مرسی از جوابتون
من عاشق شدن رو قبل از ازدواج تجربه کرده بودم اما به خاطر اینکه فکر میکردم اشتباهه و بعدا دچاره مشکل میشم رابطه مو با خاستگار قبلیم تموم کردم . که بعد با شوهرم اشنا شدم .شوهرم ومن یه دوست داشتن معمولی توام با احترام و منطق رو داشتیم و من فکر میکردم بعد از ازدواج همه چی فراموش میشه (شوهرم قبل از من با دختری دوست بوده و به قول خودش عاشق اون بوده).من طرف قبلیمو فراموش کردم اما متاسفانه عشقی از طرف شوهرم بهم داداه نشد.عشقی که دلمو بلرزونه ....و الان دارم فکر میکنم اگه با اون بودم حداقل مطمئن بودم منو از ته قلبش دوست داره
- - - Updated - - -
ممنون از جواب زیباتون
حرفتون کاملا منطقی هست .
من تو این دو سال خیلی تلاش کردم واسه رابطم .من حتی نذاشتم یه روز تو زندگیمون دعوا پیش بیاد همیشه هوای شوهرمو داشتم .سعی کردم یه مرد خوشبخت باشه .بعضی وقتا که حس میکنم ناراحته باهاش حرف میزنم و میگم چیزی ناراحتت میکنه .اونم با غم جواب میده نه من تو زندگیم همه چی دارم تو خیلی مهربونی زن خوبی هستی و .... ولی غمو تو چشاش میبینم .بد تر از همه اینه که حس میکنم غمه عشقه یکی دیگست و نمیتونم به رو خودم بیارمو خودمو کوچیک کنمو راجع به اون دختر باهاش حرف بزنم....









علاقه مندی ها (Bookmarks)