به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 آبان 95 [ 16:30]
    تاریخ عضویت
    1393-9-25
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,839
    سطح
    25
    Points: 1,839, Level: 25
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 28 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کیت کت نمایش پست ها
    عزیزم سعی کن اروم باشی و تصمیم عجولانه نگیری .به خودت و شوهرت یه مدت زمان بده و بعد تصمیم بگیر.سر خودتو گرم کن ...درست میشه.صبوری کن
    این دقیقا پست و نظر خودت تو تاپیک یه بنده خدای دیگست که با شوهرش تو خونه مادر شوهرش زندگی میکرد و حتی سرویس بهداشتی مستقل نداشت و تحقیر میشد و کتک می خورد الان ماهاست از شوهرش بی خبره بعد تو بهش گفتی صبور باشه و.....چرا خودت صبور نیستی و تازه داری دیوونه هم میشی! سامان تاسارای! عزیز چرا با این همه شرایط خوبی که گفتی به جای حل مشکلت یاد خواستگار قبلیت افتادی.فکر کنم راهنمایی دوستان تو خیلی از تاپیک ها یا مقاله های تالار کمکت کنه تا یه رنگ و لعابی به زندگیت بدی.به نظرم تو و شوهرت مشکل ارتباطی دارید
    توصیه میکنم اون یکی تاپیکت در مورد مسایل زناشویی ببندی واون موضکع رو همین جا دنبال کنی.

    کیت کت جان مرسی از راهنماییت .درسته من خودم خیلی منطقی هستم و همه ی کارامو رو منطق پیش میبرم .من تنها مشکلم اینه که وقتی شوهرم بهم محبت میکنه احساس میکنم دروغه . حس عشق بهم نمیده .حتی اواخر فقط از رو تکلیف باهاش رابطه جنسی دارم و یه بار وسطش گریه کردم البته شوهرم نفهمید ولی انگار بهم تجاوز کرده باشه....

    - - - Updated - - -

    در عین اینکه زندگی خوب و ارومی داریم ولی رابطه ی جنسی تقریبا 2 بار در ماه هست .خوب شما بگید کدوم مردی یه که زنشو دوست داشته باشه اونم جوری که شوهر من ادعا میکنه و اینقدر کم طرف زنش بیاد؟من بارها رفتم سمتش ولی فایده ای نداشته

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر بیخیال نمایش پست ها
    با سلام خانوم سامان تا سارا! ( چه اسم جالبی)

    خانوم گل، تا با یکی زندگی نکردی، باهاش ماهها یا شایدم سالها رفت آمد نداشته باشی نمیتونی بگیر کامل میشناسیش تا تو ناخوشیا و بحران های زندگیتون نبینی، تا تو این شرایط رفتارها و عکس العمل هاش و نبینی و ارزیابی نکرده باشی، هیچوقت هیچقوت هیچقوت نمیتونی بگی اگه اون جای شوهرم بود باهاش حتما حتما خوشبختر میشدم
    حتی نمیتونی بگی از این شرایط، شرایط اون موقعت بهتر میشد!
    چون نمیشناسیشون! چون بطور کامل نمیشناسیشون!

    تو الان با شوهرت زندگی کردی! باهاش تو غم ها و شادی ها شریک بودی!
    خیلی از عادات بد و خوب ایشون و میشناسی!

    حالات عصبانیو ناراحتیش و در کنار شادی ها و ابراز علاقه ها هم دیدی!

    اما آیا این تجربه هایی که گفتم و خیلییی از تجربه های دیگه ای که با همسر داشتی، و با این خواستگارتون هم تجربه کردین؟ یا نه صرفا فقط ابراز علاقه پوچ و توخالی درحد حرف و دیدین؟

    ااگه این حرفا و ابراز علاقه های روز آشنایی کارساز بود و خوشبختی آفرین بود که الان این تالار پر از تاپیک های جدایی و طلاق نبود! پر از تاپیک های خیانت آمیز نبود! پر از خانوم هایی نبود که با کمبود محبت و بی توجهی شوهر روز و شب درگیرن!

    نمیدونم معیاراتون چیه، و برچه اساسی انتخاب کردین! اما اگه واقعا عقلانی انتخاب کردین بنظر من درست انتخاب کردین! چون انتخاب عاقلانه و به انتخاب احساس ی ترجیح میدم و میدونم، خطر و ضررش کمتره! ریسکش نسبت به بقیه انتخاب ها کمتره!

