیچ زمینه از ابعاد زندگی براتون کم نمیگذاره و یک همسر ایده ال هست . بررسی کنید ایا ایشون سرد مزاج هستند ؟ میتونید از یک پزشک طب سنتی کمک بگیرید . البته خودتون هم میتونید بفهمید ایشون سرماییه ؟ موقع خواب پتو رو سفت میکشه روش یا بدون پتو میخوابه ؟ اگر سرد مزاج باشه کم بودن رابطه جنسی ممکنه اصلا به عشق و علاقه ربطی نداشته باشه و به خاطر غلبه سردی باشه و اون رو هم با استفاده از داروها و غذاهای سنتی میشه تعدیل کرد . فلفل هم خیلی خوبه . در غذاهاتون استفاده کنید .








علاقه مندی ها (Bookmarks)