    عشقی که حرفشو میزنین در طول زندگی هم میتونه میش بیاد ولی نباید انتظار داشته باشین یک شبه پیش بیاد باید صبورتر باشین.

    شاید اون خواستگارتون عادات بدتری نسبت به همسرتون داشته باشن که از توان تحمل شما خارج باشه!
    شاید خواستگارتون حرفاشون فقط در حد همون حرف باشه و بس.

    شاید آدمی باشن که تو احساسات افراطی باشن، همونطور که یروز ظرف عشقشون از عشق زیادی لبریز میشه، وقتی عصبانی هم میشن ظرف وجودیشون از عصبانیت و نفرت هم لبریز شه و تو احساسات حالت تعادل نداشته باشن! این خوب نیست که یروز از عشق زیادی تا آسمون هفتم ببرنتون! یروز از عصبانیت زیاد از آسمون هفتم تا زیر زمین سقوط آزاد داشته باشین!

    تو این صعود و سقوط زیادی مطمعنا از پا درمیآمدین!

    اما اگه هیچکدوم از اینا هم نبود بهترین آدم و مرد دنیا هم اگه بودن، در حال حاضر به شما دیگه مربوط نیست به هردلیلی بالاخره شما به ایشون نه گفتین و به همسرتون بله!
    .

    بهتره سعی کنین با همسرتون بهترین زندگی و برای خودتون و همسر و انشالله فرزندانتون در آینده بسازین.

    - - - Updated - - -

    الان تاپیک قبلیتون و خوندم.

    بنظرم بهتره پیش یک مشاور خوب برین باوهمسر در نهایت آرامش صحبت کنین و ازشون بخواین برای جلوگیری از تنش های احتمالی بهتره دیگه با دوستشون و اون دختر رفت و امد نداشته باشین.
    اگه توانشو دارین، محل زندگیتون و عوض کنین.

    از مشاور بخواین از روحیه حساس خانوم ها برای همسرتون بگن .
    اینکه اگه میخواین شما به ایشون اعتماد کنین نباید حرفی از اون دختر دوباره بزنن یا خاطره ای ازشون چه به صورت تصویری چه گفتاری براتون بازگو کنند.

    به همسرتون بگین میدونین دوستتون دارند و شما میدونین که خیلی از اون دختر بهتر هستین و چند تا از خوبی هایی که دارین و اون دختر نداشت بگین .بعدشم خودتو واسشون لوس کنین مابین شوخی و جدی بگین، پس تو خیلی شانس آوردی که با من ازدواج کردی! !!

    اما اینم بگین که در حال حاضر به خاطر مسایلی حس میکنین، اعتماد لازم و از دست دادین
    برای اینکه اینکه اعتماد دوباره ساخته بشه و بینتون شکل بگیره نیاز به همکاری ایشون دارین! ازشون بخواین بهمدیگه کمک کنین تا زندگی خوبی برای هم بسازین.بهشون بگین این همکاری و ساخت یک زندگی ایده آل به نفع هردوتونه.!

    مگه چقدر زندگی میکنین که بخواین همونقدر هم حسرت گذشته و بخورین شما حسرت از دست دادن خواستگار قبلی همسرتون حسرت از دست دادن دوست دختر قبلی.

    هردوتون با آگااهی کامل همدیگرو و انتخاب کردین پس وقتشه که از انتخابتون لذت ببرین.

    همسرتون اگه اون دختر و میخواست حتما بمحضی که شرایط ش جور شد با اون دختر ازدواج میکرد! پس وقتی ازدواج نکرده یعنی خودشم اون دختر و نمیخواسته!


    دختر بی خیال مرسی از همه چیز .کاش منم بی خیال بودم ....
    کاش اون پست رابطه ام رو هم بخونی و نظرتو بگی....
    من نمیدونم دم خروسو باور کنم یا قسم حضرت عباسو؟
    اوایل فکر میکردم مشکل از منه شاید جذاب نیستم ولی وقتی تحلیل میکنم میبینم قبل از ازدواجم خیلی از پسرا میخواستن باهام باشن و فکر میکنم تو این قضیه مشکلی نداشته باشم .من با اینکه اندامم بد نیست ولی باشگاه میرم و به بدنم اهمیت میدم .....
    غیر از اینه که شوهرم واقعا دوسم نداره و تموم زندگیم دروغه؟؟؟؟؟؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید samantasara تشکرکرده است .

    ali -guilan (جمعه 28 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.